| در پی طرح ادعای شیعه نشدن پسر مفتی اهل سنت جهان از سوی دستیار وی، عبدالرحمن یوسف، پسر شیخ قرضاوی این ادعا را تکذیب و تأکید کرد، مواضع وی تنها از سوی خودش یا دفترش اعلام میشود و ادعاهای هر منبع دیگری درباره مسائل شخصی وی، عاری از صحت و اعتبار است. |
|
روزنامه سعودی "الوطن" به نقل از "محمد سلیم العوا" دستیار شیخ یوسف القرضاوی، مفتی اهل سنت جهان و دبیرکل اتحادیه جهانی علمای مسلمان نوشت: «من با قرضاوی شاعر (پسر شیخ یوسف القرضاوی) دیدار کردم و او ماجرای شیعهشدنش را که نقل رسانهها شده است، تکذیب کرد.» وی با بیان اینکه پسر قرضاوی قصد داشته از ترویجکنندگان شایعه شیعهشدن خود که سوابق مشابهی در این مورد دارند شکایت کند، مدعی شد: «وی اکنون از طرح شکایت منصرف شده است.» دستیار شیخ القرضاوی افزود: «رواج این گونه شایعات، امری تأسفبار است و باید متوقف شود.» از سوی دیگر، همزمان با گفتوگوی العوا با روزنامه سعودی "الوطن"، عبدالرحمن یوسف القرضاوی (پسر شیخ یوسف القرضاوی) با انتشار اطلاعیهای در پایگاه اطلاعرسانی شخصی خود، تأکید کرد: «هر منبعی که ادعا کند مورد اطمینان یا نزدیک به اینجانب است و یا بخواهد خبری را درباره اینجانب اعلام کند، یا یک منبع دروغگوست یا منبعی است که از سوی رسانههایی دستکاری شده که امانتداری و ویژگیهای حرفهای خود را فراموش کردهاند.» |
ادامه مطلب
| دبیرکل انجمن روحانیون شیعه کویت از نخست وزیر دانمارک خواست از مسلمانان سراسر دنیا برای اظهارات اهانتآمیز خود درباره پیامبر عظیم الشأن اسلام عذرخواهی کند. |
|
به گزارش شیعه نیوز، محمد باقر المهری دبیرکل انجمن روحانیون شیعه کویت گفت: اظهارات آندرس فوگ راسموسن نشان دهنده انزجار آن نسبت به اسلام و پیامبر آن و همچنین ترس وی از گسترش اسلام در سراسر دنیا است. وی استدلال کرد که که اسلام به آزادی مردم برای بیان عقاید خود احترام می گذارد اما اظهارات نخست وزیر دانمارک علیه پیامبر اعظم (ص) غیر قابل قبول است و میتواند به واکنشهای خشونت آمیز از سوی برخی از گروه های مسلمان منتهی شود. دبیرکل انجمن روحانیون شیعه کویت همچنین خواستار دادخواستی علیه راسموسن در دادگاههای بینالمللی شد و اهمیت تأسیس مرکزی برای ارتقای آگاهی عمومی درباره حقانیت اسلام را مورد تأکید قرار داد. المهری همچنین گفت : فعالیت گروههای تروریستی در بخشهای مختلف جهان به اسلام ارتباطی ندارد و ملتهای مسلمان از تبعات اقدامات این گروهها رنج میبرند. |
|
"ماهر حمود" از شخصیت های برجسته سنی مذهب لبنانی اظهارات اخیر شیخ "یوسف القرضاوی" علیه ایران و شیعیان را اشتباه خواند. |
|
به گزارش شیعه نیوز، حمود در گفت و گو با شبکه خبری "العالم" با بیان این مطلب گفت: این که برخی از فرزندان اهل سنت تحت تاثیر مقاومت لبنان یا ایران قرار بگیرند امری طبیعی است. وی افزود: کسانی که ادعاهای نویسندگان فتنه انگیز در برخی کشورهای عربی و اسلامی را علیه انقلاب اسلامی ایران دنبال می کنند، در می یابند که انتشار این گونه ادعاها و تبلیغات علیه انقلاب اسلامی از سوی مقامات کشورهای عربی متضرری صورت می گیرد که نگران انقلاب ملت هایشان علیه خود هستند. این شخصیت برجسته سنی مذهب لبنانی، با اشاره به تلاش هایی که برای ربط دادن بین انقلاب اسلامی ایران با مقوله های طائفه گرایی و مذهب گرایی که از طریق عناصر دست نشانده آمریکا در منطقه صورت می گیرد؛ اظهار داشت: مواضع راهبردی ایران از طایفه گری و مذهب گرایی تنگ نظرانه کاملا" به دور است. وی افزود: اختلافات مذهبی از آغاز تاریخ اسلامی وجود داشته و نمی توان آن را انکار کرد و این اختلافات در هر برهه از زمان با توجه به تحولات تاریخی و سیاسی، شدت و ضعف پیدا کرده است و این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران از سی سال گذشته و به دور از اختلافات مذهبی به دستاوردهای اسلامی بزرگی نایل شده است. حمود اظهار داشت: شعارهای مطرح و مهمی که ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی سر داده است بیانگر ایده ای از یک نظام مستقل اسلامی غیر وابسته به شرق یا غرب بوده است؛ آن هم در دوره ای که انسان باید یکی از دو بلوک شرق یا غرب را انتخاب می کرد. وی تاکید کرد انقلاب اسلامی ایران روحیه مقاومت را در امت اسلامی زنده کرد. این شخصیت سنی مذهب لبنانی تصریح کرد ایران در طول هشت سال جنگ تحمیلی ، در معرض محاصره و تنگناهای زیادی قرار گرفت اما با این حال توانست به دستاوردهای گران بهایی چون ایجاد روحیه مقاومت در لبنان نایل شود و نیز ائتلاف های راهبردی در منطقه را تغییر دهد. حمود از تلاش های عمدی یا غیرعمدی برای نشان دادن ایران به عنوان دشمن اعراب یا اهل سنت انتقاد کرد و اظهار داشت: تجربه طولانی مدت مسلمانان با انقلاب اسلامی ایران و مقاومت در لبنان آشکارا ثابت کرده است که برنامه های طایفه گری در پشت طرح های انقلاب اسلامی ایران و مقاومت لبنان در منطقه وجود ندارد. وی افزود: بحران سیاسی در لبنان و حوادث دو سال گذشته در این کشور با برنامه ریزی "بندر بن سلطان" شاهزاده سعودی صورت گرفت که روابط مستحکمی با نهادهای مختلف آمریکایی دارد و در جهت خدمت به طرح آمریکا فعالیت می کند. حمود اظهار داشت: دلایل و اسناد محکم زیادی هست که نشان می دهد آمریکا و اسراییل به مسایل مورد اختلاف و در راس آنها طایفه گری و مذهب گرایی دامن می زنند. این شخصیت سنی مذهب لبنانی هشدار داد: طرح هایی وجود دارد که در آنها به شیوه های غیر اخلاقی مانند تخریب مذاهب از طریق انتشار خبرهای دروغ یا تامین مالی تکیه می شود. وی از موضع عاقلانه حزب الله در مورد مساله مذهب گرایی در لبنان تمجید کرد و گفت: دستاوردهای مقاومت لبنان باعث افتخار برای همه مسلمانان جهان است. این شخصیت سنی مذهب لبنانی در باره تحجر فکری و تکفیر برخی از طوایف مسلمانان علیه طوایف دیگر هشدار داد و تاکید کرد که امت اسلامی به قیام در زمینه حمایت از مقاومت و جهاد به منظور مقابله با رژیم اشغالگر اسراییل و طرح های آمریکا نیاز دارد. حمود در عین حال افزود: همه طرح و توطئه های دشمنان برای تخریب و ضربه وارد کردن به مقاومت اسلامی از طریق فتنه انگیزی و ایجاد اختلافات داخلی و تفرقه انداختن بین مسلمانان با شکست مواجه شده است. این شخصیت سنی مذهب لبنانی با اشاره به این که تندروها با بسیاری از علمای طرفدار تقریب مسلمانان مقابله می کنند؛ خواستار طرحی شد که به طور واقعی باعث نزدیک کردن فرزندان امت اسلامی شود. حمود در پایان این مصاحبه بر لزوم توافق درباره پیمان یا قانونی برای وحدت اسلامی از طریق تدوین مفاد آن با اتفاق نظر نمایندگان همه طوایف اسلامی و توافق برسر نقاط مشترک به منظور پشت سرگذاشتن اختلافات بین مسلمانان تاکید کرد و گفت: امروزه روحانیون مسلمان برای تحکیم وحدت میان فرزندان امت اسلامی مسوولیت بزرگی بر عهده دارند. یوسف القرضاوی که خود را از علمای اهل تقریب مذاهب اسلامی می داند اخیرا در گفت وگو با روزنامه مصری "المصری الیوم" سخنان ضد شیعی مطرح کرد که در تعارض با ضرورت وحدت اسلامی مسلمانان بود. وی در اظهارات خود به تحریک سنی ها علیه شیعیان پرداخت و از آنچه تبلیغات شیعیان در کشورهای سنی نامیده بود ، ابراز نگرانی کرد. |

محمدرضا نوري شاهرودي
آقاي شيخ يوسف قرضاوي روحاني مصري تبار كه با گذرنامه قطري در آن امارت نشين زندگي مي كند و بيش از 47 سال كه موطن اصلي خويش را ترك نموده و بنا به عللي كانال معلوم الحال الجزيره قطر كه با دلارهاي نفتي بلندگوي سازمان تروريستي القاعده در بين كشورهاي عربي و منطقه است نامبرده را هر هفته مهمان كانال خويش نموده و با بحث پيرامون مسائل اجتماعي اسلام به بينندگان كشورهاي عربي پاسخ مي دهد با طرح بحث « شريعت و زندگي » توانسته است مخاطبيني را در جهان اسلام متوجه كانال تلويزيوني الجزيره نمايند ضمن آنكه باعث شهرت فراوان خود در جهان عرب گرديده است البته كانال الجزيره در هر فرصتي براي تفرقه در بين ملل اسلامي سواستفاده مي كند چندي پيش به ساحت مرجعيت شيعه بدترين اهانتها را نمود و سپس با پخش اظهارات و ياوه سرائي هاي نفر دوم القاعده عليه ايران باعث رنجش افكار عمومي در جهان اسلام گرديد.
اين كانال با سواستفاده از بحث آزادي بيان هدفمندانه باعث فتنه و آتش افروزي در بين مسلمانان مي شود و جالب آنكه در چند صد متري مركز همين تلويزيون در قطر بزرگترين پايگاه نيروي هوائي امريكا در منطقه خليج فارس قرار دارد كه در سركوب مسلمانان زبانزد خاص و عام است . من لازم دانستم در مقدمه اين نوشتار براي خوانندگان توضيح دهم كه سخنان آقاي قرضاوي از چه بلندگوئي پخش مي شود و دولت قطر كه ادعاي همكاري مسالمت آميز با كشورهاي منطقه را دارد نبايد نسبت به افكار فتنه انگيز و تفرقه افكن هاي قرضاوي بي تفاوت باشد آنهم در ماه مبارك رمضان كه فرصت مناسبي براي همدلي و وحدت است .
1 ـ ايران روياي تشكيل يك امپراطوري و تسلط بر دنياي اهل سنت دارد .
2 ـ مذهب شيعه در مصر سودان تونس الجزاير و مغرب بسرعت درحال پيشرفت است .
3 ـ در جنوب شرق آسيا چون اندونزي و مالزي و در آفريقا چون نيجريه و سنگال مذهب شيعه روزبروز طرفداران جديدي پيدا مي كند .
3 ـ اقليت شيعه به مرور حق خود را در كشورهائي كه اكثريت سني دارند مطالبه خواهد كرد .
4 ـ ايران مطامع امپرياليستي خود را با حس ناسيوناليستي ايراني به اضافه مذهب تشيع مخلوط نموده و بسرعت درحال نفوذ در جهان اسلام است .
5 ـ وي مي گويد 47 سال قبل كه از مصر خارج شده هيچ شيعه اي را در آن كشور نمي شناخته ولي امروز چند درصد از كل جمعيت 80 ميليوني مصر را شيعيان تشكيل مي دهند و در اطراف قاهره چند صد هزار شيعه زندگي مي كنند كه بعضا از مهاجرين عراقي هستند. البته آقاي قرضاوي فراموش كرده مركز دولت فاطميون كه مروج مذهب شيعه بوده اند در مصر قرار داشته است .
وي مي افزايد كشورهاي خليج فارس كه شيعه در آن مانند عربستان سعودي در اقليت هستند حمايت ايران از شيعيان عراق را يك خطر تلقي نموده و احساس ناامني مي كنند.
خوشبختانه موجي از اعتراض و اعلام بيزاري از سوي علماي بزرگ و متفكرين جهان اسلام بر عليه سخنان و بي محتواي آقاي قرضاوي بوجود آمد خصوصا علماي مصر اين گونه بحث ها را باعث جدائي بيشتر مسلمانان از يكديگر و در نتيجه تضعيف موقعيت كشورهاي اسلامي دانستند.
1 ـ آقاي « طارق البشيري » از متفكرين ميانه رو طي مقاله اي در روزنامه الدستور مصر با انتقاد شديد از اظهارات آقاي قرضاوي مي گويد : نمي دانم چرا وي مي خواهد بين امت اسلامي آتش افروزي كند.
البشيري مي گويد : خطرناك ترين چيز براي امت اسلامي « فاشيسم » اكثريت سني عليه شيعيان است كه آنان را در مقابل يكديگر قرار دهد تا حدي كه قتل و كشتن يكديگر را نوعي عبادت تلقي نمايند آقاي قرضاوي بايد بداند انتخاب مذهب براي هر مسلماني آزاد است . »
2 ـ آقاي « فهمي هويدي » از نويسندگان اسلامي هم ضمن مخالفت با اظهارات آقاي قرضاوي مي گويد : « دو جريان موازي در جهان اسلام نشان دهنده آنست كه جرياني چون قرضاوي بدنبال حمايت از قوميت ها است و جريان ديگر بدنبال ايجاد وحدت و حمايت از امت اسلام است . »
3 ـ دانشگاه الازهر قاهره كه از قديمي ترين دانشگاههاي جهان اسلام است نيز بااشاره به فتواي مفتي وقت الازهر آقاي شيخ محمود شلتوت در سال 1338 تشيع را يكي از شاخه هاي مشروع دين مبين اسلام دانسته و عمل به آن مذهب را مانند ديگر مذاهب اسلامي صحيح و مجزي اعلام مي نمايد .
4 ـ در ايران نيز آيت الله سبحاني بصورت جامع و مشروح و مستدل به سخنان مورخ 13 رمضان 1429 آقاي قرضاوي پاسخ داده و مي فرمايد : « درايت و حكمت از بزرگان مي طلبد كه بيشتر به مواضع مشترك توجه نمايند و مسائل علمي و يا اختلافي را در كنفرانس ها و همايش هاي تخصصي بدور از جنجال هاي سياسي مطرح نمايند. »
ظاهرا خشم آقاي قرضاوي از آنست كه حقانيت مذهب تشيع وارد خانه ايشان شده و باعث هدايت فرزند نامبرده آقاي « عبدالرحمن يوسف قرضاوي » گرديده است . در همين راستا روزنامه البلد لبنان فاش ساخت كه علت خشم شديد قرضاوي از مذهب تشييع شيعه شدن فرزند وي « عبدالرحمن » است كه در چند روز گذشته سايت خبري وي كه از سرشناس ترين شاعران جهان عرب است غيرفعال شده البته آقاي عبدالرحمن از انتشار تصاوير پدرش در پايگاه اطلاع رساني خود پرهيز مي نمود.
سئوالي كه مطرح مي باشد اينست كه چرا آقاي قرضاوي از پيشرفت سريع مذهبي نگران است كه پيروانش در لبنان با نبرد تاريخي خود با صهيونيستها آبروي برباد رفته اعراب را باز گرداندند
چرا آقاي قرضاوي بجاي پرداختن به اين گونه بحثهاي انحرافي از حماسه تاريخي مردم ايران در پشتيباني از ملت مظلوم فلسطين سخن نمي گويد
شكايت مسلمانان و نخبگان قطر از آقاي قرضاوي كافي نيست وي بايد با عذرخواهي از چندين صد ميليون شيعه در جهان درصدد جبران اظهارات ناپسند خود برآيد.
حجتالاسلام والمسلمين علي الكوراني، از علماي لبناني مقيم شهر مقدس قم در گفتوگويي با شبكه تلويزيوني "اهل البيت(ع)" اعلام كرد: «آقاي عبدالرحمن القرضاوي، پسر شيخ يوسف القرضاوي (مفتي اهل سنت) به مذهب تشيع گرويده و عصبانيت شيخ از شيعيان در مدت اخير نيز ناشي همين مسأله است و اينجانب از اين بابت اطمينان دارم.»
الكوراني در پي اعلام اين خبر از شبكه جهاني "اهل البيت(ع)" و تماسهاي متعدد شيعيان و اهل سنت از كشورهاي مختلف با وي، در پايگاه اطلاعرساني "الغدير" و شبكه تلويزيوني "الانوار" نيز حضور يافت و در پاسخ به پرسشهاي مخاطبان اين رسانهها نيز بر اطمينان خود از تشيع پسر قرضاوي تأكيد كرد.
روزنامه لبناني "البلد" نيز هفته گذشته فاش كرده بود، علت خشم اخير شيخ يوسف القرضاوي از مذهب تشيع، شيعهشدن يكي از نزديكان اوست. اين روزنامه به رابطه خويشاوندي وي اشارهاي نكرده بود اما شيخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علماي برجسته لبنان نيز در پي انتشار اين خبر، صحت آن را تأييد كرد.
در پي اعلام اين خبر، پايگاه اطلاعرساني "عبدالرحمن يوسف" از ديروز غير فعال شده و امكان رؤيت محتواي آن وجود ندارد.
عبدالرحمن يوسف از برجستهترين شاعران عرب است و تا كنون نخواسته با نام خانوادگي "القرضاوي" شناخته شود و از انتشار نام خانوادگي و تصاوير پدرش در پايگاهش خودداري كرده است.
روزنامه كويتي "الجريده" نيز پيش از اين، در عنوان انتخابي خود براي گفتوگوي تفصيلي با اين شاعر بزرگ مصري، از عبارت "پسر شيخ قرضاوي" استفاده كرده است كه اين مطلب تا كنون از سوي عبدالرحمن يوسف، تكذيب نشده است.
وي دو فيلم ويديوئي از گفتوگوي زنده خود با شبكه تلويزيوني "المنار" لبنان را نيز بر روي پايگاه اطلاعرساني شخصي خود در اينترنت قرار داده بود كه پس از جنگ 33روزه از اين شبكه شيعي متعلق به حزبالله لبنان پخش شده است.
وي در اين برنامه، قصيدهاي را در مدح سيد حسن نصرالله قرائت كرد كه در آن، اشخاصي را كه پيروان مذهب تشيع را "لعنكنندگان" ياران پيامبر(ص) ميخوانند، به سخره گرفته است.
عبدالرحمن يوسف كه اكنون از برجستهترين معارضان سياسي مصر و عضو جنبش ضد دولتي "الكفاية" نيز هست و اشعار شديداللحني عليه "حسني مبارك" سروده است، در سالهاي اخير، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت بهويژه جمهوري اسلامي ايران و حزبالله لبنان، به شيوههاي مختلف ابراز كرده و از جمله آنها قصيدهاي است كه در بيت پاياني آن آورده است:
« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـيْـنـَيـْـكَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤيـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوي وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...
بالأمْـس ِ كـُنـَّـا نـَـرَى في العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و اليـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "
(چشمبندت را از ديدگانت بيفكن زيرا چشمانت را از ديدن آتشي كه چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا ديروز عزت را در قاهره ميديديم اما امروز از شوق دستيابي به عزت، تهران را مينگريم.)
پايگاه اطلاعرساني هجر نيز به نقل از يك منبع آگاه اعلام كرد: «عبدالرحمن يوسف، انساني اخلاقمدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ ميكند و به همين دليل تا كنون از اعلام علني تشيع خود، خودداري كرده و سعي دارد اين موضوع را از طريق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل كند و اذا تا اطلاع ثانوي، از اعلام اين پرهيز خواهد كرد.»
عبدالرحمن يوسف كه از محبوبيت فراواني بين عربزبانان جهان برخوردار است، همچنين پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهاي بنتجبيل، مارونالرأس و ضاحيه جنوبي بيروت كه منطقه شيعهنشين پايتخت لبنان است ضمن بازديد از ويرانههاي باقيمانده از حملات رژيم صهيونيستي، با شيعيان و ايتام شهداي اين مناطق، ابراز همدردي كرد.
وي همچنين ديوان جديدي با عنوان "اكتب تاريخ المستقبل" (تاريخ آينده را بنويس) منتشر كرده است كه در ابتداي كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدايي به حضرت سيد حسن نصرالله، دبيركل حزبالله كه از پروردگارم ميخواهم او را از شر موشكهاي يهود و نيز موشكهاي اعراب حفظ كند.»
عبدالرحمن القرضاوي، در مقدمه اين كتاب كه آن را بر روي پايگاه اطلاعرساني خود قرار داده، آورده است: «بيشتر قصايد اين ديوان، در جريان حمله شكستخورده اسرائيل به لبنان در تابستان سال 2006 ميلادي نگاشته شده و همه آنها به استثناي قصيده "تاريخ آينده را بنويس" در نشريات مصري و انگليسي چاپ شده است.»
وي ميافزايد: پيش از پايان جنگ و صدور قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر آتشبس، قصيده "تاريخ آينده را بنويس" را آغاز كردم و آن، قصيدهاي بود كه قصد داشت معناي "پيروزي" را بيان كند و به گذشته درگيري و آينده ادامهدار آن بپردازد اما عجيب بود كه قصيده پا به پاي من پيش نميآند كه آنكه احساس كردم الهام اين شعر به من قطع شده و در اين هنگام بود كه پيامي تلفني دريافت كردم كه گفت: «هرگز اين قصيده را ننويس مگر آنكه خودت با پاي خود به مناطق آزادشده جنوب لبنان گام بگذاري!» و من نيز بلافاصله پس از پايان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر كردم و بسياري از مناطق جنگزده را از نزديك ديدم؛ ويرانيها و آوارها را پيش از آنكه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهمتر، پهلواناني را به چشم خود ديدم كه اين پيروزي را آفريده بودند و در اين هنگام بود كه سرايش اين قصيده را از سر گرفتم و آن را در روز بيست و ششم رمضان همان سال به پايان رساندم.»
اين شاعر عرب با بيان اينكه بيشتر ابيات اين قصيده را در راه قاهره، اسكندريه، بيروت، قانا و بنتجبيل سروده است، تأكيد ميكند: «همچنان اين قصيده را يك تجربه حسي متمايز ميدانم و در پايان بايد از مسؤولان حزبالله لبنان كه با من همكاري كردند و فرصت بازديد از اماكني را كه ميخواستم فراهم كردند قدرداني كنم.»
|
برخی از کارشناسان سیاسی مصری سخنان ضدشیعی یوسف القرضاوی را رد کرده و گفتند: سخنان رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان اختلاف میان مذاهب سنی و شیعه را برمیانگیزد و با ضرورت وحدت اسلامی در تعارض است. |
|
به گزارش شیعه نیوز، برخی از کارشناسان سیاسی مصری در واکنش به سخنان ضدشیعی یوسف القرضاوی آن را مخالف تثبیت وحدت اسلامی خوانده و یادآور شدند: سخنان یوسف القرضاوی در گفتگو با روزنامه مصری "المصری الیوم" علیه شیعیان، اختلاف میان مذاهب سنی و شیعه را بر میانگیزد چرا که این موضوع از حساسیت شدیدی برخوردار است. دکتر محمود فرج معاون سابق وزیر خارجه مصر با اشاره به سخنان ضد شیعی قرضاوی افزود: تبلیغات شیعیان در مصر سخنی موهوم و بیاساس است. زیرا من در مدت 5 سال که سفیر مصر بودم هیچ تلاشی از سوی شیعیان برای تبلیغات ندیدم. اصلاً ندیدم که شیعیان بر سنیها فشار وارد آورند تا شیعه شوند و یا شیوههای دیگری از سوی شیعیان ندیدم که با هدف تبلیغ انجام شود. دکتر محمد سعید عبدالمؤمن استاد مطالعات ایرانی دانشگاه عین شمس تصریح کرد: مسئله تبلیغات شیعه حساسیت بسیاری دارد که باید با احتیاط درباره آن سخن گفته شود. دکتر مصطفی لباد مدیر مرکز مطالعات منطقه ای و استراتژی خاورمیانه در مصر اظهار داشت: قرضاوی زمان مناسبی را برای بیان این سخنان انتخاب نکرده است؛ بنابراین باید منتظر واکنشهای مسلمانان شیعه میماند. بر اساس گزارشهای الجزیره، شیخ عسکر عضو کمیته دینی پارلمان مصر نیز سخنان یوسف القرضاوی را رد کرد. دکتر عبدالمعطی بیومی استاد عقیده و فلسفه و عضو مجمع مطالعات اسلامی الازهر اظهار داشت: اختلاف میان مذاهب اسلامی که شیخ یوسف القرضاوی در سخنان خود نسبت به آنها هشدار داده است، از بین نمیرود، بلکه اختلاف میان سنی و شیعه را شعلهور می کند. اگر چه اختلاف میان مذاهب اسلامی به ویژه سنی و شیعه از صدها سال پیش وجود دارد، اما این اختلاف با گفتگو رفع می شود و نیازمند ایجاد آرامش است. محمد الدرینی دبیر شورای عالی حمایت از اهل بیت (ع) (مؤسسه شیعی مصر) درباره سخنان یوسف القرضاوی گفت: نشانه های تبلیغات شیعیان در کشورهای سنی که قرضاوی درباره آن صحبت کرده است، چیست؟ آیا منظور او مطبوعات شیعه است و یا منظور دیگری دارد. از سوی دیگر تحریک سنیها علیه برادران شیعه، اختلاف میان دو گروه را افزایش میدهد، آن هم در شرایطی که دشمنان بسیاری منتظر فرصت هستند و وحدت امت اسلام را تهدید میکنند. |
|
در پی اعتراض و انتقاد علما و شخصیت های برجسته دینی کشورهای اسلامی نسبت به سخنان قرضاوی علیه شیعه، وی با صدور بیانیه ای از تحریف سخنانش توسط روزنامه «المصری الیوم» ابراز نارضایتی کرده و خود را مدافع شیعیان در مقابل تندروهای اهل تسنن دانسته است. |
|
به گزارش شیعه نیوز، یوسف قرضاوی در بیانیه خود آورده است: من اذعان می کنم که روزنامه « المصری الیوم» سخن مرا دقیق و کامل نقل نکرده و در آن دخل و تصرف نموده است. |
ادامه مطلب
پس از اين واقعه، «شحاده شحاده» فرزند نوزده سالهي شهيد شحاده اعلام كرد كه پدرش شيعه شده بود و گفت: «پدرم تصمیم گرفت تسلیم نشود و شهادت را انتخاب کرد ؛ درست شبیه امام حسین (ع) که در کربلا جنگيد و شهادت را برگزید».
لازم به ذكر است كه همين گرويدن شهيد محمد شحادة به مذهب تشيع، موجب مظلوميت وي گرديد، و علاوه بر حمله رسانهها و برخي سران سني ـ نظير مجله «المجلة» ، برخي از رسانههاي وابسته به جنبش حماس و چند روحاني وابسته به الازهر ـ به او در زمان حياتش، شهادت مظلومانه وي نيز به نوعي مورد بايكوت رسانهاي قرار گرفت. متأسفانه اين مظلوميت و مهجوريت، به رسانههاي داخلي نيز سرايت كرده و در حالي كه اخبار شهادت سران حماس، چند روز راديو و تلويزيون ما را مشغول به خود ميكند، خبر شهادت وي انعكاس در خور شأني نيافت.
آنچه در پي ميآيد ترجمه مصاحبه مجله «المنبر» با شهيد محمد شحاده است.
ادامه مطلب
|
درپي اظهارات جنجالي و تعجب برانگيز شيخ يوسف قرضاوي عالم معروف اهل سنت و رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمين درباره مذهب تشيع آيت الله تسخيري دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با ابراز شگفتي از اين اظهارات آن را ناشي از فشار گروه هاي تكفيري و افراطي توصيف كرد. |
در این جا زندگی نامه معظم له را جهت آشنایی کاربران محترم عرضه می داریم.
ولادت
|
ادامه مطلب
به گزارش ابنا دکتر لیافت علی سالها با هدف تحصیل در دانشگاه ، در ایران اقامت داشته و در همان دوران با یک بانوی ایرانی اهل مشهد ازدواج کرده بود.
دکتر لیاقت علی چند سالی در شهر شیعه نشین پاراچنار و در بیمارستان مرکزی مشغول خدمت بوده انسانی آزاده و خدمتگذار مردم به شمار می رفت. دکتر بنگش بعد از چند سال خدمت در شهر دیره اسماعیل خان به شهر کوهات منتقل شده بود و علاوه بر بیمارستان دولتی این شهر، در مطب شخصی خود نیز به درمان بیماران می پرداخت.
قابل ذکر است که دکتر لیاقت علی با توجه به آنچه که در ایران اسلامی آموخته بود برای وحدت شیعه وسنی اهمیت زیادی قائل بود و پزشک متعهدی بود که در حین درمان بیماران تفاوتی بین شیعه و سنی قائل نمی شد و با توجه به این که اکثریت جمعیت شهر کوهات را اهل سنت تشکیل می دهند بیشتر بیمارانش سنی مذهب بودند و او در میان شیعه و سنی از محبوبیت شایانی برخوردار بود.اما تروریستهای وحشی و درنده خو او را نیز هدف قرار دادند و عده زیادی از محرومین را که در مطب وی رایگان معالجه می شدند، از وجود وی محروم ساختند.
شکی نیست که او نیز در مواقع نیاز به شیعیان مظلوم که از 17 ماه گذشته در مناطق کوهات، هنگو، پاراچنار و دیره اسماعیل خان هدف وحشیانه ترین حملات تروریستهای از خدا بی خبر – اما مدعی اسلامگرایی – قرار دارند، کمک می کرد و مجروحین شیعه را نیز معالجه می نمود.
لازم به ذکر است که تروریستهای و جنایتکاران بالفطره وهابی و طالبان ناصبی امروز در شهر دیره اسماعیل خان به جمعیتی از شیعیان حمله کرده و بیش از 20 نفر از شیعیان را که اکثریتشان را فرزندان سلسله جلیله سادات تشکیل می دادند، به شهادت رسانده اند و ثابت کرده اند که برای نیل به اهداف استکبار و صهیونیسم به هیچگونه قواعد اخلاقی اعتقاد ندارند و به راحتی می توانند پزشک و بیمار و زن و کودک را هدف قراردهند.
البته این امر قابل ذکر است که تروریستهایی که دست به عملیات انتحاری می زنند، در نتیجه شتشوی مغزی توسط مزدوران استکبار و سازمانهای مزدور - به طمع بهشت بدون معطلی - آماده این عمل ننگین می شوند اگرچه استفاده از داروهای روانگردان نیز در این زمینه رائج بوده و عده ای از عاملان حملات انتحاری مبتلا به بیماری های لاعلاج می باشند.
به گزارش روز سه شنبه پايگاه اطلاع رساني حج به نقل از قدسنا، یک زوج یهودی در سرزمین های اشغالی با حضور در مسجد السلام شهر ناصره واقع در شمال فلسطین اشغالی با ادای شهادتین به دین مبین اسلام مشرف شدند.
شیخ "ضیاء ابو احمد" امام جماعت این مسجد با اعلام خبر فوق افزود: زن یهودی پس از گرویدن به دین اسلام نام
فاطمه
را برای خود انتخاب کرده است.
این زن یهودی که به همراه یک دختر عرب مسلمان در مسجد حاضر شده بود پیش از ادای شهادتین گفت که به اتفاق همسرش تحقیقات گسترده ای را در خصوص دین اسلام صورت داده و به این نتیجه رسیده اند که دین اسلام همان دین موسی(ع)، عیسی(ع)، ابراهیم(ع)، ذکریا(ع)، یحیی(ع) و محمد(ص) خاتم الانبیا و دین همه پیامبران است و محتوای آن پیامی بود که همه پیامبران به دنبال آن بودند.
زمانی که او می خواست با ادای شهادتین به دین اسلام مشرف شود شیخ ضیا امام جماعت مسجد السلام ناصره از او درباره اینکه چرا قصد داری به دین اسلام مشرف شوی؟ گفت: همسر من یک آلمانی یهودی است او باستانشناس است و در طنطا و الجیزه مصر پژوهشهای فراوانی کرده است و اصولا او پژوهشگر آثار مصری قدیم از جمله فرعون است. از طریق نقاشی های حک شده بر دیوار اهرام ثلاثه به تفصیل آنچه را که قرآن درباره فرعون و بنی اسراییل گفته بود، یافتیم بنابراین بطور جدی در باره این دین تحقیق کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اسلام دین حق است.
ادامه مطلب
به گزارش «فردا» و به نقل از المحیط، شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ مفتی عربستانی حزب الله را به تلاش برای تسهیل ورود یهودیان و دولتهای بزرگ به کشورهای اسلامی متهم کرد.
شیخ که در دانشگاه آل سعود در ریاض سخن می گفت"، مطابق روش وهابیت که همه مسلمانان غیر از خود را کافر می دانند گفت: کسانی در آنجا شعار اسلام سر می دهند که اسلام از آنها بری است!
وی كه در واقع مفتي اصلي مورد حمايت دربار سعودي به شمار ميرود، اضافه کرد: شکی نیست که آنچه در لبنان رخ می دهد حوادث غم انگیز و دردناکی است. انسان آرزو می کند این وقایع را نشنود. اما چه می شود کرد؟این حوادث را می شنویم و آینده بدی به ذهن انسان خطور می کند. چرا که کسانی که این انقلابها را در لبنان به وجود آورده اند شعار اسلام بر زبان دارند، در حالیکه اسلام از اینها بری است"
گفتنی است در جریان جنگ 33 روزه حزب الله با اسراییل هم عبدالله بن جبرین، یک مفتی ديگر سعودی دعا برای پیروزی حزب الله را حرام اعلام کرده بود!
از سوی دیگر طی چند روز گذشته روزنامه ها و سایتهای عربی همسو با سیاستهای عربستان حملات تبلیغاتی بسیار سنگینی را علیه کشورمان به را انداخته اند ایران را بدست داشتن در حوادث لبنان وتلاس برای جنگ طائفه ای متهم می کند.
قرآن كريم هدف عمده انبياء و اولياي الهي را، هدايت بشر و بيدار نمودن فطرت خداجوي انسان دانسته است. قرآن كريم روش هاي انبياي الهي و بزرگان دين را در امر هدايت و دعوت به سوي حقيقت، بر پايه ادب و احترام و بيدار نمودن فطرت ها برشمرده است؛ از جمله اين روش ها ارسال پيام و نگارش نامه بوده است؛ كه نامه حضرت سليمان(ع) به ملكه سبأ از نمونه هاي اين سنت حسنه است كه قرآن به آن اشاره نموده است. ]1[ پيامبر اكرم(ص) نيز به سران كشورها مكتوباتي را ارسال داشته و آنها را به دين اسلام دعوت نموده است. ]2[
از نمونه هاي اين گونه دعوت در عصر حاضر مي توان به نامه امام خميني(ره) به گورباچف اشاره كرد. به نظر مي رسد كه نامه امام به گورباچف نيز بي تأثير از نامه نگاري پيامبر(ص) به سران دولت هاي بزرگ عصر خويش نبوده است؛ امام(ره) خود مي فرمايد: «خود رسول اكرم(ص) به طوري كه مكتوبشان در صحيح بخاري مضبوط است و آن طوري كه تاريخ ضبط كرده است، ايشان چهار تا مكتوب مرقوم فرمودند به چهار تا امپراطور، يكي ايران، يكي روم، يكي مصر، يكي حبشه؛»]3[
ادامه مطلب
شيخ يوسف قرضاوى در نخستين حضور و اظهارنظر رسانه اى خود بعد از مرخص شدن از بيمارستان، در مصاحبه اى با روزنامه جديد الانتشار العرب قطر در منزلش در شهر دوحه اظهار داشت: اين حق ايران است كه از انرژى اتمى در زمينه هاى صلح آميز همانند بقيه جهان بهره مند شود، چرا ايران بايد از اين حق محروم شود براى اين كه كشورى اسلامى است ! اسرائيل داراى توان نظامى و كلاهك ها و بمبهاى اتمى نيز هست و هيچ كس بدان اعتراضى نمى كند پس چرا بايد تنها به ايران اعتراض كرد !وى افزود: در حقيقت من از ايران در اين خصوص حمايت مى كنم و اين موضوع كه ايران كشورى شيعه است مانع از اين امر نمى شود، زيرا معتقدم كه دشمن هر كشور اسلامى، چه شيعه چه سنى باشد دشمن امت اسلامى است و اسلام مقاومت و ايستادگى در برابر متجاوزين به هر كشور اسلامى را واجب كرده است. من معتقدم كه امت اسلامى و سرزمين اسلامى در يك سرزمين واحد قرار دارند كه فقها آن را «دارالاسلام» مى نامند و حمايت و دفاع از آن بر تمامى مسلمين واجب است، و ايران بخشى از اين دارالاسلام است. ما مخالف تجاوز به همه كشورهاى جهان هستيم چه رسد به اين كه كشورى اسلامى هم باشد.در ادامه اين مصاحبه وى در پاسخ به سؤالى گفت: اگر ايران خطرى براى كشورهاى خليج فارس بود، رئيس جمهور اين كشور آقاى احمدى نژاد به ميان كشورهاى اسلامى نمى آمد، ايشان در اجلاس اخير سران شوراى همكارى خليج فارس حضور پيدا كرد و در نهايت انسجام با رهبران كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس در سخنرانى خود پيشنهاداتى ايراد كرد، بنابراين چرا بايد اين امر (تهديد ايران) را فرض و تصور كنيم !وى افزود: ايرانيان شيعه و ما سنى مذهب هستيم و نمى توان آن را انكار كرد اما همه مسلمان هستيم و نبايد به حد وسوسه برسيم و خطر را بيش از حد لازم بزرگنمايى كنيم. بلكه بايد با علما و مشايخ و آيت الله هاى ايران و عراق و ديگر كشورها با خردمندى به تفاهم برسيم .
یک استاد روسی یهودی الاصل که قبلا استاد «رایس» وزیر امور خارجه آمریکا نیز بوده است، به دین مبین اسلام مشرف شد.
به نوشتهی روزنامهی الریاض چاپ عربستان، والنتین بروساکوف، استاد روسی یهودی الاقص که به دلیل مشکلات ناشی از نظام کمونیستی در روسیه به آمریکا مهاجرت کرده بود، به دین اسلام روی آورد.
وی تاکید کرد: هنگامی که به آمریکا مهاجرت کرده به دلیل تمایلش جهت برخورداری از دموکراسی غربی 20 سال در آمریکا زندگی کرده است، اما پس از آن به دلیل مغایر بودن حقایق موجود در این کشور با تصوراتش، به روسیه بازگشته است.
وی تاکید کرد: از این که به دین مبین اسلام مشرف شده احساس خوشبختی میکند و معتقد است که این دین فراگیر در بر گیرندهی تمامی راهکارها برای حل مشکلات بشر است.
این استاد روسی هم چنین در نوشتهها و کتابهایش صراحتا انتقادهای شدیداللحنی از اسراییل کرده است. بروساکوف به هنگام تحصیل رایس در دانشگاه، استاد زبان روسی وی بوده است.
وی در کتابی تحت عنوان «سیر و سلوک من به سوی ایمان» که به زبان روسی منتشر شده است، شرحی از تجربیاتش در دورانی که کمونیست بود و دیدگاهش در خصوص دموکراسی غربی و هم چنین علت انتخاب دین مبین اسلام به رشته تحریر در آورده است.
به نوشته سايت « زمانه » او در سال 1988 از حزب بيرون آمد و با نوشتن كتاب و مقاله هاي انتقادي از گذشته اش فاصله گرفت . در سال 1987 با زني ايراني ازدواج كرد و در سال 1990 به دين اسلام و مذهب شيعه گرويد و در سال 1996 به حج رفت .
شوت در مقاله اي در روزنامه « دي ولت » روز دهم سپتامبر علت مسلمان شدنش را نوشته است . به علت طولاني بودن متن مقاله ترجمه كوتاه شده آن را كه شامل رئوس گفته هاي او در مقاله يادشده است در زير مي خوانيد :
من نه مسلمان زاده ام و نه به طور ناگهاني با اسلام مواجه شده ام . بيش از نيمي از عمرم را در جستجوي ديني واقعي بوده ام . فقط يك بار در زندگي دينم را عوض كرده ام . در 19 سالگي براي اين كه از تنگناي لوتري خانه پدري فرار كنم كاتوليك شدم و 30 سال بعد اعتقادم به اسلام را اعلام كردم .
اسلام از دوران كودكي برايم جذابيت داشت . در سال هاي پس از جنگ منطقه ما در اشغال نيروهاي انگليسي بود. در روستاي ما شش سرباز هندي مسلمان با عمامه نماينده اين قدرت بودند. آن ها در رستوران روستا اسكان داده شدند و ما بچه ها را به طرز غريبي جلب مي كردند. به ما خرما و انجير مي دادند و وقتي مراسم عبادي به جا مي آوردند اجازه مي دادند كه تماشاي شان كنيم . به اين ترتيب مراسم عبادي اسلامي خيلي زود در ذهنم حك شد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
روزي كه عصمت گيتي فزون گرفت
اين موهبت هويدا زآيات كوثر است
زن؛ جلال و جاه و منزلت، منشأ
طلوع نور پرور «زهرا(س)» اطهر است

اجمال؛ آنچه توان گفت از مقام او
مادر براي محمد و دخت پيامبر(ص) است
نوري كه آسمان ولارا منور است
هم با علي(ع) همسر و هم يار و ياور است
همت كنيد مادران به راهش قدم نهيد
تنها چو بدين ره سعادت ميسر است
تا هست مادر زملك وجود او
رونق به كيش مهر هماره مقرر است
روح و روان آدمي از مادر صفا گرفت
كز هر گلي به جهان، او، باصفاتر است
هر كه دارد به سر سايه از مادر
غرور و فخر دارد و ديهيم بر سر است
كيمياي سعادت همي در رضاي اوست
از بعد رب بر همه، او، سايه گستر است
نديم و مونس و غمخوار و پشتيبان
به دور كودكي و ايام ديگر است
ندارد فروغ خانه اي كه بي مادر شد
دريغ! كز هر غمي، اين، فراتر است
اين دو روزه، خدمت، دريغ مدار كه او
شايسته بر شفاعت تو روز محشر است
شرحها نوشتند زمادر ولي نبود
وصفي كه در خور اين ماه پيكر است
ولي همه در حيرتند زين موجود
نهايت جفا كشد، وفايش مكرر است
به دولت و مكنت، كرامت و عزت
فرزانگان جهان را براين باور است
نوري زجان و خرد، دانش و فرهنگ
در هر كه هست زين فروزنده اختر است
درود بر او كه از «مهر پويايش»
«فراز»؛ ستايشگر جاويد مادر است
استاد فراز اصفهاني
مهمترين شاخص هاي سيره نظري و عملي حضرت فاطمه(س) را توضيح دهيد:
پاسخ:
دربخش نخست پاسخ به اين سؤال ضمن تأكيد بر اينكه شخصيت حضرت زهرا(س) برخلاف تصور عناصر غرب زده و خودباخته يك شخصيت اسطوره اي و دست نيافتني نيست، بلكه الگويي است كه در هر عصري و نسلي مي تواند الهام بخش و راهگشا براي سلوك و رفتار مردم به ويژه بانوان باشد به دو بعد رفتاري آن حضرت شامل احياگري و فرهنگ سازي و بعد عبادي اشاره كرديم. اينك در ادامه مبحث دنباله مطلب را پي مي گيريم.
3- بعد اخلاقي
زهد، عبادت، ادب، متانت و در يك كلام اخلاق حضرت فاطمه (س) زبانزد خاص و عام بود و به پدرش پيامبر اعظم (ص) بسيار شباهت داشت.
حضرت رسول(ص) هنگام ديدار با او، دست دخترش را مي بوسيد و به او خوشامد مي گفت و او را در جاي مخصوص خودش مي نشاند. فاطمه زهرا (س) نيز همين ادب را در مورد پدرش داشت و هنگام ملاقات با پدر، دست او را مي بوسيد.
بارها پيامبر خدا خطاب به اين دختر شايسته و والامقام خود گفته بود پدرش به فدايش!
صداقت و صراحت لهجه و راستگويي، از ويژگيهاي آن حضرت بود. يكي از همسران پيامبر(ص) مي گويد: من كسي را راستگوتر از فاطمه نديدم، مگر پدرش را. 5 چنان خود را در خدا و رضاي خدا محو و فاني كرده بود كه به تعبير روايات، خشم و رضاي او خشم و رضاي پروردگار به شما مي رفت يا رضايت و غضب او با خشم و رضاي پيامبر اعظم (ص) برابر بود.
ساده و با قناعت مي زيست و دل از زرق و برق دنيا بريده بود. آيين همسرداري را در خانه به خوبي مراعات مي كرد و در برخورد با ديگران مخصوصاً همسرش فروتني داشت و براي رسيدن به مقامات بلند، سختي هاي زندگي را همراه با قناعت و مناعت طبع تحمل مي كرد. از پاسخگويي به سؤالات ديني زنان خسته نمي شد و با روي باز از آنان استقبال مي كرد.
3-مردمداري و محروم نوازي
در سيره عملي آن حضرت آمده است كه وي از توان مالي خويش در راه كمك به محرومان نيازمند بهره مي گرفت.
داستان نزول سوره «هل اتي» در شأن اين خانواده نيز بر همين محور است كه اين خانواده، براي اداي نذر خويش سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذاي خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند. و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً (انسان/8)
آزادسازي بردگان در نظر او كاري ارزشمند بود. گردن بندي را كه علي(ع) براي او خريده بود، فروخت و با پول آن برده اي خريد و آزاد كرد. آري تنها به فكر راحتي خود بودن و غم مردم نخوردن، از سيره فاطمي به دور است.
4- عفاف و حجاب
از بارزترين جلوه هاي الگويي بانوي اسلام، زهراي اطهر(س)، حجب و حيا و عفاف آن حضرت بود.
پوشش از «نگاه حرام» و «چشم نامحرم»، هم مصونيتي براي بانوان پديد مي آورد، هم جامعه را از تباهي و فساد باز مي دارد، و هم نشانه آگاهي و بيداري زن و پرهيز از تبديل شدن به ابزار سودپرستي و كامجويي بولهوسان مي گردد.
حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف.عقيده داشت بهترين چيز براي زن، آن است كه نه نامحرم او را ببيند و نه نگاه او به مردان نامحرم بيفتد. اين سخن، نه به معناي رد فعاليت ها و حضور اجتماعي زن در صحنه، اجتماع است بلكه هشدار و تذكر به لغزشگاه هايي است كه بر سر راه پاكدامني و عفاف وجود دارد و گاهي زمينه يك فساد عظيم، يك «نگاه» است، چه از سوي زن، چه مرد.
وقتي يك مرد نابينا وارد خانه آن حضرت مي شود و با رسول خدا(ص) ملاقات مي كند، با ورود او، زهرا(س) برمي خيزد و فاصله مي گيرد و خود را مي پوشاند، يا پشت پرده مي رود. وقتي پيامبر مي فرمايد: دخترم! اين مرد نابيناست. زهراي عزيز پاسخ مي دهد: اگر او نمي بيند، من او را مي بينم و او بوي مرا استشمام مي كند. پيامبر خدا با شنيدن اين كلام، ضمن تأييد گفتار دخترش مي فرمايد: گواهي مي دهم كه تو پاره تن مني.
فاطمة حوراء أنسية
عن عائشة، قالت: قلت: يا رسولاللَّه ما لك؟ إذا جاءت فاطمة قبلتها حتى تجعل لسانك فى فيها كله، كأنك تريد أن تلعقها عسلا؟ قال: نعم يا عائشة، طنى لما أسرى بى إلى السماء أدخلنى جبرئيل الجنة، فناولنى منها تفاحة فأكلتها فصارت نطفة فى صلبى فلما نزلت واقعت خديجة، ففاطمة من تلك النطفة و هى حوراء إنسية، كلما إشتقت إلى الجنة قبلتها.
حديث اول: فاطمه حوريهاى انسانگونه
... از عايشه نقل است كه مىگويد:
گفتم: اى رسول خدا (ص)! شما را چه شده است؟ هنگامى كه فاطمه (س) مىآيد او را مىبوسيد و حتى زبانتان را در دهانش مىگذاريد، مثل اينكه مىخواهيد عسل به او بخورانيد؟
پيامبر (ص) فرمودند: همين طور است عايشه! چون من به معراج رفتم، جبرئيل مرا وارد بهشت كرد، پس به من سيبى از سيبهاى بهشت خوراند و آن سيب در صلب من نطفه شد، چون از آسمان نزول كردم با خديجه همبستر شدم، پس فاطمه (س) از همان نطفه است و او حوريهاى است انسانگونه، پس هرگاه مشتاق بهشت مىشوم او را مىبوسم.
|
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ابواليزيد در نوارى گفته است نيروهاى القاعده پس از انجام آموزش هايى در طول زمستان، اكنون آماده براى انجام حملاتى گسترده هستند.وى افزود: مبارزان عرب القاعده در كنار افراد غيرعرب در اين حملات مشاركت دارند و آنان از تأييد افغان ها برخوردارند.
لازم به یادآوری است که واژه " یزید " منفورترین نام در نزد ایرانیان و افغانیان می باشد . راستی آدم قحطی بود ابویزید سرکرده تروریستهای وهابی شود؟
| مطبوعات طرابلس سخنان قذافي در تظاهرات اعضاي كميته هاي انقلابي ليبي به مناسبت سالگرد حمله جنگنده هاي آمريكايي به محل اقامت رهبر ليبي را منتشر كردند. به نوشته مطبوعات طرابلس قذافي در سخنانش آمريكا و غرب را مورد حمله قرار داد و گفت : امروز ديگر نه ارتش هاي سازماني بلكه نيروهاي مقاومت مردمي هستند كه قدرت واقعي محسوب مي شوند. قذافي گفت : بايد آماده باشيم و نيروهاي متجاوز را سرجايشان بنشانيم اين يك تظاهرات مبارزه جويانه از سوي جوانان آموزش ديده و انقلابي براي نمايش قدرت در مقابل نيروهاي سركش و متجاوز است . رهبر ليبي افزود : ما همان طور كه نيروهاي رييس جمهوري ديوانه آمريكا (رونالد ريگان ) را در آن وقت مجبور به فرار و شكست كرديم بايد آماده باشيم و نيروهاي متجاوز را سرجايشان بنشانيم . معمر قذافي گفت : امروز ديگر ارتش كلاسيك نيروي بازدارنده نيست بلكه اين جوان هاي آموزش ديده و آماده جنگ هستند كه نيروي واقعي مي باشند. وي افزود : هنگامي كه جوانان حزب الله در خيابان هاي بيروت قدرت نمايي مي كردند آنهايي كه قلوبشان مريض است گفتند اين يك كار تبليغاتي است اما هنگامي كه دشمن به لبنان تجاوز كرد جوانان حزب الله در راس پيكان قرار گرفتند و بزرگترين نيروي نظامي خاورميانه را در هم شكسته و سرجايش نشاندند. قذافي گفت : اين در حالي است كه ارتش هاي عربي كه در خيابان ها قدرت نمايي مي كنند پيش از اين با آنكه همه با هم وارد معركه با اين دشمنان شده بودند جز ننگ براي امت اسلامي دستاورد ديگري نداشتند. وي گفت : چه كسي در اين سال ها اسراييل را مجبور به پذيرش گفتگو كرده است ارتش آزادي بخش فلسطين و يا ارتش هاي مجهز عربي خير. اين كار مقاومت فلسطيني است . « ارتش هاي كلاسيك پيش از آن هم در چين از انقلابيون مائويست شكست خوردند ارتش ناپلئون هم از مقاومت مردمي اسپانيا شكست خورد همه اميد ما به قدرت جوانان آموزش ديده مومن و نيروهاي مردمي است » . قذافي خطاب به تظاهركنندگان گفت : اين حضور مبارزه جويانه امروز شما جوانان آموزش ديده و مومن در اينجا يك پيام روشن براي دشمنان داخلي و خارجي دارد و آن پيام اين است كه دشمنان قبل از هر اقدامي هزار بار بيانديشند. « همين مقاومت مردمي است كه امروزه در عراق قوي ترين ارتش دنيا را به فكر عقب نشيني و حتي فرار انداخته است . اين جوانان آموزش ديده و مومن حزب الله و مقاومت مردمي فلسطين هستند كه هم اكنون قوي ترين ارتش خاورميانه (اسرائيل ) را دچار شكست كرده اند. » معمر قذافي بار ديگر از ديدگاه هاي خود درباره دولت فاطميون (نخستين دولت اسلامي در مغرب عربي ) سخن گفت و افزود : دولت فاطمي ميراث ما است و ما دوباره آنرا مي سازيم . وي گفت : شما جوانان و جوانان مصر كه چندين برابر شما هستند و جوانان تونس و الجزاير و مغرب و موريتاني حكومت دوم فاطمي را ايجاد خواهيد كرد. قذافي كه گويي به منتقدان خود پاسخ مي دهد گفت : اين دولت را حاكمان و تصميم هاي سياسي رسمي و يا معمر قذافي ايجاد نمي كنند بلكه اين مومنان و جوانان هستند كه آن را مي سازند. رهبر ليبي افزود : دولت فاطمي از آن ماست و تاريخ ماست و ميراث ماست ما آنرا در گذشته ساخته ايم بار ديگر هم آن را از نو مي سازيم و هيچ كس هم نمي تواند اعتراض كند و حق ندارد اعتراض كند. وي گفت : آنها كه مي گويند دعوت به برپايي دولت فاطمي دوم بازگشت به اختلافات است مرتجع هستند ما قصد بازگشت به اختلافات تاريخي را نداريم بلكه مي گويم دولت فاطمي دولت وحدت و پايان بخشيدن به گروه گرايي هاي قومي قبيله اي و مذهبي است . دولت فاطمي حكومت رفاه اقتصاد شكوفا هنر موسيقي قصرها مساجد پارك ها تئاتر جشن ها مراسم و اعياد بوده و شمال آفريقا را شكوفا و خوشبخت كرد و دولت قدرت و عزت بود در حالي كه اكنون همه چيز نااميدكننده و غمناك و اندوهبار است . رهبر ليبي افزود : با دعوت به دولت فاطمي مي خواهيم بار ديگر به اين انحطاط در امت پايان دهيم راه نجات تمسك به طرح بدنام بارسلون يا 5 +5 يا غيره نيست اين ها مايه ننگ ماست . وي گفت : البته ما از همكاري با اروپا و ساير طرح هاي موجود در منطقه در چارچوب مقابله به مثل استقبال و آن را تشويق مي كنيم . وي گفت : ما در شمال آفريقا از مصر تا مغرب شيعه هستيم همه فرهنگ اعياد و مناسبت هاي ما شيعي است . وي افزود : مگر شيعه كيست هر كس علي (ع ) فاطمه زهرا(س ) و پيامبر(ص ) و اهل بيت را دوست دارد شيعه است و هركس سنت نبوي را اجرا كند سني است وقتي برادران ما در ايران به سنت محمد(ص ) ايمان دارند و آنرا اجرا مي كنند پس آنها از اين نظر سني هستند ما هم علي را دوست داريم پس ما هم شيعه هستيم . قذافي گفت : « مي گويند ايراني ها شيعه و عرب ها سني هستند اين بزرگترين دروغ تاريخ است و اين تفاسير مضحك است . وي افزود : اولين حكومت شيعي در شمال آفريقا تشكيل شد دشمنان براي ايجاد تفرقه در امت محمد(ص ) اين حرف ها را مي زنند و ما در شمال آفريقا از مصر تا مغرب همه شيعه هستيم . وي گفت : علت جنگ شيعه و سني جنگ معاويه و علي (ع ) است علي را شما خوب مي شناسيد او پدر حسن و حسين پسر عموي رسول الله (ص ) و همان كسي است كه در شب هجرت خود را فدايي پيامبر نمود و در جاي او خوابيد هرگز بت نپرسيتد و در 12 سالگي ايمان آورد و از اهل بيت است . وي افزود : علي دشمن معاويه است ابوسفيان سرسخت ترين دشمن پيامبر و اسلام بود و تا فتح مكه اسلام نياورد و در اسلام او جاي ترديد است چه بسا از روي فريب كاري اظهار اسلام كرده است و او از طلقا بود. قذافي گفت : مادر معاويه هنده است پدر هنده دشمن پيامبر و اسلام بود و در جنگ بدر كشته شد و هنده همان كسي است كه جگر حمزه (سيدالشهدا) را خورد. وي افزود : در جنگ معاويه بر ضد علي (ع ) بيشتر مسلمان ها پيرو علي شدند و اين اساس تشيع است ولي حالا بوق و كرنا راه افتاده و بازار دجال ها داغ شده و باب تكفير و تهديد و زندقه و رشوه با پول هاي نفت باز شده است تا فرهنگ و تاريخ و آينده جوان ها را ويران كنند. قذافي گفت : به همين دليل ما ناچار هستيم وارد معركه شويم و صدايمان را بلند كنيم و نمي توانيم ساكت بمانيم چون اگر قرار باشد دين را وارد سياست كنند اهل بيت براي حاكميت اولي هستند. وي افزود : اگر امامت و حاكميت در هم آميخته شوند و قرار باشد حاكم همان امام باشد يا امام همان حاكم باشد و بگويد من مشروعيت خود را از قرآن مي گيريم و حكومت خود را به نام خدا تشكيل مي دهم اولويت با اهل بيت است . وي گفت : علت اختلاف علي و معاويه همين بود مردم معاويه را رد كردند و شيعه علي شدند. وي افزود : از امروز در وطن عربي نمي پذيريم كسي كه از اهل بيت نيست به اسم قرآن و به اسم دين حكومت ديني تشكيل دهد كسي هرگز چنين حقي ندارد و فرش از زير پايش كشيده مي شود تا سرنگون شود و برود به جهنم . قذافي بدون نام بردن از فرد يا كشوري گفت : اگر مي خواهيد حكومت لائيك تشكيل دهيد آن را اعلام كنيد و دست از سر دين برداريد ولي اگر مي خواهيد حكومت ديني تشكيل دهيد مادام كه از اهل بيت نيستيد چنين حقي نداريد و حكومت شما نامشروع است . |
|
اکبر خوردچشم
.......................
اولين روزهاى ارديبشهت ماه هرکس به عنوان يک مسافر جوياى ديدن زيبايىها پاى در شهر شيراز بگذارد، براى لحظاتى هم شده حيرت و هيجان سرتاپاى وجودش را فرا مىگيرد. زيرا او خود را داخل شهرى مىبيند که بىاغراق سيمايى شبيه بهشت روى زمين دارد. پس بنا به گفته بسيارى افراد، شيراز در ارديبهشت ماه آنچنان زيبايى و جاودانگى دارد که در نوع خودش بىنظير است.
حال با توجه به آنچه بيان شد، روشن است که در چنين روزهايى و در ميان شکوفا شدن گلهاى رنگارنگ، يک نفر به نام “مصلح بن عبدالله بن شرف الدين شيرازي” ملقب به “ملک الکلام” و “افصح المتکلمين” يا همان سعدى شيرازى خودمان، در سن پنجاه سالگى و بعد از کسب تجارب بسيار و به دست آوردن علوم و معارف اسلامى دست به نگارش کتابى چون گلستان بزند و يادگارى بس عظيم و بزرگ را از خود به جا بگذارد. سعدى شيرازى که در قرن هفتم هجرى مىزيسته از بزرگترين شاعران و نويسندگان بزرگ زبان فارسى است که هرجا از وى سخن به ميان مىآيد، او را در زمره پنج شاعر بزرگ ايران زمين و هم رديف بزرگانى چون فردوسي، مولوي، نظامى و حافظ به شمار مىآورند و الحق هم اين لقب و بزرگ بودن شايسته وجود اوست.
در تعريف ويژگىهاى سعدى و شعر او و نيز در باب بيان ارزش واقعى او در ادبيات ايران و جهان سخنان بسيارى گفته شده است. اما آنچه در اين ميان مىتوان درباره سعدى بيان کرد، اين است که سعدى نابغهاى است که از عالىترين آبشخورهاى فرهنگى ايراني- اسلامى سيراب شد و والاترين يادگاران را در عالم معرفت و انسانيت به بشريت پيشکش کرد. پس برماست که در کنار افتخار کردن انگليسىها به “ويليام شکسپير” ، فرانسوىها به “دولامارتين”، آلمانىها به “گوته”، روسها به “الکساندر پوشکين” و... ما نيز به سعدى شيرازى بباليم و بر مردم تمام دنيا فخر بفروشيم که اين نابغه همه دورانها از اين آب و خاک برخاسته و چون نگينى بر تارک ادبيات جهان مىدرخشد.
خودمانيم، آنقدرى که ما سعدى شيرازى را مىشناسيم، مردمان ديگر سرزمينها هم او را مىشناسند؛ چنانچه گفته مىشود اولين ترجمههايى که از گلستان سعدى شد، در سال 1634 ميلادى بود که بخشهايى از اين کتاب گرانسنگ به زبان فرانسوى ترجمه شد. يک سال بعد هم به آلماني. اما در سال 1651 ميلادى بود که ترجمه کامل گلستان به زبان لاتين در آمستردام به چاپ رسيد. جالبتر آنکه بسيارى از شاعران و نويسندگان غربى در برخى آثار شهير خود، تحت تاثير سعدى و گلستان و بوستانش بودهاند. فىالمثل “ويکتور هوگو” نويسنده نامى فرانسه براى خلق آثار ماندگار خود از برخى حکايات گلستان سعدى و نکات ظريف آن الهام گرفته است که شنيدن نکاتى مثل اين براى هر ايرانى افتخار و مباهات به شمار مىآيد.
حال که سخن به اينجا رسيد، اين سوال برايمان پيش مىآيد که آيا سعدى و نظرات و سخنان پرمعناى او نقشى در زندگى فردى و رفتارهاى اجتماعى ما دارديا نه؟ به گمان برخى افراد ساده انگار اين تصور را داريم که شعر و سخن سعدى مخصوص ازمنه گذشته بوده و چندان کارکردى در زمان حاضر ندارد؟!
بىشک همانطور که سخن سعدى سهل وممتنع است؛يعنى در عين بهرهور شدن عموم مردم از آن در دل خود ظرافت و پيچيدگىهاى خاصى دارد، پس اين سخن در عين حال که آميخته از کلمات و ترکيبات کهن است اما همچنان طراوت، شادابى و نيز اثرگذارى از آن تراوش مىيابد. از اين سخن مىتوان چنين نتيجه گرفت که شعر و سخن سعدى در گلستان و بوستان دائمى است و نمىتوان خداى ناکرده آن را کنار گذاشت و گفت که تاريخ مصرف آن گذشته است. چرا که شعر و سخن سعدي، سخنى است که در باب انسان و انسانيت مىباشد و از جمله بهترين و ماندگارترين آموزههاى بشرى را ارائه مىدهد. مثلا آنچه که در بوستان پيرامون جامعه مدارى و رفتار حاکم با توده مردم بيان مىشود، بهترين و عالىترين نوع حکومت دموکراسى است که از زبان سعدى و چند قرن پيش از اين بيان شده يا در شعر و سخن سعدى مىتوان زيباترين و جذابترين پند واندرزها را يافت که براى کودکان و نوجوانان بسيار دلنشين باشد. به عنوان مثال اغلب کسانى که سنى از آنها گذشته و به نوعى در مدارس و مکتبخانههاى گذشته درس خواندهاند، هرگاه گلستان سعدى را به دست مىگيرند با ذوق و شوقى خاص آن را تورق مىکنند و اظهار مىدارند که بهترين و نابترين لحظات کودکى را همراه با کتابهايى چون گلستان سپرى کردهاند. به هر حال بنابر آنچه بيان شد، بايد توجه داشت که انديشه، شعر و سخن سعدى هيچگاه از بين نمىرود و يا اينکه گرد نسيان و فراموشى بر آن نمىنشيند. پس بايد تلاش کرد تا حد ممکن اشعار و حکايات تراويده از ذهن و تجربيات بزرگانى چون سعدى را در کتب درسي، آن هم در سطحى گسترده وارد سازيم تا اينچنين علاوه بر آنکه نسل آيندهساز ما با بزرگانى چون سعدي، حافظ، مولوي، فردوسى و... بيش از پيش آشناتر شود، رهنمودهاى انسانى ايشان را نيز در امور مربوط به خود استفاده نمايد.
|
|
| ||
|
ادامه مطلب
|
بشر امروز نيازمند الگويي است كه او را از اين روزمرگي نجات دهد، الگويي كه او را فراتر از تفسير مادي حيات ببرد و اين الگو رفتار و كردار پيامبر خاتم حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) است. دانستن تاريخ دقيق ولادت و وفات آن حضرت، روزهاي زندگي، تعداد همسران يا فرزندان و جنگهاي حضرت و.. گرچه مفيد است اما آنچه امروز بدان نياز داريم دانستن اصول اخلاقي اوست.
شناخت ماهيت حركت و دعوت او. رفتار و كردار پيامبر(ص) در همه جهات براي همگان الگو و اسوه كامل است. از رفتارهاي فردي اش: ادب ورزي، امانتداري، پوزش پذيري، حق گرايي، حياورزي، راستگويي، خوش خلقي، فروتني و... تا رفتارهاي اجتماعي اش: قانون مداري، گشاده دستي، گشاده رويي، مشورت پذيري، همزيستي با اقشار مختلف اجتماع و... از عبادتش با خدا تا رفتارش با طبيعت همه و همه الگو و سرمشق است كه براي رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي مي توان به آن تمسك جست. قرآن پيامبر(ص) را اسوه و الگويي معرفي مي كند كه پيروي از او سعادت دنيا و آخرت را به همراه دارد كه براي رسيدن به اين سعادت بايد در همه زمينه ها او را الگو قرار داد. اسلام دين خاتم است كه سرانجام بر جهان حاكم خواهد شد.
ادامه مطلب
اسدالله افشار |
|
تقويم شمسي يادگارحكيم عمر خيام تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، 6مارس 1079 ميلادي توسط حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه سلجوقي تنظيم شد. اين تقويم دقيق تر از تقويم (خورشيدي) ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال، يك روز است و تقويم ميلادي هر 3330 سال يك روز. حجه الحق حكيم عمر خيام كه در سال 1044 ميلادي در نيشابور به دنيا آمد و در سال 1124 درگذشت نه تنها رياضي دان و آگاه از علم هيئت (فضا-ستارگان) بود بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او كه در سال 1839 به انگليسي ترجمه شده هنوز هر سال تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر او از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند. عمر خيام با همه علاقه اي كه به زادگاهش نيشابور داشت؛ در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرد. وي با اين كه به كار دولتي علاقه نداشت، دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفت. |
|
|
( به مناسبت نزدیک شدن به یوم الولاده رسول خدا "ص" ) واژة «امي» يكي از القاب پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه در دو آيه از قرآن كريم آمده است.[1] حرف «ي» در اين كلمه به معناي نسبت است، مانند حرف «ي» در كلمه «عربي»، «فارسي»، «ايراني»، و نظاير آن؛ اما در اين كه «امي» منسوب به چه چيز است و به عبارت ديگر، مبدأ اشتقاق كلمه «امي» چيست؟ دانشمندان اسلامي، ديدگاههايي ارائه دادهاند كه سه ديدگاه را يادآور ميشويم:
[1] . «الذين يتبعون الرسول النبي الامي...»؛ اعراف، 157؛ «فآمنوا بالله و رسوله النبي الامي....»؛ اعراف، 158. |
گفت وگوي غيرحضوري با یک اندیشمند مسلمان ( شهيد علامه مطهري) درباره سيره پيامبراعظم(ص)
عليرضا مزروعي
«بايد روي افكار شهيد مطهري، كار فكري بشود، يعني جمعي اهل تحقيق علاقه مند به كار علمي، بنشينند و نظرات و تفكرات شهيد مطهري را در ابواب مختلف استخراج كنند؛ درباره موضوعات بي شمار و متنوعي كه ايشان در مباحثشان مطرح كرده اند از مجموع آثار، نظر آن شهيد را استخراج كنند.اين، راه گسترش و پيشرفت و شكوفايي فكري جامعه بر مبناي آثار شهيدمطهري(ره) است و اميدواريم اين كار انجام بگيرد.»
با عنايت به اين بيانات مقام معظم رهبري، آنچه در پي مي آيد گذري است بر انديشه هاي شهيد مطهري(ره) پيرامون سيره پيامبر(ص) و نوع رفتار آن حضرت در زندگي فردي و اجتماعي و حكومتي كه در قالب گفت وگوي مجازي در راستاي رفع شبهات و سؤالات احتمالي نسل جوان پيرامون سيره و منطق عملي پيامبراعظم(ص) تدوين شده است اينك با هم آن را ازنظر مي گذارنيم.
ادامه مطلب
اُسرةٍ كريمة عُرفت بالولاء لمحمدٍ وآله عليه وعليهم الصلاة والسلام، وكان والده الحاج علي من التجار في مدينة تبريز ومن المعروفين بالصلاح والتقوى.
فنشأ الاستاذ في رعاية والديه العطوفين، حتى بلغ سن السادسة من عمره الشريف، فدخل المدرسة الأكاديمية رغم صعوبة وتكلفة الدخول في المدارس الحديثة في ذلك الوقت، ولكن ولشدة اهتمام والده به أدخله فيها مما ساعده على نمو فكره
واطلاعه على بعض العلوم الحديثة كالرياضيات والهندسة وغيرها.
ثم انه وبعد إكماله مرحلة الابتدائية والثانوية فيها ونظراً لعشقه لطلب العلم وطموحه إلى المعالي أخذ يقرأ بعض المتون في الصرف والنحو والمنطق والبلاغة، تارةً عند أحد المشايخ، وأخرى يقرأ هو بنفسه، وقد فاتح أباه في أن يأذن له بالالتحاق بركب الحوزة، ولكن لصعوبة الظرف المعاشي والسياسي لأهل العلم إبان الحرب العالمية الثانية، لم يأذن له والده في ذلك إشفاقاً منه عليه، فإنّ ما اختاره طريق مليء بالأشواك.
وقد عرض عليه والده أن يشركه معه في تجارته، ولكنه رفض ذلك رفضاً قاطعاً مما جعل الأب العطوف يذعن إلى طلب ولده فأذن له في ذلك فكانت فرحةً عظيمة لهذا الفتى الذي قُدر له أن يكون من أساطين الحوزة وفحول العلماء وكبار المراجع.
فالتحق بالحوزة العلمية في تبريز وكانت حوزةً عامرة آنذاك، وأخذ حجرة في مدرسة الطالبية وكان معه في الحجرة المرحوم العلامة الشيخ محمد تقي الجعفري والذي كان يكبره بأربع سنين تقريباً وشرع في قراءة الشرائع واللمعة والمعالم
والقوانين والمطول وأتمّ السطوح عند علماء وفضلاء تبريز.
ادامه مطلب
داستان مسلمان شدن يک زن ايسلندي ( آنا ليندا تراوستادوتير )
من با نام ، "آنا ليندا تراوستادوتير" در خانواده اي با والدين ايسلندي/دانمارکي در ريکياويک ايسلند در سال 1966 متولد شدم و در کليساي لوتران[1] غسل تعميد[2] داده شدم.
هنگامي که جوان بودم خانواده ام به ون کوور کانادا و سپس به نيويورک کوچ کردند. دبيرستان را در سن 16 سالگي و در سال 1988 تمام کردم. مدرک کارشناسي ام را از دانشگاه مک گيل در مونت رآل کانادا اخذ کردم و از آن موقع با سفر به دور دنيا به مطالعه و کار پرداخته ام. مبدأ سفرهايم دانمارک و در سال 1990 بود.
2) در سال 1997 هنگامي که در قاهره زبان عربي مي خواندم، يکي از دخترهايي که دوستم بود و يک مسيحي تجديد حيات يافته بود برايم يک کتاب مقدس جيبي آورد که مشتمل بر هر دو بخش عهد عتيق و عهد جديد بود. بسيار خشنود و خوشحال شدم چون تصميم گرفته بودم حتماً بدانم در کتاب مقدس چه مطالبي هست. و احساس مي کردم بدون مطالعه آگاهانه کتاب مقدس به سختي مي توانم خودم را مسيحي به شمار آورم.
ادامه مطلب
هـنـگـامـى كه آن حضرت متولد شد او را نزد جد بزرگوارش رسول خدا(ص ) آوردند آن حضرت با ديدن او سخت مسرور شد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و روز هفتم تـولدش گوسفندى براى او عقيقه كرد و به مادرش فرمود: "سرش را بتراشيد و به وزن موهايش نقره صدقه دهيد".
آن حـضـرت شش سال و چند ماه با جد بزرگوارش رسول خدا(ص ) و پس از آن بيست و نه سال و يـازده مـاه بـا پدرش اميرالمؤمنين (ص ) و پس از آن حدود ده سال با برادرش امام حسن (ص ) و حـدود ده سـال پـس از شـهـادت امـام حسن (ص ) زندگى كرد مدتى كه آن حضرت پس از امام حسن (ص ) زندگى كرده است، مدت امامت او محسوب مى شود.
كـنـيـه امـام حسين (ع ) "ابوعبداللّه " بود لقب هاى فراوانى به آن حضرت داده اند و از جمله پس از شـهـادت ايشان را "سيدالشهدا" خواندند چنان كه مى دانيم تا پيش از آن لقب سيدالشهدا بر حـمزه، عموى پيامبر اطلاق مى شد و پس از شهادت سبط گرامى رسول اللّه امام حسین(ع) را به اين لقب خواندند.
ادامه مطلب
قرضاوي در تاريخ 9/9/1926 ميلادي در مصر متولد شد و حفظ قرآن را تا 10 سالگي تمام كرد. سپس وارد دانشگاه الازهر شد و در سال 1953 مدرك عالي دانشكده اصول دين و در 1954 مجوز تدريس در اين دانشگاه را دريافت كرد. در سال 1960 مدرك كارشناسيارشد مطالعات عالي علوم قرآن و سنت و در سال 1973 مدرك دكتري را با رتبه عالي از دانشكده اصول دين دريافت كرد.
وي پس از فراغت از تحصيل، به عنوان ناظر امور ديني اداره اوقاف و فرهنگ اسلامي الازهر مشغول به كار شد؛ آنگاه مديريت دفتر امور ديني قطر را بر عهده گرفت و به عنوان رئيس و مؤسس بخش مطالعات اسلامي در دانشكده تربيت و مدير و مؤسس دانشكده شريعت و مطالعات اسلامي و نيز مدير مركز تحقيقات سنت و سيره به فعاليتهاي خود كه تا امروز ادامه دارد، تداوم بخشيد.
قرضاوي از عنفوان جواني به عنوان خطيبي مسلمان و فعال در جنبشهاي اسلامي دعوت به آموزههاي ديني را در صدر كارهاي خود قرار داد و در اين راه به علت سخنرانيها و نوشتهها و اشعار و مقالههاي تأثيرگذارش، بارها چه در دوره حكومت پادشاهي و چه در دوره حكومت جمهوري مصر به زندان افتاد.
اين انديشمند مسلمان در جريان فعاليتهاي اسلامي و اجتماعي خود، ارتباط نزديكي با جنبش "اخوانالمسلمين" پيدا كرد و در كتابهاي خود همواره از "سيد قطب"، "حسن البنا"، "ابو الاعلا مودودي"، "ابن عبدالوهاب" و "رشيد رضا" تمجيد ميكند.
وي صاحب بيش از 80 اثر در زمينههاي اسلامي است كه برخي از آنها دهها بار تجديد چاپ شده و بسياري از آنها نيز به زبانهاي مختلف ترجمه شده است.
قرضاوي كه خود را يك سلفي متجدد معرفي ميكند ، همچنين صدها اثر به صورتهاي مقاله، شعر، سخنراني و تدريس از خود به جا گذاشته و تمام تلاش وي در اين آثار، جمع بين محكمات شرعي با مقتضيات زمانه بوده است.
وي سفرهاي متعددي به كشورهاي مختلف جهان داشته و در صدها سمينار و همايش بينالمللي شركت كرده است.
اين دانشمند مسلمان، رئيس و عضو مجامع و مؤسسات مختلفي چون اتحاديه علماي مسلمان، مجمع فقهي انجمن اسلامي العالم در مكه، مجمع سلطنتي تحقيقات اسلامي اردن، مركز مطالعات اسلامي آكسفورد، شوراي دبيران دانشگاه اسلامي جهاني اسلام آباد، سازمان دعوت اسلامي خارطوم و هيأت نظارت شرعي بر تعدادي از بانكهاي اسلامي است.
قرضاوي جوايز علمي متعددي دريافت كرده كه جايزه بانك توسعه اسلامي، جايزه ملك فيصل به علت مشاركت در مطالعات اسلامي، جايزه عطاي ويژه علمي از رئيس دانشگاه اسلامي جهاني مالزي و جايزه فقه از سوي سلطان برونئي از جمله آنهاست.
وي بهرغم اينكه در جهان عرب، از علماي سني موافق ايران محسوب ميشود اما انتقادات بعضاً تندي را هم درباره جمهوري اسلامي ايران مطرح كرده است.
از جمله موضعگيريهاي وي در قبال ايران ميتوان به انتقاد از همكاري تهران با واشينگتن در برخورد با طالبان، موافقت ايران با اعدام صدام و مخالفت با آنچه تبليغ تشيع از سوي ايران در كشورهاي عربي ميخواند، اشاره كرد.
وي در سال 2001 نيز در برنامه "شريعت و زندگي" شبكه خبري الجزيره قطر كه از سوي اعراب تندرو "شبكه قرضاوي" ناميده ميشود، با "محمدعلي تسخيري" دبيركل مجمع تقريب مذاهب اسلامي درباره درگيري ايران با طالبان مناظره و از سياستهاي ايران در قبال تحولات افغانستان بهشدت انتقاد كرد.
قرضاوي در موضعگيري اخير خود نيز ضمن حمايت از صدام و طرح ادعاي توبه وي در سال هاي پاياني عمر خود، ايران را كه در اعدام صدام نقشي نداشته مخاطب ساخت و گفت: تهران بايد در يك موضعگيري آشكار، مخالفت خود را با اعدام صدام در روز عيد قربان اعلام كند وگرنه ثابت ميشود كه ايران در اين برنامه نقش داشته است.
وي همچنين در نشست اخير همايش تقريب مذاهب اسلامي كه در دوحه، پايتخت قطر برگزار شد، با اعتراض به شيعيان،خواستار توقف آنچه تبليغ تشيع در كشورهاي عربي و كشتارهاي مذهبي در عراق خواند، شد.
وي فتاوايي را نيز مطرح كرده كه هم در ميان اهل سنت و هم در ميان شيعيان با انتقادات شديدي مواجه شده است كه از جمله آنها ميتوان به حرمت زيارت قبور امامان و صالحان ياد كرد.
وي همچنين در صفحه 11 كتاب "فرهنگ غلو در تكفير"، اقدامات تروريستي برخي از سني هاي تندرو را تبرئه و ادعا كرده است اين غلو اشكال ندارد زيرا اينها جوانان مخلص، غيرتمند و متديني هستند كه اقدام به تكفير مسلمانان مخالف خود ميكنند و خون و اموال آنها را حلال ميدانند.

در روز 9 ربیع الاول سال 1349 هـ . ق در شهر مقدس مشهد متولد گردید و پدرش به میمنت نام جدش ایشان را علی نام نهاد.
حال با توجه به آنچه بيان شد، روشن است که در چنين روزهايى و در ميان شکوفا شدن گلهاى رنگارنگ، يک نفر به نام “مصلح بن عبدالله بن شرف الدين شيرازي” ملقب به “ملک الکلام” و “افصح المتکلمين” يا همان سعدى شيرازى خودمان، در سن پنجاه سالگى و بعد از کسب تجارب بسيار و به دست آوردن علوم و معارف اسلامى دست به نگارش کتابى چون گلستان بزند و يادگارى بس عظيم و بزرگ را از خود به جا بگذارد. 


و حاکى يک لطافت و روحانيت و معنويت نوع دوستى است که نظيرش در بشر ديده نشده و خدايش به عظمت ستوده است که فرموده انک لعلى خلق عظيم. الحق بشر برابر عظمت روحى و بزرگوارى و مکرمت نفسانى او بسيار خورد و حقير است.
