تبليغاتX
همگرایی شیعه و اهل سنت

در پی طرح ادعای شیعه نشدن پسر مفتی اهل سنت جهان از سوی دستیار وی، عبدالرحمن یوسف، پسر شیخ قرضاوی این ادعا را تکذیب و تأکید کرد، مواضع وی تنها از سوی خودش یا دفترش اعلام می‌شود و ادعاهای هر منبع دیگری درباره مسائل شخصی وی، عاری از صحت و اعتبار است.
روزنامه سعودی "الوطن" به نقل از "محمد سلیم العوا" دستیار شیخ یوسف القرضاوی، مفتی اهل سنت جهان و دبیرکل اتحادیه جهانی علمای مسلمان نوشت: «من با قرضاوی شاعر (پسر شیخ یوسف القرضاوی) دیدار کردم و او ماجرای شیعه‌شدنش را که نقل رسانه‌ها شده است، تکذیب کرد.»

وی با بیان اینکه پسر قرضاوی قصد داشته از ترویج‌کنندگان شایعه شیعه‌شدن خود که سوابق مشابهی در این مورد دارند شکایت کند، مدعی شد: «وی اکنون از طرح شکایت منصرف شده است.»

دستیار شیخ القرضاوی افزود: «رواج این گونه شایعات، امری تأسف‌بار است و باید متوقف شود.»

از سوی دیگر، همزمان با گفت‌وگوی العوا با روزنامه سعودی "الوطن"، عبدالرحمن یوسف القرضاوی (پسر شیخ یوسف القرضاوی) با انتشار اطلاعیه‌ای در پایگاه اطلاع‌رسانی شخصی خود، تأکید کرد: «هر منبعی که ادعا کند مورد اطمینان یا نزدیک به اینجانب است و یا بخواهد خبری را درباره اینجانب اعلام کند، یا یک منبع دروغگوست یا منبعی است که از سوی رسانه‌هایی دستکاری شده که امانت‌داری و ویژگی‌های حرفه‌ای خود را فراموش کرده‌اند.»

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


دبیرکل انجمن روحانیون شیعه کویت از نخست وزیر دانمارک خواست از مسلمانان سراسر دنیا برای اظهارات اهانت‌آمیز خود درباره پیامبر عظیم الشأن اسلام عذرخواهی کند.
به گزارش شیعه نیوز، محمد باقر المهری دبیرکل انجمن روحانیون شیعه کویت گفت: اظهارات آندرس فوگ راسموسن نشان دهنده انزجار آن نسبت به اسلام و پیامبر آن و همچنین ترس وی از گسترش اسلام در سراسر دنیا است.

وی استدلال کرد که که اسلام به آزادی مردم برای بیان عقاید خود احترام می گذارد اما اظهارات نخست وزیر دانمارک علیه پیامبر اعظم (ص) غیر قابل قبول است و می‌تواند به واکنشهای خشونت آمیز از سوی برخی از گروه های مسلمان منتهی شود.

دبیرکل انجمن روحانیون شیعه کویت همچنین خواستار دادخواستی علیه راسموسن در دادگاه‌های بین‌المللی شد و اهمیت تأسیس مرکزی برای ارتقای آگاهی عمومی درباره حقانیت اسلام را مورد تأکید قرار داد.

المهری همچنین گفت : فعالیت گروه‌های تروریستی در بخشهای مختلف جهان به اسلام ارتباطی ندارد و ملتهای مسلمان از تبعات اقدامات این گروه‌ها رنج می‌برند.
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


"ماهر حمود" از شخصیت های برجسته سنی مذهب لبنانی اظهارات اخیر شیخ "یوسف القرضاوی" علیه ایران و شیعیان را اشتباه خواند.

به گزارش شیعه نیوز، حمود در گفت و گو با شبکه خبری "العالم" با بیان این مطلب گفت: این که برخی از فرزندان اهل سنت تحت تاثیر مقاومت لبنان یا ایران قرار بگیرند امری طبیعی است.
وی افزود: کسانی که ادعاهای نویسندگان فتنه انگیز در برخی کشورهای عربی و اسلامی را علیه انقلاب اسلامی ایران دنبال می کنند، در می یابند که انتشار این گونه ادعاها و تبلیغات علیه انقلاب اسلامی از سوی مقامات کشورهای عربی متضرری صورت می گیرد که نگران انقلاب ملت هایشان علیه خود هستند.
این شخصیت برجسته سنی مذهب لبنانی، با اشاره به تلاش هایی که برای ربط دادن بین انقلاب اسلامی ایران با مقوله های طائفه گرایی و مذهب گرایی که از طریق عناصر دست نشانده آمریکا در منطقه صورت می گیرد؛ اظهار داشت: مواضع راهبردی ایران از طایفه گری و مذهب گرایی تنگ نظرانه کاملا" به دور است.
وی افزود: اختلافات مذهبی از آغاز تاریخ اسلامی وجود داشته و نمی توان آن را انکار کرد و این اختلافات در هر برهه از زمان با توجه به تحولات تاریخی و سیاسی، شدت و ضعف پیدا کرده است و این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران از سی سال گذشته و به دور از اختلافات مذهبی به دستاوردهای اسلامی بزرگی نایل شده است.
حمود اظهار داشت: شعارهای مطرح و مهمی که ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی سر داده است بیانگر ایده ای از یک نظام مستقل اسلامی غیر وابسته به شرق یا غرب بوده است؛ آن هم در دوره ای که انسان باید یکی از دو بلوک شرق یا غرب را انتخاب می کرد.
وی تاکید کرد انقلاب اسلامی ایران روحیه مقاومت را در امت اسلامی زنده کرد.
این شخصیت سنی مذهب لبنانی تصریح کرد ایران در طول هشت سال جنگ تحمیلی ، در معرض محاصره و تنگناهای زیادی قرار گرفت اما با این حال توانست به دستاوردهای گران بهایی چون ایجاد روحیه مقاومت در لبنان نایل شود و نیز ائتلاف های راهبردی در منطقه را تغییر دهد.

حمود از تلاش های عمدی یا غیرعمدی برای نشان دادن ایران به عنوان دشمن اعراب یا اهل سنت انتقاد کرد و اظهار داشت: تجربه طولانی مدت مسلمانان با انقلاب اسلامی ایران و مقاومت در لبنان آشکارا ثابت کرده است که برنامه های طایفه گری در پشت طرح های انقلاب اسلامی ایران و مقاومت لبنان در منطقه وجود ندارد.
وی افزود: بحران سیاسی در لبنان و حوادث دو سال گذشته در این کشور با برنامه ریزی "بندر بن سلطان" شاهزاده سعودی صورت گرفت که روابط مستحکمی با نهادهای مختلف آمریکایی دارد و در جهت خدمت به طرح آمریکا فعالیت می کند.
حمود اظهار داشت: دلایل و اسناد محکم زیادی هست که نشان می دهد آمریکا و اسراییل به مسایل مورد اختلاف و در راس آنها طایفه گری و مذهب گرایی دامن می زنند.
این شخصیت سنی مذهب لبنانی هشدار داد: طرح هایی وجود دارد که در آنها به شیوه های غیر اخلاقی مانند تخریب مذاهب از طریق انتشار خبرهای دروغ یا تامین مالی تکیه می شود.
وی از موضع عاقلانه حزب الله در مورد مساله مذهب گرایی در لبنان تمجید کرد و گفت: دستاوردهای مقاومت لبنان باعث افتخار برای همه مسلمانان جهان است.
این شخصیت سنی مذهب لبنانی در باره تحجر فکری و تکفیر برخی از طوایف مسلمانان علیه طوایف دیگر هشدار داد و تاکید کرد که امت اسلامی به قیام در زمینه حمایت از مقاومت و جهاد به منظور مقابله با رژیم اشغالگر اسراییل و طرح های آمریکا نیاز دارد.
حمود در عین حال افزود: همه طرح و توطئه های دشمنان برای تخریب و ضربه وارد کردن به مقاومت اسلامی از طریق فتنه انگیزی و ایجاد اختلافات داخلی و تفرقه انداختن بین مسلمانان با شکست مواجه شده است.
این شخصیت سنی مذهب لبنانی با اشاره به این که تندروها با بسیاری از علمای طرفدار تقریب مسلمانان مقابله می کنند؛ خواستار طرحی شد که به طور واقعی باعث نزدیک کردن فرزندان امت اسلامی شود.
حمود در پایان این مصاحبه بر لزوم توافق درباره پیمان یا قانونی برای وحدت اسلامی از طریق تدوین مفاد آن با اتفاق نظر نمایندگان همه طوایف اسلامی و توافق برسر نقاط مشترک به منظور پشت سرگذاشتن اختلافات بین مسلمانان تاکید کرد و گفت: امروزه روحانیون مسلمان برای تحکیم وحدت میان فرزندان امت اسلامی مسوولیت بزرگی بر عهده دارند.
یوسف القرضاوی که خود را از علمای اهل تقریب مذاهب اسلامی می داند اخیرا در گفت وگو با روزنامه مصری "المصری الیوم" سخنان ضد شیعی مطرح کرد که در تعارض با ضرورت وحدت اسلامی مسلمانان بود.
وی در اظهارات خود به تحریک سنی ها علیه شیعیان پرداخت و از آنچه تبلیغات شیعیان در کشورهای سنی نامیده بود ، ابراز نگرانی کرد.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |




محمدرضا نوري شاهرودي
آقاي شيخ يوسف قرضاوي روحاني مصري تبار كه با گذرنامه قطري در آن امارت نشين زندگي مي كند و بيش از 47 سال كه موطن اصلي خويش را ترك نموده و بنا به عللي كانال معلوم الحال الجزيره قطر كه با دلارهاي نفتي بلندگوي سازمان تروريستي القاعده در بين كشورهاي عربي و منطقه است نامبرده را هر هفته مهمان كانال خويش نموده و با بحث پيرامون مسائل اجتماعي اسلام به بينندگان كشورهاي عربي پاسخ مي دهد با طرح بحث « شريعت و زندگي » توانسته است مخاطبيني را در جهان اسلام متوجه كانال تلويزيوني الجزيره نمايند ضمن آنكه باعث شهرت فراوان خود در جهان عرب گرديده است البته كانال الجزيره در هر فرصتي براي تفرقه در بين ملل اسلامي سواستفاده مي كند چندي پيش به ساحت مرجعيت شيعه بدترين اهانتها را نمود و سپس با پخش اظهارات و ياوه سرائي هاي نفر دوم القاعده عليه ايران باعث رنجش افكار عمومي در جهان اسلام گرديد.
اين كانال با سواستفاده از بحث آزادي بيان هدفمندانه باعث فتنه و آتش افروزي در بين مسلمانان مي شود و جالب آنكه در چند صد متري مركز همين تلويزيون در قطر بزرگترين پايگاه نيروي هوائي امريكا در منطقه خليج فارس قرار دارد كه در سركوب مسلمانان زبانزد خاص و عام است . من لازم دانستم در مقدمه اين نوشتار براي خوانندگان توضيح دهم كه سخنان آقاي قرضاوي از چه بلندگوئي پخش مي شود و دولت قطر كه ادعاي همكاري مسالمت آميز با كشورهاي منطقه را دارد نبايد نسبت به افكار فتنه انگيز و تفرقه افكن هاي قرضاوي بي تفاوت باشد آنهم در ماه مبارك رمضان كه فرصت مناسبي براي همدلي و وحدت است .
1 ـ ايران روياي تشكيل يك امپراطوري و تسلط بر دنياي اهل سنت دارد .
2 ـ مذهب شيعه در مصر سودان تونس الجزاير و مغرب بسرعت درحال پيشرفت است .
3 ـ در جنوب شرق آسيا چون اندونزي و مالزي و در آفريقا چون نيجريه و سنگال مذهب شيعه روزبروز طرفداران جديدي پيدا مي كند .
3 ـ اقليت شيعه به مرور حق خود را در كشورهائي كه اكثريت سني دارند مطالبه خواهد كرد .
4 ـ ايران مطامع امپرياليستي خود را با حس ناسيوناليستي ايراني به اضافه مذهب تشيع مخلوط نموده و بسرعت درحال نفوذ در جهان اسلام است .
5 ـ وي مي گويد 47 سال قبل كه از مصر خارج شده هيچ شيعه اي را در آن كشور نمي شناخته ولي امروز چند درصد از كل جمعيت 80 ميليوني مصر را شيعيان تشكيل مي دهند و در اطراف قاهره چند صد هزار شيعه زندگي مي كنند كه بعضا از مهاجرين عراقي هستند. البته آقاي قرضاوي فراموش كرده مركز دولت فاطميون كه مروج مذهب شيعه بوده اند در مصر قرار داشته است .
وي مي افزايد كشورهاي خليج فارس كه شيعه در آن مانند عربستان سعودي در اقليت هستند حمايت ايران از شيعيان عراق را يك خطر تلقي نموده و احساس ناامني مي كنند.
خوشبختانه موجي از اعتراض و اعلام بيزاري از سوي علماي بزرگ و متفكرين جهان اسلام بر عليه سخنان و بي محتواي آقاي قرضاوي بوجود آمد خصوصا علماي مصر اين گونه بحث ها را باعث جدائي بيشتر مسلمانان از يكديگر و در نتيجه تضعيف موقعيت كشورهاي اسلامي دانستند.
1 ـ آقاي « طارق البشيري » از متفكرين ميانه رو طي مقاله اي در روزنامه الدستور مصر با انتقاد شديد از اظهارات آقاي قرضاوي مي گويد : نمي دانم چرا وي مي خواهد بين امت اسلامي آتش افروزي كند.
البشيري مي گويد : خطرناك ترين چيز براي امت اسلامي « فاشيسم » اكثريت سني عليه شيعيان است كه آنان را در مقابل يكديگر قرار دهد تا حدي كه قتل و كشتن يكديگر را نوعي عبادت تلقي نمايند آقاي قرضاوي بايد بداند انتخاب مذهب براي هر مسلماني آزاد است . »
2 ـ آقاي « فهمي هويدي » از نويسندگان اسلامي هم ضمن مخالفت با اظهارات آقاي قرضاوي مي گويد : « دو جريان موازي در جهان اسلام نشان دهنده آنست كه جرياني چون قرضاوي بدنبال حمايت از قوميت ها است و جريان ديگر بدنبال ايجاد وحدت و حمايت از امت اسلام است . »
3 ـ دانشگاه الازهر قاهره كه از قديمي ترين دانشگاههاي جهان اسلام است نيز بااشاره به فتواي مفتي وقت الازهر آقاي شيخ محمود شلتوت در سال 1338 تشيع را يكي از شاخه هاي مشروع دين مبين اسلام دانسته و عمل به آن مذهب را مانند ديگر مذاهب اسلامي صحيح و مجزي اعلام مي نمايد .
4 ـ در ايران نيز آيت الله سبحاني بصورت جامع و مشروح و مستدل به سخنان مورخ 13 رمضان 1429 آقاي قرضاوي پاسخ داده و مي فرمايد : « درايت و حكمت از بزرگان مي طلبد كه بيشتر به مواضع مشترك توجه نمايند و مسائل علمي و يا اختلافي را در كنفرانس ها و همايش هاي تخصصي بدور از جنجال هاي سياسي مطرح نمايند. »
ظاهرا خشم آقاي قرضاوي از آنست كه حقانيت مذهب تشيع وارد خانه ايشان شده و باعث هدايت فرزند نامبرده آقاي « عبدالرحمن يوسف قرضاوي » گرديده است . در همين راستا روزنامه البلد لبنان فاش ساخت كه علت خشم شديد قرضاوي از مذهب تشييع شيعه شدن فرزند وي « عبدالرحمن » است كه در چند روز گذشته سايت خبري وي كه از سرشناس ترين شاعران جهان عرب است غيرفعال شده البته آقاي عبدالرحمن از انتشار تصاوير پدرش در پايگاه اطلاع رساني خود پرهيز مي نمود.
سئوالي كه مطرح مي باشد اينست كه چرا آقاي قرضاوي از پيشرفت سريع مذهبي نگران است كه پيروانش در لبنان با نبرد تاريخي خود با صهيونيستها آبروي برباد رفته اعراب را باز گرداندند
چرا آقاي قرضاوي بجاي پرداختن به اين گونه بحثهاي انحرافي از حماسه تاريخي مردم ايران در پشتيباني از ملت مظلوم فلسطين سخن نمي گويد
شكايت مسلمانان و نخبگان قطر از آقاي قرضاوي كافي نيست وي بايد با عذرخواهي از چندين صد ميليون شيعه در جهان درصدد جبران اظهارات ناپسند خود برآيد.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


حجت‌الاسلام والمسلمين علي الكوراني، از علماي لبناني مقيم شهر مقدس قم در گفت‌وگويي با شبكه تلويزيوني "اهل البيت(ع)" اعلام كرد: «آقاي عبدالرحمن القرضاوي، پسر شيخ يوسف القرضاوي (مفتي اهل سنت) به مذهب تشيع گرويده و عصبانيت شيخ از شيعيان در مدت اخير نيز ناشي همين مسأله است و اينجانب از اين بابت اطمينان دارم.»

الكوراني در پي اعلام اين خبر از شبكه جهاني "اهل البيت(ع)" و تماس‌هاي متعدد شيعيان و اهل سنت از كشورهاي مختلف با وي، در پايگاه اطلاع‌رساني "الغدير" و شبكه تلويزيوني "الانوار" نيز حضور يافت و در پاسخ به پرسش‌هاي مخاطبان اين رسانه‌ها نيز بر اطمينان خود از تشيع پسر قرضاوي تأكيد كرد.

روزنامه لبناني "البلد" نيز هفته گذشته فاش كرده بود، علت خشم اخير شيخ يوسف القرضاوي از مذهب تشيع، شيعه‌شدن يكي از نزديكان اوست. اين روزنامه به رابطه خويشاوندي وي اشاره‌اي نكرده بود اما شيخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علماي برجسته لبنان نيز در پي انتشار اين خبر، صحت آن را تأييد كرد.

در پي اعلام اين خبر، پايگاه اطلاع‌رساني "عبدالرحمن يوسف" از ديروز غير فعال شده و امكان رؤيت محتواي آن وجود ندارد.

عبدالرحمن يوسف از برجسته‌ترين شاعران عرب است و تا كنون نخواسته با نام خانوادگي "القرضاوي" شناخته شود و از انتشار نام خانوادگي و تصاوير پدرش در پايگاهش خودداري كرده است.

روزنامه كويتي "الجريده" نيز پيش از اين، در عنوان انتخابي خود براي گفت‌وگوي تفصيلي با اين شاعر بزرگ مصري، از عبارت "پسر شيخ قرضاوي" استفاده كرده است كه اين مطلب تا كنون از سوي عبدالرحمن يوسف، تكذيب نشده است.

وي دو فيلم ويديوئي از گفت‌وگوي زنده خود با شبكه تلويزيوني "المنار" لبنان را نيز بر روي پايگاه اطلاع‌رساني شخصي خود در اينترنت قرار داده بود كه پس از جنگ 33روزه از اين شبكه شيعي متعلق به حزب‌الله لبنان پخش شده است.

وي در اين برنامه، قصيده‌اي را در مدح سيد حسن نصرالله قرائت كرد كه در آن، اشخاصي را كه پيروان مذهب تشيع را "لعن‌كنندگان" ياران پيامبر(ص) مي‌خوانند، به سخره گرفته است.

عبدالرحمن يوسف كه اكنون از برجسته‌ترين معارضان سياسي مصر و عضو جنبش ضد دولتي "الكفاية" نيز هست و اشعار شديداللحني عليه "حسني مبارك" سروده است، در سال‌هاي اخير، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت به‌ويژه جمهوري اسلامي ايران و حزب‌الله لبنان، به شيوه‌هاي مختلف ابراز كرده و از جمله آنها قصيده‌اي است كه در بيت پاياني آن آورده است:

« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـيْـنـَيـْـكَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤيـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوي وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...

بالأمْـس ِ كـُنـَّـا نـَـرَى في العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و اليـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "

(چشم‌بندت را از ديدگانت بيفكن زيرا چشمانت را از ديدن آتشي كه چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا ديروز عزت را در قاهره مي‌ديديم اما امروز از شوق دستيابي به عزت، تهران را مي‌نگريم.)

پايگاه اطلاع‌رساني هجر نيز به نقل از يك منبع آگاه اعلام كرد: «عبدالرحمن يوسف، انساني اخلاق‌مدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ مي‌كند و به همين دليل تا كنون از اعلام علني تشيع خود، خودداري كرده و سعي دارد اين موضوع را از طريق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل كند و اذا تا اطلاع ثانوي، از اعلام اين پرهيز خواهد كرد.»

عبدالرحمن يوسف كه از محبوبيت فراواني بين عرب‌زبانان جهان برخوردار است، همچنين پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهاي بنت‌جبيل، مارون‌الرأس و ضاحيه جنوبي بيروت كه منطقه شيعه‌نشين پايتخت لبنان است ضمن بازديد از ويرانه‌هاي باقي‌مانده از حملات رژيم صهيونيستي، با شيعيان و ايتام شهداي اين مناطق، ابراز همدردي كرد.

وي همچنين ديوان جديدي با عنوان "اكتب تاريخ المستقبل" (تاريخ آينده را بنويس) منتشر كرده است كه در ابتداي كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدايي به حضرت سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله كه از پروردگارم مي‌خواهم او را از شر موشك‌هاي يهود و نيز موشك‌هاي اعراب حفظ كند.»

عبدالرحمن القرضاوي، در مقدمه اين كتاب كه آن را بر روي پايگاه اطلاع‌رساني خود قرار داده، آورده است: «بيشتر قصايد اين ديوان، در جريان حمله شكست‌خورده اسرائيل به لبنان در تابستان سال 2006 ميلادي نگاشته شده و همه آنها به استثناي قصيده "تاريخ آينده را بنويس" در نشريات مصري و انگليسي چاپ شده است.»

وي مي‌افزايد: پيش از پايان جنگ و صدور قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر آتش‌بس، قصيده "تاريخ آينده را بنويس" را آغاز كردم و آن، قصيد‌ه‌اي بود كه قصد داشت معناي "پيروزي" را بيان كند و به گذشته درگيري و آينده ادامه‌دار آن بپردازد اما عجيب بود كه قصيده پا به پاي من پيش نمي‌آند كه آنكه احساس كردم الهام اين شعر به من قطع شده و در اين هنگام بود كه پيامي تلفني دريافت كردم كه گفت: «هرگز اين قصيده را ننويس مگر آنكه خودت با پاي خود به مناطق آزادشده جنوب لبنان گام بگذاري!» و من نيز بلافاصله پس از پايان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر كردم و بسياري از مناطق جنگ‌زده را از نزديك ديدم؛ ويراني‌ها و آوارها را پيش از آنكه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهم‌تر، پهلواناني را به چشم خود ديدم كه اين پيروزي را آفريده بودند و در اين هنگام بود كه سرايش اين قصيده را از سر گرفتم و آن را در روز بيست و ششم رمضان همان سال به پايان رساندم.»

اين شاعر عرب با بيان اينكه بيشتر ابيات اين قصيده را در راه قاهره، اسكندريه، بيروت، قانا و بنت‌جبيل سروده است، تأكيد مي‌كند: «همچنان اين قصيده را يك تجربه حسي متمايز مي‌دانم و در پايان بايد از مسؤولان حزب‌الله لبنان كه با من همكاري كردند و فرصت بازديد از اماكني را كه مي‌خواستم فراهم كردند قدرداني كنم.»

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


برخی از کارشناسان سیاسی مصری سخنان ضدشیعی یوسف القرضاوی را رد کرده و گفتند: سخنان رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان اختلاف میان مذاهب سنی و شیعه را برمی‌انگیزد و با ضرورت وحدت اسلامی در تعارض است.

به گزارش شیعه نیوز، برخی از کارشناسان سیاسی مصری در واکنش به سخنان ضدشیعی یوسف القرضاوی آن را مخالف تثبیت وحدت اسلامی خوانده و یادآور شدند: سخنان یوسف القرضاوی در گفتگو با روزنامه مصری "المصری الیوم" علیه شیعیان، اختلاف میان مذاهب سنی و شیعه را بر می‌انگیزد چرا که این موضوع از حساسیت شدیدی برخوردار است.

دکتر محمود فرج معاون سابق وزیر خارجه مصر با اشاره به سخنان ضد شیعی قرضاوی افزود: تبلیغات شیعیان در مصر سخنی موهوم و بی‌اساس است. زیرا من در مدت 5 سال که سفیر مصر بودم هیچ تلاشی از سوی شیعیان برای تبلیغات ندیدم. اصلاً ندیدم که شیعیان بر سنیها فشار وارد آورند تا شیعه شوند و یا شیوه‌های دیگری از سوی شیعیان ندیدم که با هدف تبلیغ انجام شود.

دکتر محمد سعید عبدالمؤمن استاد مطالعات ایرانی دانشگاه عین شمس تصریح کرد: مسئله تبلیغات شیعه حساسیت بسیاری دارد که باید با احتیاط درباره آن سخن گفته شود.

دکتر مصطفی لباد مدیر مرکز مطالعات منطقه ای و استراتژی خاورمیانه در مصر اظهار داشت: قرضاوی زمان مناسبی را برای بیان این سخنان انتخاب نکرده است؛ بنابراین باید منتظر واکنشهای مسلمانان شیعه می‌ماند.

بر اساس گزارشهای الجزیره، شیخ عسکر عضو کمیته دینی پارلمان مصر نیز سخنان یوسف القرضاوی را رد کرد.

دکتر عبدالمعطی بیومی استاد عقیده و فلسفه و عضو مجمع مطالعات اسلامی الازهر اظهار داشت: اختلاف میان مذاهب اسلامی که شیخ یوسف القرضاوی در سخنان خود نسبت به آنها هشدار داده است، از بین نمی‌رود، بلکه اختلاف میان سنی و شیعه را شعله‌ور می کند. اگر چه اختلاف میان مذاهب اسلامی به ویژه سنی و شیعه از صدها سال پیش وجود دارد، اما این اختلاف با گفتگو رفع می شود و نیازمند ایجاد آرامش است.

محمد الدرینی دبیر شورای عالی حمایت از اهل بیت (ع) (مؤسسه شیعی مصر) درباره سخنان یوسف القرضاوی گفت: نشانه های تبلیغات شیعیان در کشورهای سنی که قرضاوی درباره آن صحبت کرده است، چیست؟ آیا منظور او مطبوعات شیعه است و یا منظور دیگری دارد. از سوی دیگر تحریک سنیها علیه برادران شیعه، اختلاف میان دو گروه را افزایش می‌دهد، آن هم در شرایطی که دشمنان بسیاری منتظر فرصت هستند و وحدت امت اسلام را تهدید می‌کنند.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

در پی اعتراض و انتقاد علما و شخصیت های برجسته دینی کشورهای اسلامی نسبت به سخنان قرضاوی علیه شیعه، وی با صدور بیانیه ای از تحریف سخنانش توسط روزنامه «المصری الیوم» ابراز نارضایتی کرده و خود را مدافع شیعیان در مقابل تندروهای اهل تسنن دانسته است.


به گزارش شیعه نیوز، یوسف قرضاوی در بیانیه خود آورده است: من اذعان می کنم که روزنامه « المصری الیوم» سخن مرا دقیق و کامل نقل نکرده و در آن دخل و تصرف نموده است.

وی افزوده است: در رساله خود، نظر کسانی که شیعیان را به تحریف قرآن متهم می کنند و آنان را کافر می پندارند، رد کرده و گفته ام تمامی شیعه معتقد به قرآن هستند و از همین رو آن را تلاوت و حفظ کرده و در مسائل اعتقادی به آن استناد می کنند.

یوسف قرضاوی ادامه داده است: هرگز نزد شیعیان قرآنی که مغایر قرآن ما باشد، دیده نشده است و قرآن های چاپ ایران همان قرآن هایی است که در مصر و عربستان چاپ می شود.

وی در بیانیه خود آورده است: شیعیان،خود نسبت به این ادعا که بعضی از جزء های قرآن ناقص است اتفاق نظر نداشته و محققان شیعه نیز این رای را مردود می شمارند.

وی افزوده است: بنده در همین راستا و در بیان عدم تحریف قرآن مجید و مصون بودن آن از هرگونه فزونی و کاستی، به نقل اقوال شیعیان معتدلی پرداخته ام که مورد استناد علمای اهل سنت است.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

«محمد شحاده» چهل و پنج ساله، عضو سابق جنبش فتح فلسطين که سپس به جنبش جهاد اسلامي پيوست و به یکی از اعضای ارشد گردان‌هاي القدس (بخش نظامی جهاد اسلامی) بدل شد اواخر اسفند سال 1386 به همراه سه تن از همراهانش ـ «عيسى مرزوق»، «عماد الكامل» و «أحمد البلبول» ـ در شهر "بيت لحم" واقع در کرانه باختری مورد هجوم نظامیان اشغالگر قرار گرفتند و در دم به شهادت رسیدند.

 

0rd7z1typ61nijwyvtki.jpg


پس از اين واقعه، «شحاده شحاده» فرزند نوزده ساله‌ي شهيد شحاده اعلام كرد كه پدرش شيعه شده بود و گفت: «پدرم تصمیم گرفت تسلیم نشود و شهادت را انتخاب کرد ؛ درست شبیه امام حسین (ع) که در کربلا جنگيد و شهادت را برگزید».
لازم به ذكر است كه همين گرويدن شهيد محمد شحادة به مذهب تشيع، موجب مظلوميت وي گرديد، و علاوه بر حمله رسانه‌ها و برخي سران سني ـ نظير مجله «المجلة» ، برخي از رسانه‌هاي وابسته به جنبش حماس و چند روحاني وابسته به الازهر ـ به او در زمان حياتش، شهادت مظلومانه وي نيز به نوعي مورد بايكوت رسانه‌اي قرار گرفت. متأسفانه اين مظلوميت و مهجوريت، به رسانه‌هاي داخلي نيز سرايت كرده و در حالي كه اخبار شهادت سران حماس، چند روز راديو و تلويزيون ما را مشغول به خود مي‌كند، خبر شهادت وي انعكاس در خور شأني نيافت.
آنچه در پي مي‌آيد ترجمه مصاحبه مجله‌ «المنبر» با شهيد محمد شحاده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

 درپي اظهارات جنجالي و تعجب برانگيز شيخ يوسف قرضاوي عالم معروف اهل سنت و رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمين درباره مذهب تشيع آيت الله تسخيري دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با ابراز شگفتي از اين اظهارات آن را ناشي از فشار گروه هاي تكفيري و افراطي توصيف كرد.
به گزارش روابط عمومي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي آيت الله تسخيري دبيركل مجمع و نايب رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمان با انتقاد از اظهارات ضد شيعي قرضاوي گفت : در حالي كه امت اسلامي از وجود تفرقه در رنج است اين اظهارات ملت هاي اسلامي را هرچه بيشتر به آن سمت وسو سوق مي دهد.
وي با ابراز تاسف از اين سخنان آن را ناشي و متاثربودن از گروه هاي افراطي كه اخباري كذب از شيعيان به قرضاوي ارائه مي دهند. دانست و اظهار داشت : وي از تبليغ تشيع به نام تبشير نام مي برد در حالي كه اين كلمه تنها در تبليغ مسيحيت كاربرد دارد.
وي افزود : قرضاوي با اين اقدامات در راستاي انسجام امت اسلامي و منافع آنها گام برنمي دارد. اين سخنان همچنين با اهداف اتحاديه جهاني علماي مسلمان كه خود وي با تلاش هاي زياد آن را به منظور از بين بردن تعصبات تفرقه تبليغ ميانه روي و اعتدال تاسيس كرده و در ميثاق اسلامي اين اتحاديه مشهود است سازگار نيست .
آيت الله تسخيري بااشاره به اظهارات قرضاوي كه گفته بود : شيعيان مسلمان وليكن بدعت گر هستند تصريح كرد : وي در بياناتي عجيب سخن از خطر شيعي به ميان مي آورد و اينكه اين خطر جامعه سني را در هم مي نوردد و آن را توسط هزينه هاي هنگفت به اشغال خود درمي آورد در حالي كه اين خطر موهوم و خيالي فقط در اذهان استعمارگران و گروه هاي افراطي وجود دارد.
نايب رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمان افزود : قرضاوي بار ديگر شيعيان را به تحريف قرآن متهم مي كند در حالي كه اين اشتباهي بزرگ و نادرست بودن آن ثابت شده است . وي مي داند كه علماي شيعه در زمان هاي مختلف و از ابتدا بر عاري بودن قرآن از تحريف تاكيد داشتند و همچنين اهل بيت (ع ) قرآن را معياري براي قبول يا رد حديث مي دانند.
آيت الله تسخيري در پايان با دعوت از قرضاوي براي بازگشت به خط تقريبي گفت : من از ايشان مي خواهم از اين تصريحات دست بردارد و به خط اعتدال و ميانه روي كه همان تقريب است بازگردد و ما امروزه بايد در مقابل تكفير و تفرقه و بدعت بايستيم و فقه ائتلاف و يكپارچگي را در جامعه اسلامي نهادينه كرده و امت اسلامي را نسبت به خطر هجوم فرهنگي كفار بر ضد جهان اسلام آگاه كنيم .
قرضاوي روحاني برجسته مصري تبار مقيم قطر و رئيس اتحاديه علماي مسلمان سه شنبه گذشته در گفت وگو با روزنامه المصري « اليوم » شيعيان را بدعت گر ناميد و مدعي تلاش اهل تشيع در گسترش تشيع در بين اهل تسنن با توسل به منابع مالي و نيروهاي تبليغي گرديده بود.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

دیدار سران شیطان شنبه 23 شهریور1387
يك سايت خبري به نقل از منابعي در دولت پاكستان از ديدار محرمانه دبير شوراي عالي امنيت ملي عربستان سعودي با ايمن الظواهري مرد شماره دو سازمان تروريستي القاعده خبر داد. به گزارش فارس پايگاه اطلاع رساني « هجر » به نقل از منابعي خاص در دولت پاكستان از ديدار محرمانه « بندر بن سلطان » سفير سابق عربستان سعودي در آمريكا با ايمن الظواهري مرد شماره دو سازمان تروريستي القاعده خبر داد. بنابر اين گزارش اين ديدار اخيرا به طور محرمانه در مرز پاكستان و افغانستان صورت گرفت كه از سوي گروهي از افسران اطلاعاتي هوادار طالبان و القاعده ترتيب داده شده بود. اين منابع تاكيد كردند اين ديدار به طور مشخص در منطقه قبيله نشين « وزيرستان » كه در آن القاعده فعاليت دارد صورت گرفت . اين منابع به محتواي ديدار ظواهري و بندربن سلطان هيچ اشاره اي نكردند. گفته مي شود ظواهري بن لادن و رهبران سياسي القاعده در اين منطقه بسر مي برند و تحت حمايت قبايل پاكستاني طرفدار طالبان و نيز با آگاهي برخي از دستگاههاي اطلاعاتي پاكستان ـ كه هنوز آزاداند و هيچ اعتنايي به ديدگاههاي دولت و نخست وزير ندارد ـ در اين مناطق تردد مي كنند. براساس اين گزارش ناظران سياسي سخنان اخير ايمن الظواهري را كه در شبكه تلويزيوني الجزيره پخش شد و طي آن به شدت از ايران انتقاد كرد در راستاي اجراي برنامه هاي بندر بن سلطان ارزيابي مي كنند.
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

آیت الله سید علی سیستانی یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان است که در شهر نجف اشرف در کشور عراق سکونت دارد و با رفتار ٫ کردار و فتواهای خویش محبوب قلوب عموم شیعیان و سنیان عالم شده و همگرایی و وحدت عملی این دو گروه بزرگ اسلامی را به هم نزدیک نموده است .

 در این جا زندگی نامه معظم له را جهت آشنایی کاربران محترم عرضه می داریم.

ولادت

در روز 9 ربیع الاول سال 1349 هـ . ق در شهر مقدس مشهد متولد گردید و پدرش به میمنت نام جدش ایشان را علی نام نهاد.
نام پدر گرامیشان مرحوم سید محمد باقر و نام جد ایشان که از بزرگان علم و زهد بوده سید علی میباشد که زندگینامه ایشان را مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در طبقات أعلام الشیعه (قسمت چهارم ص 1432) ذکر نموده است که گفته شده ایشان در نجف از شاگردان مولی علی نهاوندی و در سامرا از شاگردان مجدد شیرازی سپس از شاگردان خاص مرحوم سید اسماعیل صدر گردید. و در سال 1308 هـ . ق به شهر مقدس مشهد بازگردید و در آنجا مستقر گشت، و از مهمترین شاگردانش فقید بزرگوار شیخ محمد رضا آل یاسین (قدس سره) میباشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


به گزارش ابنا دکتر لیافت علی سالها با هدف تحصیل در دانشگاه ، در ایران اقامت داشته و در همان دوران با یک بانوی ایرانی اهل مشهد ازدواج کرده بود.

دکتر لیاقت علی چند سالی در شهر شیعه نشین پاراچنار و در بیمارستان مرکزی مشغول خدمت بوده انسانی آزاده و خدمتگذار مردم به شمار می رفت. دکتر بنگش بعد از چند سال خدمت در شهر دیره اسماعیل خان به شهر کوهات منتقل شده بود و علاوه بر بیمارستان دولتی این شهر، در مطب شخصی خود نیز به درمان بیماران می پرداخت.

 

قابل ذکر است که دکتر لیاقت علی با توجه به آنچه که در ایران اسلامی آموخته بود برای وحدت شیعه وسنی اهمیت زیادی قائل بود و پزشک متعهدی بود که در حین درمان بیماران تفاوتی بین شیعه و سنی قائل نمی شد و با توجه به این که اکثریت جمعیت شهر کوهات را اهل سنت تشکیل می دهند بیشتر بیمارانش سنی مذهب بودند و او در میان شیعه و سنی از محبوبیت شایانی برخوردار بود.اما تروریستهای وحشی و درنده خو او را نیز هدف قرار دادند و عده زیادی از محرومین را که در مطب وی رایگان معالجه می شدند، از وجود وی محروم ساختند.

شکی نیست که او نیز در مواقع نیاز به شیعیان مظلوم که از 17 ماه گذشته در مناطق کوهات، هنگو، پاراچنار و دیره اسماعیل خان هدف وحشیانه ترین حملات تروریستهای از خدا بی خبر – اما مدعی اسلامگرایی – قرار دارند، کمک می کرد و مجروحین شیعه را نیز معالجه می نمود.

لازم به ذکر است که تروریستهای و جنایتکاران بالفطره وهابی و طالبان ناصبی امروز در شهر دیره اسماعیل خان به جمعیتی از شیعیان حمله کرده و بیش از 20 نفر از شیعیان را که اکثریتشان را فرزندان سلسله جلیله سادات تشکیل می دادند، به شهادت رسانده اند و ثابت کرده اند که برای نیل به اهداف استکبار و صهیونیسم به هیچگونه قواعد اخلاقی اعتقاد ندارند و به راحتی می توانند پزشک و بیمار و زن و کودک را هدف قراردهند.

البته این امر قابل ذکر است که تروریستهایی که دست به عملیات انتحاری می زنند، در نتیجه شتشوی مغزی توسط مزدوران استکبار و سازمانهای مزدور  - به طمع بهشت بدون معطلی - آماده این عمل ننگین می شوند اگرچه استفاده از داروهای روانگردان نیز در این زمینه رائج بوده و عده ای از عاملان حملات انتحاری مبتلا به بیماری های لاعلاج می باشند.

 

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

به گزارش روز سه شنبه پايگاه اطلاع رساني حج به نقل از قدسنا، یک زوج یهودی در سرزمین های اشغالی با حضور در مسجد السلام شهر ناصره واقع در شمال فلسطین اشغالی با ادای شهادتین به دین مبین اسلام مشرف شدند.

شیخ "ضیاء ابو احمد" امام جماعت این مسجد با اعلام خبر فوق افزود: زن یهودی پس از گرویدن به دین اسلام  نام فاطمه را برای خود انتخاب کرده است.

این زن یهودی که به همراه یک دختر عرب مسلمان  در مسجد حاضر شده بود پیش از ادای شهادتین گفت که به اتفاق همسرش تحقیقات گسترده ای را در خصوص دین اسلام صورت داده و به این نتیجه رسیده اند که دین اسلام همان دین موسی(ع)،‌ عیسی(ع)، ‌ابراهیم(ع)، ‌ذکریا(ع)، یحیی(ع) و محمد(ص) خاتم الانبیا و دین همه پیامبران است و محتوای آن پیامی بود که همه پیامبران به دنبال آن بودند.

زمانی که او می خواست با ادای شهادتین به دین اسلام مشرف شود شیخ ضیا امام جماعت مسجد السلام ناصره از او درباره اینکه چرا قصد داری به دین اسلام مشرف شوی؟ گفت: همسر من یک آلمانی یهودی است او باستانشناس است و در طنطا و الجیزه مصر پژوهشهای فراوانی کرده است و اصولا او پژوهشگر آثار مصری  قدیم از جمله فرعون است. از طریق نقاشی های حک شده بر دیوار اهرام ثلاثه به تفصیل آنچه را که قرآن درباره فرعون و بنی اسراییل گفته بود، یافتیم بنابراین بطور جدی در باره این دین تحقیق کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اسلام دین حق است. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

رییس هیات علمای بزرگ و رییس هیات افتای عربستان سعودی، در حملاتی تند به انتقاد از حزب الله لبنان پرداخت.

به گزارش «فردا» و به نقل از المحیط، شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ مفتی عربستانی حزب الله را به تلاش برای تسهیل ورود یهودیان و دولتهای بزرگ به کشورهای اسلامی متهم کرد.

شیخ که در دانشگاه آل سعود در ریاض سخن می گفت"، مطابق روش وهابیت که همه مسلمانان غیر از خود را کافر می دانند گفت: کسانی در آنجا شعار اسلام سر می دهند که اسلام از آنها بری است!

وی كه در واقع مفتي اصلي مورد حمايت دربار سعودي به شمار مي‌رود، اضافه کرد: شکی نیست که آنچه در لبنان رخ می دهد حوادث غم انگیز و دردناکی است. انسان آرزو می کند این وقایع را نشنود. اما چه می شود کرد؟این حوادث را می شنویم و آینده بدی به ذهن انسان خطور می کند. چرا که کسانی که این انقلابها را در لبنان به وجود آورده اند شعار اسلام بر زبان دارند، در حالیکه اسلام از اینها بری است"

گفتنی است در جریان جنگ 33 روزه حزب الله با اسراییل هم عبدالله بن جبرین، یک مفتی ديگر سعودی دعا برای پیروزی حزب الله را حرام اعلام کرده بود!

از سوی دیگر طی چند روز گذشته روزنامه ها و سایتهای عربی همسو با سیاستهای عربستان حملات تبلیغاتی بسیار سنگینی را علیه کشورمان به را انداخته اند ایران را بدست داشتن در حوادث لبنان وتلاس برای جنگ طائفه ای متهم می کند.
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

عباس یعنی : چهارشنبه 26 دی1386
 
عباس يعنى شهادت يکه‌تازي
عباس يعنى عشق يعنى پاکبازي
عباس يعنى با شهيدان همنوازي
عباس يعنى يک نيستان تکنوازي
عباس يعنى رنگ سرخ پرچم عشق
يعنى مسير سبز پرپيچ و خم عشق
جوشيدن بحر وفا معناى عباس
لب تشنه رفتن تا خدا معناى عباس
صد چاک رفتن تا حريم کبريايي
صد پاره گشتن در طريق آشنايي
بى‌دست با شاه شهيدان دست دادن
بى‌سر به راه عشق و ايمان سر نهادن
بى‌چشم ديدن چهره رويايى يار
جارى شدن در ديدن دريايى يار
بى‌لب نهادن لب به جام باده عشق
بى‌کام نوشيدن تمام باده عشق
اين است مفهوم بلند نام عباس
در ساحل بى‌ساحلى آرام عباس
يک مشک آب سرد و دريايى طراوت
يک بارقه از حق و خورشيدى حرارت
وقتى که اقيانوس رادر مشک مى‌ريخت
از چشمه چشمان دريا اشک مى‌ريخت
در آرزوى نوش يک جرعه از آن لب
جان فرات تشنه، آتش بود از تب
خون على عباس را تقرير مى‌کرد
آيات سرخ عشق را تفسير مى‌کرد
وقتى زفرط تشنگى آلاله مى‌سوخت
گلهاى زهرا از لهيب ناله مى‌سوخت
مى‌سوخت در چنگال شب باغ ستاره
مى‌سوخت جانش از تف داغ ستاره
آمد به سوى خيمه اقيانوس بر دوش
آمد نداى خون حق را حلقه بر گوش
عباس بود و يارى خون خدا بود
در چلچراغ چشم او محشر به پا بود
عباس بود و لشکر شب در مقابل
عباس بود و مجمر خورشيد در دل
وقتى که قامت پيش خورشيد آب مى‌کرد
طفل حزين عشق را سيراب مى‌کرد
وقتى که دست دست حق از دست مى‌رفت
تا خلوت ساقى کوثر مست مى‌رفت
پايان او آغاز قاموس وفا بود
پايان او آغاز کار مصطفى بود
با گام‌هاى شور آهنگى دگر زد
بر چهره شب رنگ رخسار سحر زد
عباس يعنى يک نيستان تکنوازي
هفتاد و دو آهنگ حق را همنوازي
خليل شفيعي
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

سيدمهدي موسوي
قرآن كريم هدف عمده انبياء و اولياي الهي را، هدايت بشر و بيدار نمودن فطرت خداجوي انسان دانسته است. قرآن كريم روش هاي انبياي الهي و بزرگان دين را در امر هدايت و دعوت به سوي حقيقت، بر پايه ادب و احترام و بيدار نمودن فطرت ها برشمرده است؛ از جمله اين روش ها ارسال پيام و نگارش نامه بوده است؛ كه نامه حضرت سليمان(ع) به ملكه سبأ از نمونه هاي اين سنت حسنه است كه قرآن به آن اشاره نموده است. ]1[ پيامبر اكرم(ص) نيز به سران كشورها مكتوباتي را ارسال داشته و آنها را به دين اسلام دعوت نموده است. ]2[
از نمونه هاي اين گونه دعوت در عصر حاضر مي توان به نامه امام خميني(ره) به گورباچف اشاره كرد. به نظر مي رسد كه نامه امام به گورباچف نيز بي تأثير از نامه نگاري پيامبر(ص) به سران دولت هاي بزرگ عصر خويش نبوده است؛ امام(ره) خود مي فرمايد: «خود رسول اكرم(ص) به طوري كه مكتوبشان در صحيح بخاري مضبوط است و آن طوري كه تاريخ ضبط كرده است، ايشان چهار تا مكتوب مرقوم فرمودند به چهار تا امپراطور، يكي ايران، يكي روم، يكي مصر، يكي حبشه؛»]3[


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

 شيخ يوسف قرضاوى از علماى بلندپايه اهل سنت با دفاع از حقوق كشورمان در بهره مندى از فناورى صلح آميز هسته اى گفت: شيعه بودن ايرانيان مانع از حمايت من از آنها نيست چون دشمنان هر كشور اسلامى، دشمن امت اسلامى هستند و ايران جزو دارالاسلام است و دفاع از آن بر مسلمانان واجب است.
شيخ يوسف قرضاوى در نخستين حضور و اظهارنظر رسانه اى خود بعد از مرخص شدن از بيمارستان، در مصاحبه اى با روزنامه جديد الانتشار العرب قطر در منزلش در شهر دوحه اظهار داشت: اين حق ايران است كه از انرژى اتمى در زمينه هاى صلح آميز همانند بقيه جهان بهره مند شود، چرا ايران بايد از اين حق محروم شود براى اين كه كشورى اسلامى است ! اسرائيل داراى توان نظامى و كلاهك ها و بمبهاى اتمى نيز هست و هيچ كس بدان اعتراضى نمى كند پس چرا بايد تنها به ايران اعتراض كرد !وى افزود: در حقيقت من از ايران در اين خصوص حمايت مى كنم و اين موضوع كه ايران كشورى شيعه است مانع از اين امر نمى شود، زيرا معتقدم كه دشمن هر كشور اسلامى، چه شيعه چه سنى باشد دشمن امت اسلامى است و اسلام مقاومت و ايستادگى در برابر متجاوزين به هر كشور اسلامى را واجب كرده است. من معتقدم كه امت اسلامى و سرزمين اسلامى در يك سرزمين واحد قرار دارند كه فقها آن را «دارالاسلام» مى نامند و حمايت و دفاع از آن بر تمامى مسلمين واجب است، و ايران بخشى از اين دارالاسلام است. ما مخالف تجاوز به همه كشورهاى جهان هستيم چه رسد به اين كه كشورى اسلامى هم باشد.در ادامه اين مصاحبه وى در پاسخ به سؤالى گفت: اگر ايران خطرى براى كشورهاى خليج فارس بود، رئيس جمهور اين كشور آقاى احمدى نژاد به ميان كشورهاى اسلامى نمى آمد، ايشان در اجلاس اخير سران شوراى همكارى خليج فارس حضور پيدا كرد و در نهايت انسجام با رهبران كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس در سخنرانى خود پيشنهاداتى ايراد كرد، بنابراين چرا بايد اين امر (تهديد ايران) را فرض و تصور كنيم !وى افزود: ايرانيان شيعه و ما سنى مذهب هستيم و نمى توان آن را انكار كرد اما همه مسلمان هستيم و نبايد به حد وسوسه برسيم و خطر را بيش از حد لازم بزرگنمايى كنيم. بلكه بايد با علما و مشايخ و آيت الله هاى ايران و عراق و ديگر كشورها با خردمندى به تفاهم برسيم .

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

یک استاد روسی یهودی الاصل که قبلا استاد «رایس» وزیر امور خارجه آمریکا نیز بوده است، به دین مبین اسلام مشرف شد.

به نوشته‌ی روزنامه‌ی الریاض چاپ عربستان، والنتین بروساکوف، استاد روسی یهودی الاقص که به دلیل مشکلات ناشی از نظام کمونیستی در روسیه به آمریکا مهاجرت کرده بود، به دین اسلام روی آورد.

وی تاکید کرد: هنگامی که به آمریکا مهاجرت کرده به دلیل تمایلش جهت برخورداری از دموکراسی غربی 20 سال در آمریکا زندگی کرده است، اما پس از آن به دلیل مغایر بودن حقایق موجود در این کشور با تصوراتش، به روسیه بازگشته است.

وی تاکید کرد: از این که به دین مبین اسلام مشرف شده احساس خوشبختی می‌کند و معتقد است که این دین فراگیر در بر گیرنده‌ی تمامی راهکارها برای حل مشکلات بشر است.

این استاد روسی هم چنین در نوشته‌ها و کتاب‌هایش صراحتا انتقاد‌های شدید‌اللحنی از اسراییل کرده است. بروساکوف به هنگام تحصیل رایس در دانشگاه، استاد زبان روسی وی بوده است.

وی در کتابی تحت عنوان «سیر و سلوک من به سوی ایمان» که به زبان روسی منتشر شده است، شرحی از تجربیاتش در دورانی که کمونیست بود و دیدگاهش در خصوص دموکراسی غربی و هم چنین علت انتخاب دین مبین اسلام به رشته تحریر در آورده است.


نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

پیتر شوت ( peter schutt) شاعر و گزارشگر متولد 1939 آلمان (1318 هـ . ش ) در سال 1967 با درجه دكتراي فلسفه از دانشگاه  فارغ التحصيل شد . وي از بنيان گذاران حزب كمونيست آلمان است . تمام آثار او در خدمت ايدئولوژي كمونيسم بوده به گونه اي كه برخي رسانه هاي آلماني او  را " شاعر درباري " حزب مي خواندند.
به نوشته سايت « زمانه » او در سال 1988 از حزب بيرون آمد و با نوشتن كتاب و مقاله هاي انتقادي از گذشته اش فاصله گرفت . در سال 1987 با زني ايراني ازدواج كرد و در سال 1990 به دين اسلام و مذهب شيعه گرويد و در سال 1996 به حج رفت .
شوت در مقاله اي در روزنامه « دي ولت » روز دهم سپتامبر علت مسلمان شدنش را نوشته است . به علت طولاني بودن متن مقاله ترجمه كوتاه شده آن را كه شامل رئوس گفته هاي او در مقاله يادشده است در زير مي خوانيد :
من نه مسلمان زاده ام و نه به طور ناگهاني با اسلام مواجه شده ام . بيش از نيمي از عمرم را در جستجوي ديني واقعي بوده ام . فقط يك بار در زندگي دينم را عوض كرده ام . در 19 سالگي براي اين كه از تنگناي لوتري خانه پدري فرار كنم كاتوليك شدم و 30 سال بعد اعتقادم به اسلام را اعلام كردم .
اسلام از دوران كودكي برايم جذابيت داشت . در سال هاي پس از جنگ منطقه ما در اشغال نيروهاي انگليسي بود. در روستاي ما شش سرباز هندي مسلمان با عمامه نماينده اين قدرت بودند. آن ها در رستوران روستا اسكان داده شدند و ما بچه ها را به طرز غريبي جلب مي كردند. به ما خرما و انجير مي دادند و وقتي مراسم عبادي به جا مي آوردند اجازه مي دادند كه تماشاي شان كنيم . به اين ترتيب مراسم عبادي اسلامي خيلي زود در ذهنم حك شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

مادر خوبی ها پنجشنبه 14 تیر1386
به مناسبت میلاد مسعود فاطمه بنت رسول الله (ص) و روز مادر 
مقدمه
همواره از بستر تاريخ زنانى برخاسته‌اند که بشريت به وجود آنان افتخار مى کند و امت اسلامى از داشتن آنان به خود مى بالد. ولى همه اين ها بايد به يک الگوى مطلق منتهى شوند که کسى جز دخت والامهر پيامبر (ص) و مادر حسنين و زينب قهرمان و ام کلثوم نام آور نيست. او کسى است که يازده امام معصوم که الگوهاى کامل همه انسان ها هستند، از نسل پاک اويند و جز او، کسى شايسته چنين مقامى نيست. آري، اگر زهرا نبود، راه بى نشان بود و زنان خداجوي، سرگردان و گمراه مى ماندند.
شکوفايى غنچه نبوي
در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شورى برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتى هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مى آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مى زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مى کردند. آن شب از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوى و گل سپيد احمدى درخشيد...او که آمد، دل هاى آسمانيان و زمينيان، سرسبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادى الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشانى کرد. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که اوهمراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

فرخنده روز عالم يكدانه گوهر است
روزي كه عصمت گيتي فزون گرفت
اين موهبت هويدا زآيات كوثر است
زن؛ جلال و جاه و منزلت، منشأ
طلوع نور پرور «زهرا(س)» اطهر است


اجمال؛ آنچه توان گفت از مقام او
مادر براي محمد و دخت پيامبر(ص) است
نوري كه آسمان ولارا منور است
هم با علي(ع) همسر و هم يار و ياور است
همت كنيد مادران به راهش قدم نهيد
تنها چو بدين ره سعادت ميسر است
تا هست مادر زملك وجود او
رونق به كيش مهر هماره مقرر است
روح و روان آدمي از مادر صفا گرفت
كز هر گلي به جهان، او، باصفاتر است
هر كه دارد به سر سايه از مادر
غرور و فخر دارد و ديهيم بر سر است
كيمياي سعادت همي در رضاي اوست
از بعد رب بر همه، او، سايه گستر است
نديم و مونس و غمخوار و پشتيبان
به دور كودكي و ايام ديگر است
ندارد فروغ خانه اي كه بي مادر شد
دريغ! كز هر غمي، اين، فراتر است
اين دو روزه، خدمت، دريغ مدار كه او
شايسته بر شفاعت تو روز محشر است
شرحها نوشتند زمادر ولي نبود
وصفي كه در خور اين ماه پيكر است
ولي همه در حيرتند زين موجود
نهايت جفا كشد، وفايش مكرر است
به دولت و مكنت، كرامت و عزت
فرزانگان جهان را براين باور است
نوري زجان و خرد، دانش و فرهنگ
در هر كه هست زين فروزنده اختر است
درود بر او كه از «مهر پويايش»
«فراز»؛ ستايشگر جاويد مادر است
استاد فراز اصفهاني

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

سيره فاطمي سه شنبه 29 خرداد1386
پرسش:
مهمترين شاخص هاي سيره نظري و عملي حضرت فاطمه(س) را توضيح دهيد:
پاسخ:
دربخش نخست پاسخ به اين سؤال ضمن تأكيد بر اينكه شخصيت حضرت زهرا(س) برخلاف تصور عناصر غرب زده و خودباخته يك شخصيت اسطوره اي و دست نيافتني نيست، بلكه الگويي است كه در هر عصري و نسلي مي تواند الهام بخش و راهگشا براي سلوك و رفتار مردم به ويژه بانوان باشد به دو بعد رفتاري آن حضرت شامل احياگري و فرهنگ سازي و بعد عبادي اشاره كرديم. اينك در ادامه مبحث دنباله مطلب را پي مي گيريم.
3- بعد اخلاقي
زهد، عبادت، ادب، متانت و در يك كلام اخلاق حضرت فاطمه (س) زبانزد خاص و عام بود و به پدرش پيامبر اعظم (ص) بسيار شباهت داشت.
حضرت رسول(ص) هنگام ديدار با او، دست دخترش را مي بوسيد و به او خوشامد مي گفت و او را در جاي مخصوص خودش مي نشاند. فاطمه زهرا (س) نيز همين ادب را در مورد پدرش داشت و هنگام ملاقات با پدر، دست او را مي بوسيد.
بارها پيامبر خدا خطاب به اين دختر شايسته و والامقام خود گفته بود پدرش به فدايش!
صداقت و صراحت لهجه و راستگويي، از ويژگيهاي آن حضرت بود. يكي از همسران پيامبر(ص) مي گويد: من كسي را راستگوتر از فاطمه نديدم، مگر پدرش را. 5 چنان خود را در خدا و رضاي خدا محو و فاني كرده بود كه به تعبير روايات، خشم و رضاي او خشم و رضاي پروردگار به شما مي رفت يا رضايت و غضب او با خشم و رضاي پيامبر اعظم (ص) برابر بود.
ساده و با قناعت مي زيست و دل از زرق و برق دنيا بريده بود. آيين همسرداري را در خانه به خوبي مراعات مي كرد و در برخورد با ديگران مخصوصاً همسرش فروتني داشت و براي رسيدن به مقامات بلند، سختي هاي زندگي را همراه با قناعت و مناعت طبع تحمل مي كرد. از پاسخگويي به سؤالات ديني زنان خسته نمي شد و با روي باز از آنان استقبال مي كرد.
3-مردمداري و محروم نوازي
در سيره عملي آن حضرت آمده است كه وي از توان مالي خويش در راه كمك به محرومان نيازمند بهره مي گرفت.
داستان نزول سوره «هل اتي» در شأن اين خانواده نيز بر همين محور است كه اين خانواده، براي اداي نذر خويش سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذاي خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند. و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً (انسان/8)
آزادسازي بردگان در نظر او كاري ارزشمند بود. گردن بندي را كه علي(ع) براي او خريده بود، فروخت و با پول آن برده اي خريد و آزاد كرد. آري تنها به فكر راحتي خود بودن و غم مردم نخوردن، از سيره فاطمي به دور است.
4- عفاف و حجاب
از بارزترين جلوه هاي الگويي بانوي اسلام، زهراي اطهر(س)، حجب و حيا و عفاف آن حضرت بود.
پوشش از «نگاه حرام» و «چشم نامحرم»، هم مصونيتي براي بانوان پديد مي آورد، هم جامعه را از تباهي و فساد باز مي دارد، و هم نشانه آگاهي و بيداري زن و پرهيز از تبديل شدن به ابزار سودپرستي و كامجويي بولهوسان مي گردد.
حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف.عقيده داشت بهترين چيز براي زن، آن است كه نه نامحرم او را ببيند و نه نگاه او به مردان نامحرم بيفتد. اين سخن، نه به معناي رد فعاليت ها و حضور اجتماعي زن در صحنه، اجتماع است بلكه هشدار و تذكر به لغزشگاه هايي است كه بر سر راه پاكدامني و عفاف وجود دارد و گاهي زمينه يك فساد عظيم، يك «نگاه» است، چه از سوي زن، چه مرد.
وقتي يك مرد نابينا وارد خانه آن حضرت مي شود و با رسول خدا(ص) ملاقات مي كند، با ورود او، زهرا(س) برمي خيزد و فاصله مي گيرد و خود را مي پوشاند، يا پشت پرده مي رود. وقتي پيامبر مي فرمايد: دخترم! اين مرد نابيناست. زهراي عزيز پاسخ مي دهد: اگر او نمي بيند، من او را مي بينم و او بوي مرا استشمام مي كند. پيامبر خدا با شنيدن اين كلام، ضمن تأييد گفتار دخترش مي فرمايد: گواهي مي دهم كه تو پاره تن مني.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

 
“فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها با لغدو والاصال” (نور، 36)
“در خانه‌هايى که رخصت داد خدا که افراشته شود و برده شود در آنها نامش تسبيح گويندش در آنها بامدادان و شامگاه”.
از طريق شعيه و سنى مرويست که از جمله اين بيوت بلکه افضل آنها بيت على و فاطمه است.
در تفسير برهان از ثعلبى از انس بن مالک روايت کرده که رسول خدا(ص) اين آيه را تلاوت فرمودند پس مردى برخاست و پرسيد يا رسول الله اين بيوت کدام خانه‌‌هاست؟ حضرت فرمودند: بيوت انبياء، پس ابوبکر برخاست و گفت يا رسول‌الله اين خانه يعنى خانه على و فاطمه از آن بيوت است. حضرت فرمود بلى از افضل آن بيوت است.
على فى بيوت اذن ذکره
بود برتر از انبياء بيت او
“رجال لا تلهيهم تجاره و لا بيع عن ذکر الله و امام الصوه و ايتاء الزکاه يخافون يوما تتقلب فيه القلوب و الابصار” (نور، 37)
“مردانى که سرگرمشان نسازد بازرگانى و نه سوداگرى از ياد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات مى‌ترسند از روزى که دگرگون مى‌شود در آن، دلها و ديده‌ها”.
علي(ع) از جمله اين رجال است بلکه صدر ايشان است و هرکه مشمول اين آيه شد به واسطه پيروى از على شد، او هادى و راهنمايش بوده است.
از ابن عباس روايت شده در مورد قول خداى تعالى “و اذا راوتجاره او لهو انفضوا اليها و ترکوک قائما” که رحيه کلبى روز جمعه از شام آمد و در نزد درختان زيتون منزل کرد سپس بر طبلها کوبيد تا مردم آمدنش را بدانند (و براى خريد کالا به نزدش روند) پس مردم به سوى او رفتند به غير از على و حسن و حسين و فاطمه عليهم‌الصلاه و السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و صهيب، و ترک کردند پيامبر را در حال قيام، که بر منبر خطبه مى‌خواند پس پيامبر(ص) فرمود به تحقيق که خداوند روز جمعه به مسجد من نظر فرمود پس اگر اين هشت نفر که در مسجد نشستند، نبودند، مدينه و اهلش را به آتش مى‌کشيدند و مانند قوم لوط سنگباران مى‌شدند و نازل شد در شان ايشان “رجال لاتلهيهم تجاره و لا بيع عن ذکر الله ...”
“وعدالله الذين ءامنوا منکم و عملوالصالحات ليستخلفنهم فى الارض کما استخلف الذين من قبلهم و ليمکنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننى لايشرکون بى شيئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون”
“وعده داد خدا آنان را که ايمان آوردند از شما و کردار شايسته کردند که جانشين گردانشان در زمين چنانکه جانشين گردانيد آنان را که پيش از ايشان بودند و هر آينه فرمانروا گرداند براى ايشان، ايشان را که پسنديد براى ايشان و همانا آسايشى پس از ترسشان به آنها مى‌دهد. مرا بپرستند و شرک نورزند به من چيزى و آن که کفر ورزد پس از اين همانا آنان نافرمانان هستند.”
مرويست که عبدالله بن سنان گويد از امام صادق عليه السلام سوال کردم در مورد قول خداى “تعلاى‌نوعدالله الذين امنوا منکم...” فرمود نازل شد در شان على بن ابيطالب و ائمه، از فرزندان او و “ليمکنن لهم دينهم الذى ارتصى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا” فرمود مقصودش ظهور قائم عليه‌السلام است.
“واجعل لى لسان صدق فى الاخرين”‌”دعاى ابراهيم عليه السلام” (شعرا 84)
“‌وقرار بده براى من نام نيک در ميان آيندگان”
از طرف شيعه و سنى روايت شده که مقصود از “لسان صدق” على بن ابيطالب عليه‌السلام است.
در برهان از طريق مخالفين از امام صادق روايت کرده است که “لسان صدق” على بن ابيطالب است که عرضه شد ولايت حضرت بر ابراهيم عليه السلام پس ابراهيم گفت خدايا او را از ذريه من قرار بده پس خداوند چنين کرد.
از اين روايت معلوم مى‌شود، ولايت على بن ابيطالب عليه السلام بر انبياء گذشته عرضه مى‌شده است.
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

حديث اول (1)
فاطمة حوراء أنسية
عن عائشة، قالت: قلت: يا رسول‏اللَّه ما لك؟ إذا جاءت فاطمة قبلتها حتى تجعل لسانك فى فيها كله، كأنك تريد أن تلعقها عسلا؟ قال: نعم يا عائشة، طنى لما أسرى بى إلى السماء أدخلنى جبرئيل الجنة، فناولنى منها تفاحة فأكلتها فصارت نطفة فى صلبى فلما نزلت واقعت خديجة، ففاطمة من تلك النطفة و هى حوراء إنسية، كلما إشتقت إلى الجنة قبلتها.
حديث اول: فاطمه حوريه‏اى انسان‏گونه
... از عايشه نقل است كه مى‏گويد:
گفتم: اى رسول خدا (ص)! شما را چه شده است؟ هنگامى كه فاطمه (س) مى‏آيد او را مى‏بوسيد و حتى زبانتان را در دهانش مى‏گذاريد، مثل اينكه مى‏خواهيد عسل به او بخورانيد؟
پيامبر (ص) فرمودند: همين طور است عايشه! چون من به معراج رفتم، جبرئيل مرا وارد بهشت كرد، پس به من سيبى از سيبهاى بهشت خوراند و آن سيب در صلب من نطفه شد، چون از آسمان نزول كردم با خديجه همبستر شدم، پس فاطمه (س) از همان نطفه است و او حوريه‏اى است انسان‏گونه، پس هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم او را مى‏بوسم.

  1ـ قال الحافظ أحمد بن على الخطيب البغدادى المتوفى (463) فى تاريخ ج 5، ص 87 ط بيروت، تحت الرقم 2418: أخبرنا محمد بن رزق، أخبرنا أبوالحسن أحمد بن محمد بن محمد بن عقيل بن أزهر بن عقيل الفقيه الشافعى (قال): حدثنا أبوبكر عبداللَّه بن محمد بن على بن طرخان، حدثنا محمد بن الخليل البلخى، حدثنا أبوبدر شجاع بن الوليد السكونى، عن هشام، عن أبيه.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

این نوشته بنا به تقاضای تعدادی از برادران اهل سنت منطقه بلوچستان ایران و به مناسبت شهادت آن حضرت در این وبلاگ درج گردیده است .

فاطمه (عليها السلام) در نزد مسلمانان برترين و والامقام ترين بانوى جهان در تمام قرون و اعصار مى باشد. اين عقيده بر گرفته از مضامين احاديث نبوي است. اين طايفه از احاديث ، اگر چه از لحاظ لفظي داراي تفاوت هستند ، اما داراي مضموني واحد مي باشند. در يكي از اين گفتار ها ( كه البته مورد اتفاق مسلمانان ، اعم از شيعه و سني است) ، رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) مي فرمايند: " فاطمه سرور زنان جهانيان است" . اگر چه بنابر نص آيه شريفه قرآن ، حضرت مريم برگزيده زنان جهانيان معرفي گرديده و در نزد مسلمانان داراي مقامي بلند و عفت و پاكدامني مثال زدني مي باشد و از زنان برتر جهان معرفي گشته است ، اما او برگزيده ي زنان عصر خويش بوده است. ولي علو مقام حضرت زهرا (عليها السلام) تنها محدود به عصر حيات آن بزرگوار نمي باشد و در تمامي اعصار جريان دارد . لذا است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله وسلم) در كلامي ديگر صراحتاً فاطمه (عليها السلام) را سرور زنان اولين و آخرين ذكر مي نمايند. اما نكته اي ديگر نيز در اين دو حديث نبوي و احاديث مشابه دريافت مي شود و آن اينست که اگر فاطمه (عليها السلام) برترين بانوي جهانيان است و در بين زنان از هر جهت ، كسي داراي مقامي والاتر از او نيست ، پس شناخت سراسر زندگاني و تمامي لحظات حيات او ، از ارزش فوق العاده برخوردار مي باشد. چرا كه آدمي با دقت و تأمل در آن مي تواند به عالي ترين رتبه هاي روحاني نائل گردد. از سوي ديگر با مراجعه به قرآن كريم درمي يابيم كه آيات متعددي در بيان شأن و مقام حضرتش نازل گرديده است كه از آن جمله مي توان به آيه ي تطهير، آيه مباهله ، آيات آغازين سوره دهر، سوره  كوثر ، آيه  اعطاي حق ذي القربي و ... اشاره نمود كه خود تأكيدي بر مقام عميق آن حضرت در نزد خداوند است. اين آيات بال تکيه بر توفيق الهي ، در مقالات ديگر مورد بررسي قرار خواهد گرفت. ما در اين قسمت به طور مختصر و با رعايت اختصار ،  به مطالعه شخصيت و زندگاني آن بزرگوار خواهيم پرداخت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

پايگاه اينترنتى الجزيره نت اعلام كرد پس از مرگ دادالله مسئوليت القاعده در افغانستان برعهده «مصطفى ابواليزيد» سپرده شده است.

ابواليزيد در نوارى گفته است نيروهاى القاعده پس از انجام آموزش هايى در طول زمستان، اكنون آماده براى انجام حملاتى گسترده هستند.وى افزود: مبارزان عرب القاعده در كنار افراد غيرعرب در اين حملات مشاركت دارند و آنان از تأييد افغان ها برخوردارند.

لازم به یادآوری است که واژه " یزید " منفورترین نام در نزد ایرانیان و افغانیان می باشد . راستی آدم قحطی بود ابویزید سرکرده تروریستهای وهابی شود؟

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

مطبوعات طرابلس سخنان قذافي در تظاهرات اعضاي كميته هاي انقلابي ليبي به مناسبت سالگرد حمله جنگنده هاي آمريكايي به محل اقامت رهبر ليبي را منتشر كردند.
به نوشته مطبوعات طرابلس قذافي در سخنانش آمريكا و غرب را مورد حمله قرار داد و گفت : امروز ديگر نه ارتش هاي سازماني بلكه نيروهاي مقاومت مردمي هستند كه قدرت واقعي محسوب مي شوند. قذافي گفت : بايد آماده باشيم و نيروهاي متجاوز را سرجايشان بنشانيم اين يك تظاهرات مبارزه جويانه از سوي جوانان آموزش ديده و انقلابي براي نمايش قدرت در مقابل نيروهاي سركش و متجاوز است . رهبر ليبي افزود : ما همان طور كه نيروهاي رييس جمهوري ديوانه آمريكا (رونالد ريگان ) را در آن وقت مجبور به فرار و شكست كرديم بايد آماده باشيم و نيروهاي متجاوز را سرجايشان بنشانيم . معمر قذافي گفت : امروز ديگر ارتش كلاسيك نيروي بازدارنده نيست بلكه اين جوان هاي آموزش ديده و آماده جنگ هستند كه نيروي واقعي مي باشند.
وي افزود : هنگامي كه جوانان حزب الله در خيابان هاي بيروت قدرت نمايي مي كردند آنهايي كه قلوبشان مريض است گفتند اين يك كار تبليغاتي است اما هنگامي كه دشمن به لبنان تجاوز كرد جوانان حزب الله در راس پيكان قرار گرفتند و بزرگترين نيروي نظامي خاورميانه را در هم شكسته و سرجايش نشاندند. قذافي گفت : اين در حالي است كه ارتش هاي عربي كه در خيابان ها قدرت نمايي مي كنند پيش از اين با آنكه همه با هم وارد معركه با اين دشمنان شده بودند جز ننگ براي امت اسلامي دستاورد ديگري نداشتند.
وي گفت : چه كسي در اين سال ها اسراييل را مجبور به پذيرش گفتگو كرده است ارتش آزادي بخش فلسطين و يا ارتش هاي مجهز عربي خير. اين كار مقاومت فلسطيني است . « ارتش هاي كلاسيك پيش از آن هم در چين از انقلابيون مائويست شكست خوردند ارتش ناپلئون هم از مقاومت مردمي اسپانيا شكست خورد همه اميد ما به قدرت جوانان آموزش ديده مومن و نيروهاي مردمي است » .
قذافي خطاب به تظاهركنندگان گفت : اين حضور مبارزه جويانه امروز شما جوانان آموزش ديده و مومن در اينجا يك پيام روشن براي دشمنان داخلي و خارجي دارد و آن پيام اين است كه دشمنان قبل از هر اقدامي هزار بار بيانديشند. « همين مقاومت مردمي است كه امروزه در عراق قوي ترين ارتش دنيا را به فكر عقب نشيني و حتي فرار انداخته است . اين جوانان آموزش ديده و مومن حزب الله و مقاومت مردمي فلسطين هستند كه هم اكنون قوي ترين ارتش خاورميانه (اسرائيل ) را دچار شكست كرده اند. »
معمر قذافي بار ديگر از ديدگاه هاي خود درباره دولت فاطميون (نخستين دولت اسلامي در مغرب عربي ) سخن گفت و افزود : دولت فاطمي ميراث ما است و ما دوباره آنرا مي سازيم . وي گفت : شما جوانان و جوانان مصر كه چندين برابر شما هستند و جوانان تونس و الجزاير و مغرب و موريتاني حكومت دوم فاطمي را ايجاد خواهيد كرد. قذافي كه گويي به منتقدان خود پاسخ مي دهد گفت : اين دولت را حاكمان و تصميم هاي سياسي رسمي و يا معمر قذافي ايجاد نمي كنند بلكه اين مومنان و جوانان هستند كه آن را مي سازند.
رهبر ليبي افزود : دولت فاطمي از آن ماست و تاريخ ماست و ميراث ماست ما آنرا در گذشته ساخته ايم بار ديگر هم آن را از نو مي سازيم و هيچ كس هم نمي تواند اعتراض كند و حق ندارد اعتراض كند. وي گفت : آنها كه مي گويند دعوت به برپايي دولت فاطمي دوم بازگشت به اختلافات است مرتجع هستند ما قصد بازگشت به اختلافات تاريخي را نداريم بلكه مي گويم دولت فاطمي دولت وحدت و پايان بخشيدن به گروه گرايي هاي قومي قبيله اي و مذهبي است .
دولت فاطمي حكومت رفاه اقتصاد شكوفا هنر موسيقي قصرها مساجد پارك ها تئاتر جشن ها مراسم و اعياد بوده و شمال آفريقا را شكوفا و خوشبخت كرد و دولت قدرت و عزت بود در حالي كه اكنون همه چيز نااميدكننده و غمناك و اندوهبار است . رهبر ليبي افزود : با دعوت به دولت فاطمي مي خواهيم بار ديگر به اين انحطاط در امت پايان دهيم راه نجات تمسك به طرح بدنام بارسلون يا 5 +5 يا غيره نيست اين ها مايه ننگ ماست .
وي گفت : البته ما از همكاري با اروپا و ساير طرح هاي موجود در منطقه در چارچوب مقابله به مثل استقبال و آن را تشويق مي كنيم . وي گفت : ما در شمال آفريقا از مصر تا مغرب شيعه هستيم همه فرهنگ اعياد و مناسبت هاي ما شيعي است .
وي افزود : مگر شيعه كيست هر كس علي (ع ) فاطمه زهرا(س ) و پيامبر(ص ) و اهل بيت را دوست دارد شيعه است و هركس سنت نبوي را اجرا كند سني است وقتي برادران ما در ايران به سنت محمد(ص ) ايمان دارند و آنرا اجرا مي كنند پس آنها از اين نظر سني هستند ما هم علي را دوست داريم پس ما هم شيعه هستيم . قذافي گفت : « مي گويند ايراني ها شيعه و عرب ها سني هستند اين بزرگترين دروغ تاريخ است و اين تفاسير مضحك است .
وي افزود : اولين حكومت شيعي در شمال آفريقا تشكيل شد دشمنان براي ايجاد تفرقه در امت محمد(ص ) اين حرف ها را مي زنند و ما در شمال آفريقا از مصر تا مغرب همه شيعه هستيم . وي گفت : علت جنگ شيعه و سني جنگ معاويه و علي (ع ) است علي را شما خوب مي شناسيد او پدر حسن و حسين پسر عموي رسول الله (ص ) و همان كسي است كه در شب هجرت خود را فدايي پيامبر نمود و در جاي او خوابيد هرگز بت نپرسيتد و در 12 سالگي ايمان آورد و از اهل بيت است .
وي افزود : علي دشمن معاويه است ابوسفيان سرسخت ترين دشمن پيامبر و اسلام بود و تا فتح مكه اسلام نياورد و در اسلام او جاي ترديد است چه بسا از روي فريب كاري اظهار اسلام كرده است و او از طلقا بود. قذافي گفت : مادر معاويه هنده است پدر هنده دشمن پيامبر و اسلام بود و در جنگ بدر كشته شد و هنده همان كسي است كه جگر حمزه (سيدالشهدا) را خورد.
وي افزود : در جنگ معاويه بر ضد علي (ع ) بيشتر مسلمان ها پيرو علي شدند و اين اساس تشيع است ولي حالا بوق و كرنا راه افتاده و بازار دجال ها داغ شده و باب تكفير و تهديد و زندقه و رشوه با پول هاي نفت باز شده است تا فرهنگ و تاريخ و آينده جوان ها را ويران كنند. قذافي گفت : به همين دليل ما ناچار هستيم وارد معركه شويم و صدايمان را بلند كنيم و نمي توانيم ساكت بمانيم چون اگر قرار باشد دين را وارد سياست كنند اهل بيت براي حاكميت اولي هستند.
وي افزود : اگر امامت و حاكميت در هم آميخته شوند و قرار باشد حاكم همان امام باشد يا امام همان حاكم باشد و بگويد من مشروعيت خود را از قرآن مي گيريم و حكومت خود را به نام خدا تشكيل مي دهم اولويت با اهل بيت است . وي گفت : علت اختلاف علي و معاويه همين بود مردم معاويه را رد كردند و شيعه علي شدند.
وي افزود : از امروز در وطن عربي نمي پذيريم كسي كه از اهل بيت نيست به اسم قرآن و به اسم دين حكومت ديني تشكيل دهد كسي هرگز چنين حقي ندارد و فرش از زير پايش كشيده مي شود تا سرنگون شود و برود به جهنم . قذافي بدون نام بردن از فرد يا كشوري گفت : اگر مي خواهيد حكومت لائيك تشكيل دهيد آن را اعلام كنيد و دست از سر دين برداريد ولي اگر مي خواهيد حكومت ديني تشكيل دهيد مادام كه از اهل بيت نيستيد چنين حقي نداريد و حكومت شما نامشروع است .
 
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

اکبر خوردچشم
.......................
اولين روزهاى ارديبشهت ماه هرکس به عنوان يک مسافر جوياى ديدن زيبايى‌ها پاى در شهر شيراز بگذارد، براى لحظاتى هم شده حيرت و هيجان سرتاپاى وجودش را فرا مى‌گيرد. زيرا او خود را داخل شهرى مى‌بيند که بى‌اغراق سيمايى شبيه بهشت روى زمين دارد. پس بنا به گفته بسيارى افراد، شيراز در ارديبهشت ماه آنچنان زيبايى و جاودانگى دارد که در نوع خودش بى‌نظير است.
حال با توجه به آنچه بيان شد، روشن است که در چنين روزهايى و در ميان شکوفا شدن گل‌هاى رنگارنگ، يک نفر به نام “مصلح بن عبدالله بن شرف الدين شيرازي” ملقب به “ملک الکلام” و “افصح المتکلمين” يا همان سعدى شيرازى خودمان، در سن پنجاه سالگى و بعد از کسب تجارب بسيار و به دست آوردن علوم و معارف اسلامى دست به نگارش کتابى چون گلستان بزند و يادگارى بس عظيم و بزرگ را از خود به جا بگذارد.
سعدى شيرازى که در قرن هفتم هجرى مى‌زيسته از بزرگترين شاعران و نويسندگان بزرگ زبان فارسى است که هرجا از وى سخن به ميان مى‌آيد، او را در زمره پنج شاعر بزرگ ايران زمين و هم رديف بزرگانى چون فردوسي، مولوي، نظامى و حافظ به شمار مى‌آورند و الحق هم اين لقب و بزرگ بودن شايسته وجود اوست.
در تعريف ويژگى‌هاى سعدى و شعر او و نيز در باب بيان ارزش واقعى او در ادبيات ايران و جهان سخنان بسيارى گفته شده است. اما آنچه در اين ميان مى‌توان درباره سعدى بيان کرد، اين است که سعدى نابغه‌اى است که از عالى‌ترين آبشخورهاى فرهنگى ايراني- اسلامى سيراب شد و والاترين يادگاران را در عالم معرفت و انسانيت به بشريت پيشکش کرد. پس برماست که در کنار افتخار کردن انگليسى‌ها به “ويليام شکسپير” ، فرانسوى‌ها به “دولامارتين”، آلمانى‌ها به “گوته”، روس‌ها به “الکساندر پوشکين” و... ما نيز به سعدى شيرازى بباليم و بر مردم تمام دنيا فخر بفروشيم که اين نابغه همه دوران‌ها از اين آب و خاک برخاسته و چون نگينى بر تارک ادبيات جهان مى‌درخشد.
خودمانيم، آنقدرى که ما سعدى شيرازى را مى‌شناسيم، مردمان ديگر سرزمين‌ها هم او را مى‌شناسند؛ چنانچه گفته مى‌شود اولين ترجمه‌هايى که از گلستان سعدى شد، در سال 1634 ميلادى بود که بخش‌هايى از اين کتاب گرانسنگ به زبان فرانسوى ترجمه شد. يک سال بعد هم به آلماني. اما در سال 1651 ميلادى بود که ترجمه کامل گلستان به زبان لاتين در آمستردام به چاپ رسيد. جالب‌تر آنکه بسيارى از شاعران و نويسندگان غربى در برخى آثار شهير خود، تحت تاثير سعدى و گلستان و بوستانش بوده‌اند. فى‌المثل “ويکتور هوگو” نويسنده نامى فرانسه براى خلق آثار ماندگار خود از برخى حکايات گلستان سعدى و نکات ظريف آن الهام گرفته است که شنيدن نکاتى مثل اين براى هر ايرانى افتخار و مباهات به شمار مى‌آيد.
حال که سخن به اينجا رسيد، اين سوال برايمان پيش مى‌آيد که آيا سعدى و نظرات و سخنان پرمعناى او نقشى در زندگى فردى و رفتارهاى اجتماعى ما دارد‌يا نه؟ به گمان برخى افراد ساده انگار اين تصور را داريم که شعر و سخن سعدى مخصوص ازمنه گذشته بوده و چندان کارکردى در زمان حاضر ندارد؟!
بى‌شک همان‌طور که سخن سعدى سهل وممتنع است؛يعنى در عين بهره‌ور شدن عموم مردم از آن در دل خود ظرافت و پيچيدگى‌هاى خاصى دارد، پس اين سخن در عين حال که آميخته از کلمات و ترکيبات کهن است اما همچنان طراوت، شادابى و نيز اثرگذارى از آن تراوش مى‌يابد. از اين سخن مى‌توان چنين نتيجه گرفت که شعر و سخن سعدى در گلستان و بوستان دائمى است و نمى‌توان خداى ناکرده آن را کنار گذاشت و گفت که تاريخ مصرف آن گذشته است. چرا که شعر و سخن سعدي، سخنى است که در باب انسان و انسانيت مى‌باشد و از جمله بهترين و ماندگارترين آموزه‌هاى بشرى را ارائه مى‌دهد. مثلا آنچه که در بوستان پيرامون جامعه مدارى و رفتار حاکم با توده‌ مردم بيان مى‌شود، بهترين و عالى‌ترين نوع حکومت دموکراسى است که از زبان سعدى و چند قرن پيش از اين بيان شده يا در شعر و سخن سعدى مى‌توان زيباترين و جذاب‌ترين پند واندرزها را يافت که براى کودکان و نوجوانان بسيار دلنشين باشد. به عنوان مثال اغلب کسانى که سنى از آنها گذشته و به نوعى در مدارس و مکتب‌خانه‌هاى گذشته درس خوانده‌اند، هرگاه گلستان سعدى را به دست مى‌گيرند با ذوق و شوقى خاص آن را تورق مى‌کنند و اظهار مى‌دارند که بهترين و ناب‌ترين لحظات کودکى را همراه با کتاب‌هايى چون گلستان سپرى کرده‌اند. به هر حال بنابر آنچه بيان شد، بايد توجه داشت که انديشه، شعر و سخن سعدى هيچ‌گاه از بين نمى‌رود و يا اينکه گرد نسيان و فراموشى بر آن نمى‌نشيند. پس بايد تلاش کرد تا حد ممکن اشعار و حکايات تراويده از ذهن و تجربيات بزرگانى چون سعدى را در کتب درسي، آن هم در سطحى گسترده وارد سازيم تا اين‌چنين علاوه بر آنکه نسل آينده‌ساز ما با بزرگانى چون سعدي، حافظ، مولوي، فردوسى و... بيش از پيش آشناتر شود، رهنمودهاى انسانى ايشان را نيز در امور مربوط به خود استفاده نمايد.
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی «النسيج»، سرهنگ «معمر قذافی» رهبر ليبی كه در سخنان اخير خود به‌مناسبت ميلاد پيامبر اكرم(ص) در شهر آغاديس كشور نيجر در شمال آفريقا ، ايجاد شكاف و اختلاف بين شيعه و سنی را طرح استعماری خوانده‌بود؛ با واكنش شديد علمای الازهر روبرو شد.

قذافی كه مسلمانی سنی مذهب است در سخنان خود اظهار كرد: چه كسی گفته شيعه يعنی فارس و سنی يعنی عرب، نخستين دولت شيعی يعنی دولت فاطمی در شمال آفريقا تاسيس شد و ۲۶۰‬سال دوام داشت، دولتی كه منسوب به فاطمه زهرا (س) و نام دانشگاه الازهر مصر هم مشتق از نام آن حضرت است.


وی در سخنان خود با تاكيد بر اين مطلب كه هيچ‌كس در شايستگی اهل بيت برای حاكميت بر مسلمانان شكی ندارد گفت: دشمنان به‌دنبال ايجاد شكاف هستند، اين تفرقه و تحريك كه در آن شيعه بر ضد عرب و عرب بر ضد فارس برانگيخته می‌شود، ساخته اشغالگران و صهيونيست‌ها است.
همه مسلمانان به شايستگی اهل بيت برای حاكميت مسلمانان معتقدند و شكاف‌های موجود بين آنان از جانب صهيونيست‌هاست.اين در حاليست كه سخنان قذافی كه بنابر گفته‌های وی بر گرفته از تاريخ و اسناد موثق است چالش بسياری را در الازهر به دنبال داشت.تا جايی كه بسياری از علمای الأزهر در پاسخ به وی، با خشم و غضب قذافی را صاحب افكاری پريشان دانستند.در مقابل بيانات قذافی، دكتر «عبدالمعطی بيومی» عضو مجمع پژوهش‌های اسلامی دانشگاه الازهر و رئيس سابق دانشكده اصول‌الدين در گفت‌وگو با روزنامه «الشرق‌الاوسط» چاپ عربستان، سخنان رهبرليبی را غير قابل قبول بر شمرد.عضو مجمع پژوهش‌های اسلامی كه ظاهرا تا كنون با كتاب‌هايی مثل صحيح بخاری و امثال آن از كتاب‌های مستند علمای اهل سنت كه واقعه غدير خم در آنها به طور مفصل نقل شده است برخورد نكرده و آنها را مورد مطالعه قرار نداده، در سخنان خود مدعی شده كه پيامبر اسلام در زمان حيات خود با هيچ كس در ارتباط با خلافت عهد نكرده است.از سوی ديگر «عبدالفتاح ادريس» رئيس بخش فقه مقارن در دانشكده الهيات و قانون دانشكده الازهر نيز در واكنش به سخنان چالش برانگيز قذافی گفت: ادعای قذافی در ارتباط با اقامه دولت فاطمی در شمال آفريقا و انتساب فاطميون به اهل‌بيت پيامبر از نظر مورخين رد شده است!
قذافی:
با نگاهی منطقی تمامی عرب‌ها شيعه و تمامی ايرانيان سنی هستند!


رهبر سنی مذهب ليبی درادامه سخنان خود با بيان اين مطلب كه اختلافات تاريخی را نبايد وارد عرصه‌سياسی كرد گفت: اگر معنی شيعه بودن تعاطف با علی است، به‌جهت عاطفی همه ما عرب‌ها و همه مسلمان‌ها با علی(ع) هستيم و معنی آن اين است كه همه عرب‌ها شيعه هستند.

رهبر ليبی پيشنهاد كرد تا برای روشن شدن جايگاه علی (ع) و فاطمه (س) در بين مسلمانان رأی گيری شود.


قذافی گفت: ما با فاطمه زهرا (س) هستيم، يعنی شيعه آل البيت و شيعه فاطمه و شيعه علی ؛ اگر پيرو علی شيعه است، همه‌ما شيعه‌هستيم.

رهبر ليبی ادامه داد: اگر معنی سنی بودن، ايمان به محمد (ص) و سنت اوست، پس به‌اين معنا همه‌ايرانی‌ها سنی هستند. آيا ايرانی‌ها گفته‌اند ضد محمد (ص) هستند؟ خير آنها محمد (ص) را پيغمبر می‌دانند. آنها پيرو سنت پيامبر هستند پس آنها هم سنی هستند.


قذافی گفت: برخی از ما می‌پرسند آيا شما علی را دوست داريد؟ می‌گوييم بله ما علی را دوست داريم. می‌گويند پس شما شيعه هستيد. بله مردم شمال افريقا شيعه هستند ولی مسايل بصورت معكوس مطرح شده‌است.


وی در ادامه سخنان خود از تمام نيروهايی كه در حدود دولت فاطمی اول بودند، خواسته است، دولت فاطمی دوم كه دولت امروزی يكدستی خواهد بود را دوباره تشكيل دهند.


گفتنی است، سخنان قذافی همچنان در دانشگاه الأزهر موج عظيم انتقادات علمای اين دانشگاه را به‌همراه دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

شعری در نعت سيد المرسلين (ص) چهارشنبه 22 فروردین1386
اى گل افروخته هشت باغ
مرهم واسوخته هفت داغ
چون که احد خواسته احمد شده
آمده محمود و محمد شده
چاشتگهى کآرزوى ناز شد
جانب مهمانى اعجاز شد
 
برسر اين سفره نيالود دست
از سر انگشت، قهر را شکست
چون گهرش، فال تبسم گشاد
قرعه دندان به شکستن فتاد
يک دو سه برگش زشکوفه پريد
دفتر سربسته امت دريد
سنگ چو با بدگهران يار شد
صف شکن گوهر شهوار شد
خاتم دين، حضرت ختمى‌پناه
مظهر مجموعه لطف اله
 
نوش لبش چون به شفاعت رسيد
مايه رحمت به قناعت رسيد
آب بقا بود روان را فساد
خاک پى‌اش آمد و جلاب داد
رخش براقا، مدنى برقعا!
تخم سرشک سحرى مزرعا
پاى تو، تاج سر افلاکيان
دست تو،‌ميدان دل خاکيان
پايه اقبالم در سرورى
سوى نشينم کشد از برترى
نيش پى ام بر رگ قانون زند
غيرت پستيش دم از خون زند
گاو زمين بيند در هفت خاک
نقش پى ام را چو سم خويش چاک
از پى آن خاک رسد چون به زير
جانب بالا رمد از صيد شير
اوج به معراجم ده جسم را
سجه ذکر فلکى اسم را
---------------------------
حکيم زلالى خوانسارى
شاعر سده يازدهم هجرى قمرى
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


بشر امروز نيازمند الگويي است كه او را از اين روزمرگي نجات دهد، الگويي كه او را فراتر از تفسير مادي حيات ببرد و اين الگو رفتار و كردار پيامبر خاتم حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) است. دانستن تاريخ دقيق ولادت و وفات آن حضرت، روزهاي زندگي، تعداد همسران يا فرزندان و جنگهاي حضرت و.. گرچه مفيد است اما آنچه امروز بدان نياز داريم دانستن اصول اخلاقي اوست.
شناخت ماهيت حركت و دعوت او. رفتار و كردار پيامبر(ص) در همه جهات براي همگان الگو و اسوه كامل است. از رفتارهاي فردي اش: ادب ورزي، امانتداري، پوزش پذيري، حق گرايي، حياورزي، راستگويي، خوش خلقي، فروتني و... تا رفتارهاي اجتماعي اش: قانون مداري، گشاده دستي، گشاده رويي، مشورت پذيري، همزيستي با اقشار مختلف اجتماع و... از عبادتش با خدا تا رفتارش با طبيعت همه و همه الگو و سرمشق است كه براي رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي مي توان به آن تمسك جست. قرآن پيامبر(ص) را اسوه و الگويي معرفي مي كند كه پيروي از او سعادت دنيا و آخرت را به همراه دارد كه براي رسيدن به اين سعادت بايد در همه زمينه ها او را الگو قرار داد. اسلام دين خاتم است كه سرانجام بر جهان حاكم خواهد شد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

ثمره زندگانى پيغمبر خاتم‌النبين يک سلسله تعليمات عاليه و يک چشمه جوشان علم و دانش است که بامکارم اخلاقى توام مى‌باشد و هرکس از مسلمان و غيرمسلمان اين سطور را بنگرد و به دقت بخواند در پيشگاه آن سر تواضع و خضوع و خشيت فرود مى‌آورد و با اقيانوس مواج علم و دانش مواجه مى‌گردد برابر کوه وقار علم و حلم و مکرمت قرار مى‌گيرد.
گفتار رسول خدا(ص) و کردار آن بزرگترين مرد آسمانى با معانى رقيقه لطيفه که در قالب الفاظ آموزش مخصوص خود ريخته همه باهم منطبق و حاکى يک لطافت و روحانيت و معنويت نوع دوستى است که نظيرش در بشر ديده نشده و خدايش به عظمت ستوده است که فرموده انک لعلى خلق عظيم. الحق بشر برابر عظمت روحى و بزرگوارى و مکرمت نفسانى او بسيار خورد و حقير است.
ايمان بسيار محکم شخصيتى مانند اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه‌السلام به وجود عالى‌‌ترين صفات انسانى - الهى در وجود مقدس پيامبر اعظم(ص)، براى اثبات بالاترين کمالات ممکن در وجود يک انسان کافى است.
بينوا کسانى که آن همه صفات با عظمت انسانى - الهى را در وجود مقدس خاتم الانبيا(ص) مى‌ديدند و با اين حال براى اثبات رسالت از او معجزه مى‌خواستند! زيرا، به راستي، ايمان بسيار محکم شخصيتى مانند اميرالمومنين عليه‌السلام به وجود صفات مزبور در وجود پيامبر اعظم به تنهايى براى اثبات رسالت او کافى است. البته اگر کسى با مشاهده اتصاف پيامبر با عالى‌ترين صفات و اخلاق الهي، نتواند رسالت او را بپذيرد، او نخواهد توانست اعتقادى به وجود خويش داشته باشد.
صفات عاليه انسانى - الهى که در وجود مقدس پيامبر اعظم(ص) جمع شده و اميرالمومنين عليه‌السلام آنها را مشاهده فرموده و براى ما نقل نموده‌اند، به قرار زير است:
1- پيامبر(ص) با عنايات خداوندى به وسيله فرشته‌اى بسيار با عظمت از کودکى (پس از بازگرفته شدن از شير)، شب و روز براى تخلق به اخلاق الله توجيه مى‌شود.
2- در هر سال در کوه حرا خلوت مى‌گزيد و با خداوند سبحان به راز و نياز مى‌پرداخت و آمادگى شايستگى گيرندگى وحى را تحصيل مى‌کرد.
3- فقط من (على‌بن ابيطالب عليه‌السلام) بودم که در موقع خلوت و راز و نياز آن بزرگوار را مى‌ديدم.
4- من دائما مانند بچه شتر که دنبال مادرش مى‌رود، دنبال او مى‌رفتم و او هر روز اخلاقى از اخلاق عاليه انسانى - الهى را به من مى‌آموخت.
5- خداوند اخلاق عاليه همه بشريت را به او تعليم داده و براى تخلق به آن، او را يارى مى‌فرمود.
6- رسول خدا هنگامى از طرف خدا مبعوث شد که اثر و نشانى از رستگارى و ارزش‌هاى الهى نمانده بود.
7- او باطل را شکافت و حق را آشکار و مردم را به سوى حق که رشد و کمالى بدون آن، امکان‌پذير نيست سوق داد.
8- خداوند سبحان وعده ابلاغ رسالت را به وسيله او به مردم عملى فرمود.
9- اتمام کننده نبوت و خاتم رسولان با دين جاودانى اسلام است.
10- خداوند ميثاق بشارت بعثت او را بر همه عالميان گرفته بود.
11- علامات طبيعى و روحى او در کتاب‌هاى آسمانى مشخص شده بود.
12- ميلاد آن بزرگوار با کرامت بود. يعنى با نظر به شرافت و کرمت پدران و مادران آن حضرت، هيچ فردى از انسان به پايه او نمى‌رسيد.
13- شرافت خاص محيط ولادت آن حضرت، که کعبه معظمه بوده است.
14- آن حضرت برحذر دارنده عالميان از غوطه‌ور شدن در خودخواهى‌ها و خودکامگى‌ها و معاصى است.
15- امين کامل در تلقى روح و رسانيدن آن به بندگان خداوندي.
16- دودمان او بهترين دودمان‌هاست (ائمه معصومين عليهم‌السلام و اولاد پاک و متقى آن بزرگوار.) اين شرافت و کرامت که خداوند نصيب اولاد پيامبر(ص) فرموده است، فقط از جنبه انتساب نسبى نبوده است، بلکه به جهت تلاش و تکاپوى بسيار شديدى بود که آن پيشوايان در مسير رشد و کمال انجام داده‌اند.
17- او پيشواى متقيان است.
18- او وسيله بينايى براى هدايت يافتگان است.
19- روشنايى تابان، ستاره‌اى پرنور، به وجود آورنده انوار و وسيله انتقال نور الهى به مخلوقات.
20- سيرت او اعتدال است.
21- سنتش رشد است.
22- کلامش جدا کننده حق از باطل است.
23- حکم او عدل محض است.
24- شاهد خداوندى در روز قيامت است.
25- بعثت او نعمتى براى جهانيان و رحمتى براى عالميان است.
26- هدف رسالت او دعوت مردم به سوى حق است.
27- او رسالت‌هاى الهى را بدون سستى و قصور ابلاغ فرموده و در راه خدا با دشمنان خدا بدون کمترين مسامحه و اعتذار مجاهدت کرد.
28- کيفيت زندگى او روشن‌ترين دليل اثبات پستى محبت و علاقه به زندگى دنيوى و به عنوان هدف اصلى بود. زيرا زندگى آن حضرت به بهترين وجهى عيوب و رسوايى‌هاى دنياپرستى را آشکار مى‌کرد.
29- او با داشتن قدرت و امکاناتخود را از دنيا و عوامل لذت و زر و زيورهاى بى اساس آن برکنار فرموده بود، مگر در حد وسيله‌اى براى وصول به هدف‌هاى اعلاى حيات معقول که مسير انالله و انا اليه راجعون است.
30- او هرچه را که مبغوض خدا و محق در بارگاه او بود، مبغوض و ناچيز مى‌شمرد.
31- او تواضعى در حد اعلا داشت. بر روى زمين غذا مى‌خورد. با بردگان مى‌نشست. داراى عاليترين توکل به خدا بود و شجاعت وعلاقه به شهادت داشت . کفش و لباس خود را با دست خود و صله مى‌کرد. بر الاغ برهنه سوار مى‌شد.
32- او با دين اسلام که نورى روشنگر و برهانى ‌آشکار است، و باکتابى که هدايت‌ کننده همه مردم است، و با امرى پايدار مبعوث شد.
33- براى دعوت انسان‌ها به دين اسلام،‌ با حجتى کافى و به وسيله مواعظ حيات‌بخش و شفاى دردهاى روحى و با تدارک ‌تباهى‌هاى گذشته در روزگار جاهليت فرستاده شد.
34- قوانين و شرايع پايدار الهى راکه با گذشت زمان از يادها رفته و مجهول مانده بود، بيان فرمود.
35- هر فرد و جامعه‌اى که از رسالت حيات‌بخش پيامبر(ص) رويگردان شود، سقوط ابدى او حتمى است.
 

اسدالله افشار

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

آشنایی با نوآوری یک عالم اسلامی چهارشنبه 15 فروردین1386

تقويم شمسي يادگارحكيم عمر خيام

تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، 6مارس 1079 ميلادي توسط حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه سلجوقي تنظيم شد.
اين تقويم دقيق تر از تقويم (خورشيدي) ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال، يك روز است و تقويم ميلادي هر 3330 سال يك روز. حجه الحق حكيم عمر خيام كه در سال 1044 ميلادي در نيشابور به دنيا آمد و در سال 1124 درگذشت نه تنها رياضي دان و آگاه از علم هيئت (فضا-ستارگان) بود بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او كه در سال 1839 به انگليسي ترجمه شده هنوز هر سال تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر او از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند. عمر خيام با همه علاقه اي كه به زادگاهش نيشابور داشت؛ در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرد. وي با اين كه به كار دولتي علاقه نداشت، دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفت.

 
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

امي بودن پيامبر اسلام (ص) سه شنبه 7 فروردین1386

 

( به مناسبت نزدیک شدن به یوم الولاده رسول خدا "ص" )

واژة «امي» يكي از القاب پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه در دو آيه از قرآن كريم آمده است.[1] حرف «ي» در اين كلمه به معناي نسبت است، مانند حرف «ي» در كلمه «عربي»، «فارسي»، «ايراني»، و نظاير آن؛ اما در اين كه «امي» منسوب به چه چيز است و به عبارت ديگر، مبدأ اشتقاق كلمه «امي» چيست؟ دانشمندان اسلامي، ديدگاه‌هايي ارائه داده‌اند كه سه ديدگاه را يادآور مي‌شويم:
1. «امي» منسوب به «ام» به معناي مادر است. يعني كسي كه از نظر خواندن و نوشتن به همان حالت مادرزادي خود باقي است.
2. «امي» منسوب به «امت» است، يعني كسي كه به روش اكثريت مردم عادت دارد، زيرا اكثريت مردم خواندن و نوشتن را نمي‌دانستند، چنان كه كلمه «عامي» منسوب به «عامه» و به معني كسي است كه به روش و عادت عامه مردم عمل مي‌كند.
3. «امي» منسوب به «ام القري» يعني مكه است، زيرا قرآن كريم مكه را «ام القري» ناميده است.[2]
نظر اول با توجه به قواعد ادبي صحيح‌تر، و مورد قبول اكثريت علماي اسلامي است. بنابراين، مقصود از امي بودن پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين است كه آن حضرت، نزد كسي درس نخوانده و خواندن و نوشتن را از كسي نياموخته بود.
اگر چه واژة امي به معناي فرد درس نخوانده است، ولي درس نخواندن با بي‌سواد بودن ملازمه ندارد؛ زيرا هر چند، روش متعارف و معمول براي كسب دانش، درس خواندن است، ولي علم و دانش پيامبران الهي از طريق معمول به دست نيامده است. آنان كسب دانش كرده‌اند، ولي «معلم» آنان «خداوند» بوده است و در مكتب وحي عالي‌ترين معارف را آموخته‌اند. و به قول حافظ:
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه، مسئله آموز صد مدرس شد
معارف بلند و احكام و قوانين جامع و كامل كه در قرآن كريم، و نيز فرموده‌ها و سيرة آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ متجلي است، بهترين گواه بر مقام والاي علمي و دانش وسيع آن حضرت مي‌باشد.
بنابراين،‌ واژة «امي» نه به معناي بي‌سواد است، و نه نخواندن و ننوشتن براي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقص مي‌باشد. ابن خلدون در اين‎باره سخن سنجيده‌اي دارد، مي‌گويد: «پيغمبر امي بوده است، ليكن امي بودن براي او كمال بود، زيرا علم خويش را از عالم بالا فراگرفته بود؛ به خلاف ما كه امي بودن براي ما نقص است، زيرا مساوي با جاهل بودن ماست».[3]
آري، رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به حكم قضاوت قطعي تاريخ و به شهادت قرآن ضميرش از تعليم و فراگيري دانش از بشر، پاك بوده است. او انساني است كه مكتبي، جز مكتب تعليم الهي نديده و جز از حق، دانش نياموخته است، با اين حال او معلم بشر و پديد آورنده دار العلم‌ها و دانشگاه‌ها است.[4]
فلسفه درس ناخواندگي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در سوره عنكبوت، آية 48 بيان شده است، و آن اين كه: اگر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌توانست بخواند و بنويسد، اين تهمت كه آياتي «كه بر مردم مي‌خواند وحي الهي نيست، و او آنها را از پيش خود مي‌گويد و يا از كسي آموخته است»، مي‌توانست در اذهان مردم ايجاد شك و ترديد نمايد، چنان كه قرآن كريم در جاي ديگر چنين اتهامي را از سوي مخالفان نقل كرده و فرموده است:
«وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ»؛[5] ما مي‌دانيم كه آنان مي‌گويند، پيامبر را بشري[6] تعليم مي‌دهد.
درس ناخواندگي پيامبر و اين‎كه او نه مي‌خواند و نه مي‌نوشت، اين تهمت را خنثي مي‌كرد، چنان كه امام رضا ـ عليه السلام ـ در مناظره با علماي اديان مختلف خطاب به رأس الجالوت (عالم يهودي) فرمود: «از جمله دلايل صدق پيامبر ما آن است كه او شخصي يتيم، تهيدست و چوپان بود، و هيچ كتابي نخوانده و نزد هيچ استادي نرفته بود. با اين حال، كتابي آورد كه حكايت پيامبران و خبر گذشتگان و آيندگان در آن آمده است.»[7]


[1] . «الذين يتبعون الرسول النبي الامي...»؛ اعراف، 157؛ «فآمنوا بالله و رسوله النبي الامي....»؛ اعراف، 158.
[2] . «لتنذر ام القري و من حولها»؛ انعام، 93.
[3] . مقدمه ابن خلدون، (دارالعلم بيروت)، ص 419.
[4] . استاد شهيد مطهري، پيامبر امي.
[5] . نحل، 103.
[6] . روايات در مورد اين كه به پندار مشركان معلم پيامبر چه كسي بوده، مختلف است، و حاصل آنها اين است كه وي غلامي رومي نزد بني الحضرمي و ساكن مكه بوده، و اطلاعاتي از كتابهاي ديني يهود و نصاري داشته است. ر.ك: الميزان، ج 12، ص 352.
[7] . توحيد صدوق، دار المعرفه، ص 419.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |


گفت وگوي غيرحضوري با یک اندیشمند مسلمان ( شهيد علامه مطهري) درباره سيره پيامبراعظم(ص)

عليرضا مزروعي

«بايد روي افكار شهيد مطهري، كار فكري بشود، يعني جمعي اهل تحقيق علاقه مند به كار علمي، بنشينند و نظرات و تفكرات شهيد مطهري را در ابواب مختلف استخراج كنند؛ درباره موضوعات بي شمار و متنوعي كه ايشان در مباحثشان مطرح كرده اند از مجموع آثار، نظر آن شهيد را استخراج كنند.اين، راه گسترش و پيشرفت و شكوفايي فكري جامعه بر مبناي آثار شهيدمطهري(ره) است و اميدواريم اين كار انجام بگيرد.»
با عنايت به اين بيانات مقام معظم رهبري، آنچه در پي مي آيد گذري است بر انديشه هاي شهيد مطهري(ره) پيرامون سيره پيامبر(ص) و نوع رفتار آن حضرت در زندگي فردي و اجتماعي و حكومتي كه در قالب گفت وگوي مجازي در راستاي رفع شبهات و سؤالات احتمالي نسل جوان پيرامون سيره و منطق عملي پيامبراعظم(ص) تدوين شده است اينك با هم آن را ازنظر مي گذارنيم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

ولد المرجع الديني اية الله العظمى الشيخ جواد التبريزي ، بسنة (1345 هـ.ق ) في مدينة تبريز وفي نفس مركزها وهي من المدن المهمة في إيران، وقد برز منها الكثير من علمائنا الأبرار قدس الله أنفس الماضين وحفظ الباقين منهم، في
اُسرةٍ كريمة عُرفت بالولاء لمحمدٍ وآله عليه وعليهم الصلاة والسلام، وكان والده الحاج علي من التجار في مدينة تبريز ومن المعروفين بالصلاح والتقوى.

فنشأ الاستاذ في رعاية والديه العطوفين، حتى بلغ سن السادسة من عمره الشريف، فدخل المدرسة الأكاديمية رغم صعوبة وتكلفة الدخول في المدارس الحديثة في ذلك الوقت، ولكن ولشدة اهتمام والده به أدخله فيها مما ساعده على نمو فكره
واطلاعه على بعض العلوم الحديثة كالرياضيات والهندسة وغيرها.

ثم انه وبعد إكماله مرحلة الابتدائية والثانوية فيها ونظراً لعشقه لطلب العلم وطموحه إلى المعالي أخذ يقرأ بعض المتون في الصرف والنحو والمنطق والبلاغة، تارةً عند أحد المشايخ، وأخرى يقرأ هو بنفسه، وقد فاتح أباه في أن يأذن له بالالتحاق بركب الحوزة، ولكن لصعوبة الظرف المعاشي والسياسي لأهل العلم إبان الحرب العالمية الثانية، لم يأذن له والده في ذلك إشفاقاً منه عليه، فإنّ ما اختاره طريق مليء بالأشواك.

وقد عرض عليه والده أن يشركه معه في تجارته، ولكنه رفض ذلك رفضاً قاطعاً مما جعل الأب العطوف يذعن إلى طلب ولده فأذن له في ذلك فكانت فرحةً عظيمة لهذا الفتى الذي قُدر له أن يكون من أساطين الحوزة وفحول العلماء وكبار المراجع.

فالتحق بالحوزة العلمية في تبريز وكانت حوزةً عامرة آنذاك، وأخذ حجرة في مدرسة الطالبية وكان معه في الحجرة المرحوم العلامة الشيخ محمد تقي الجعفري والذي كان يكبره بأربع سنين تقريباً وشرع في قراءة الشرائع واللمعة والمعالم
والقوانين والمطول وأتمّ السطوح عند علماء وفضلاء تبريز.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

هجرت به روشنايي دوشنبه 14 اسفند1385

داستان مسلمان شدن يک زن ايسلندي ( آنا ليندا تراوستادوتير ) 
من با نام ، "آنا ليندا تراوستادوتير" در خانواده اي با والدين ايسلندي/دانمارکي در ريکياويک ايسلند در سال 1966 متولد شدم و در کليساي لوتران[1] غسل تعميد[2] داده شدم.

هنگامي که جوان بودم خانواده ام به ون کوور کانادا و سپس به نيويورک کوچ کردند. دبيرستان را در سن 16 سالگي و در سال 1988 تمام کردم. مدرک کارشناسي ام را از دانشگاه مک گيل در مونت رآل کانادا اخذ کردم و از آن موقع با سفر به دور دنيا به مطالعه و کار پرداخته ام. مبدأ سفرهايم دانمارک و در سال 1990 بود.

2) در سال 1997 هنگامي که در قاهره زبان عربي مي خواندم، يکي از دخترهايي که دوستم بود و يک مسيحي تجديد حيات يافته بود برايم يک کتاب مقدس جيبي آورد که مشتمل بر هر دو بخش عهد عتيق و عهد جديد بود. بسيار خشنود و خوشحال شدم چون تصميم گرفته بودم حتماً بدانم در کتاب مقدس چه مطالبي هست. و احساس مي کردم بدون مطالعه آگاهانه کتاب مقدس به سختي مي توانم خودم را مسيحي به شمار آورم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

حـسـيـن بن على (ص ) در مدينه منوره در سال چهارم هجرى در روز سه شنبه، سوم ماه شعبان يا پنجشنبه پنجم همان ماه متولد شد بعضى از مورخان تولد آن حضرت را روز آخر ربيع الاول سال سـوم هـجرى دانسته و بعضى ديگر گفته اند در پنجم جمادى الاول سال سوم يا چهارم هجرت به دنيا آمده است بنابراين درباره تولد آن حضرت چند قول وجود دارد، ولى قول مشهور اين است كه ايشان در روزسوم شعبان سال چهارم هجرت به دنيا آمده است.
هـنـگـامـى كه آن حضرت متولد شد او را نزد جد بزرگوارش رسول خدا(ص ) آوردند آن حضرت با ديدن او سخت مسرور شد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و روز هفتم تـولدش گوسفندى براى او عقيقه كرد و به مادرش فرمود: "سرش را بتراشيد و به وزن موهايش نقره صدقه دهيد".
آن حـضـرت شش سال و چند ماه با جد بزرگوارش رسول خدا(ص ) و پس از آن بيست و نه سال و يـازده مـاه بـا پدرش اميرالمؤمنين (ص ) و پس از آن حدود ده سال با برادرش امام حسن (ص ) و حـدود ده سـال پـس از شـهـادت امـام حسن (ص ) زندگى كرد مدتى كه آن حضرت پس از امام حسن (ص ) زندگى كرده است، مدت امامت او محسوب مى شود.
كـنـيـه امـام حسين (ع ) "ابوعبداللّه " بود لقب هاى فراوانى به آن حضرت داده اند و از جمله پس از شـهـادت ايشان را "سيدالشهدا" خواندند چنان كه مى دانيم تا پيش از آن لقب سيدالشهدا بر حـمزه، عموى پيامبر اطلاق مى شد و پس از شهادت سبط گرامى رسول اللّه امام حسین(ع) را به اين لقب خواندند.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |

قرضاوي كيست؟ شنبه 28 بهمن1385
شيخ " يوسف مصطفي قرضاوي " ، از برجسته‌ترين علماي اهل‌سنت است كه دوشب قبل با "اكبر هاشمي رفسنجاني"، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره مواضع اهل تشيع و اهل تسنن در قبال مسائل جاري جهان اسلام مناظره كرد. به همین جهت لازم دیدم مختصری از زندگینامه و دیدگاه های وی را به استحضار کاربران محترم برسانم .

قرضاوي در تاريخ 9/9/1926 ميلادي در مصر متولد شد و حفظ قرآن را تا 10 سالگي تمام كرد. سپس وارد دانشگاه الازهر شد و در سال 1953 مدرك عالي دانشكده اصول دين و در 1954 مجوز تدريس در اين دانشگاه را دريافت كرد. در سال 1960 مدرك كارشناسي‌ارشد مطالعات عالي علوم قرآن و سنت و در سال 1973 مدرك دكتري را با رتبه عالي از دانشكده اصول دين دريافت كرد.
وي پس از فراغت از تحصيل، به‌ عنوان ناظر امور ديني اداره اوقاف و فرهنگ اسلامي الازهر مشغول به كار شد؛ آن‌گاه مديريت دفتر امور ديني قطر را بر عهده گرفت و به ‌عنوان رئيس و مؤسس بخش مطالعات اسلامي در دانشكده تربيت و مدير و مؤسس دانشكده شريعت و مطالعات اسلامي و نيز مدير مركز تحقيقات سنت و سيره به فعاليت‌هاي خود كه تا امروز ادامه دارد، تداوم بخشيد.
قرضاوي از عنفوان جواني به‌ عنوان خطيبي مسلمان و فعال در جنبش‌هاي اسلامي دعوت به آموزه‌هاي ديني را در صدر كارهاي خود قرار داد و در اين راه به علت سخنراني‌ها و نوشته‌ها و اشعار و مقاله‌هاي تأثيرگذارش، بارها چه در دوره حكومت پادشاهي و چه در دوره حكومت جمهوري مصر به زندان افتاد.
اين انديشمند مسلمان در جريان فعاليت‌هاي اسلامي و اجتماعي خود، ارتباط نزديكي با جنبش "اخوان‌المسلمين" پيدا كرد و در كتاب‌هاي خود همواره از "سيد قطب"، "حسن البنا"، "ابو الاعلا مودودي"، "ابن عبدالوهاب" و "رشيد رضا" تمجيد مي‌كند.
وي صاحب بيش از 80 اثر در زمينه‌هاي اسلامي است كه برخي از آنها ده‌ها بار تجديد چاپ شده و بسياري از آنها نيز به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده است.
قرضاوي كه خود را يك سلفي متجدد معرفي مي‌كند ، همچنين صدها اثر به صورت‌هاي مقاله، شعر، سخنراني و تدريس از خود به جا گذاشته و تمام تلاش وي در اين آثار، جمع بين محكمات شرعي با مقتضيات زمانه بوده است.
وي سفرهاي متعددي به كشورهاي مختلف جهان داشته و در صدها سمينار و همايش بين‌المللي شركت كرده است.
اين دانشمند مسلمان، رئيس و عضو مجامع و مؤسسات مختلفي چون اتحاديه علماي مسلمان، مجمع فقهي انجمن اسلامي العالم در مكه، مجمع سلطنتي تحقيقات اسلامي اردن، مركز مطالعات اسلامي آكسفورد، شوراي دبيران دانشگاه اسلامي جهاني اسلام ‌آباد، سازمان دعوت اسلامي خارطوم و هيأت نظارت شرعي بر تعدادي از بانك‌هاي اسلامي است.
قرضاوي جوايز علمي متعددي دريافت كرده كه جايزه بانك توسعه اسلامي، جايزه ملك فيصل به علت مشاركت در مطالعات اسلامي، جايزه عطاي ويژه علمي از رئيس دانشگاه اسلامي جهاني مالزي و جايزه فقه از سوي سلطان برونئي از جمله آنهاست.
وي به‌رغم اينكه در جهان عرب، از علماي سني موافق ايران محسوب مي‌شود اما انتقادات بعضاً تندي را هم درباره جمهوري اسلامي ايران مطرح كرده است.
از جمله موضع‌گيري‌هاي وي در قبال ايران مي‌توان به انتقاد از همكاري تهران با واشينگتن در برخورد با طالبان، موافقت ايران با اعدام صدام و مخالفت با آنچه تبليغ تشيع از سوي ايران در كشورهاي عربي مي‌خواند، اشاره كرد.
وي در سال 2001 نيز در برنامه "شريعت و زندگي" شبكه خبري الجزيره قطر كه از سوي اعراب تندرو "شبكه قرضاوي" ناميده مي‌شود، با "محمدعلي تسخيري" دبيركل مجمع تقريب مذاهب اسلامي درباره درگيري ايران با طالبان مناظره و از سياست‌هاي ايران در قبال تحولات افغانستان به‌شدت انتقاد كرد.
قرضاوي در موضع‌گيري اخير خود نيز ضمن حمايت از صدام و طرح ادعاي توبه وي در سال‌ هاي پاياني عمر خود، ايران را كه در اعدام صدام نقشي نداشته مخاطب ساخت و گفت: تهران بايد در يك موضع‌گيري آشكار، مخالفت خود را با اعدام صدام در روز عيد قربان اعلام كند وگرنه ثابت مي‌شود كه ايران در اين برنامه نقش داشته ‌است.
وي همچنين در نشست اخير همايش تقريب مذاهب اسلامي كه در دوحه، پايتخت قطر برگزار شد، با اعتراض به شيعيان،خواستار توقف آنچه تبليغ تشيع در كشورهاي عربي و كشتارهاي مذهبي در عراق خواند، شد.
وي فتاوايي را نيز مطرح كرده كه هم در ميان اهل سنت و هم در ميان شيعيان با انتقادات شديدي مواجه شده است كه از جمله آنها مي‌توان به حرمت زيارت قبور امامان و صالحان ياد كرد.
وي همچنين در صفحه 11 كتاب "فرهنگ غلو در تكفير"، اقدامات تروريستي برخي از سني‌ هاي تندرو را تبرئه و ادعا كرده است اين غلو اشكال ندارد زيرا اينها جوانان مخلص، غيرتمند و متديني هستند كه اقدام به تكفير مسلمانان مخالف خود مي‌كنند و خون و اموال آنها را حلال مي‌دانند.

نوشته شده توسط ابوجواد  | لینک ثابت |