همگرایی شیعه و اهل سنت
وبلاگي آزاد براي مسلمانان فارسي زبان جهان ( اعم از شيعه و اهل سنت )
ماجرای شیعه شدن پسر قرضاوی
پنجشنبه 18 مهر1387
وی در این اطلاعیه افزوده است: «تنها منبعی که حق دارد از سوی وی اعلام موضع کند فقط دفتر وی در قاهره است که روشهای تماس با آن نزد همگان معروف است.»
پسر شیخ القرضاوی همچنین تصریح کرده است که در طول سال 2008 میلادی (از دی پارسال تا امروز)، هیچ اظهار نظر یا مصاحبهای با هیچ نشریه، مجله یا روزنامهای در حوزه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس [از جمله روزنامه سعودی "الوطن"] نداشته است.»
وی در پایان ابراز امیدواری کرده است که خداوند از این قبیل خطاها و اشتباهات درگذرد.
عبدالرحمن یوسف القرضاوی، هفته گذشته نیز در پی تردید برخی رسانههای عربی در مورد شیعهشدن خود، برای نخستین بار بخشی از شعر بلند خود در مدح سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان را در یک روزنامه مخالف دولت مصر به چاپ رساند.
وی در این شعر، با تمجید از مقام شامخ نصرالله، آن دسته از مفتیهای وهابی را که از این رهبر شیعیان لبنان با عنوان "لعنکننده صحابه" نام میبرند به مارها و عقربهایی تشبیه کرده بود که با اسلام و جهاد به مقابله برخاستهاند.
پیش از این، حجتالاسلام والمسلمین علی الکورانی، از علمای لبنانی مقیم شهر مقدس قم در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی "اهل البیت(ع)" اعلام کرد: «آقای عبدالرحمن القرضاوی، پسر شیخ یوسف القرضاوی (مفتی اهل سنت) به مذهب تشیع گرویده و عصبانیت شیخ از شیعیان در مدت اخیر نیز ناشی همین مسأله است و اینجانب از این بابت اطمینان دارم.»
روزنامه لبنانی "البلد" نیز فاش کرده بود، علت خشم اخیر شیخ یوسف القرضاوی از مذهب تشیع، شیعهشدن یکی از نزدیکان اوست. این روزنامه به رابطه خویشاوندی وی اشارهای نکرده بود اما شیخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علمای برجسته لبنان نیز در پی انتشار این خبر، صحت آن را تأیید کرد.
عبدالرحمن یوسف که اکنون از برجستهترین معارضان سیاسی مصر و عضو جنبش ضد دولتی "الکفایة" نیز هست و اشعار شدیداللحنی علیه "حسنی مبارک" سروده است، در سالهای اخیر، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت بهویژه جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان، به شیوههای مختلف ابراز کرده و از جمله آنها قصیدهای است که در بیت پایانی آن آورده است:
« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـیْـنـَیـْـکَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤیـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوی وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...
بالأمْـس ِ کـُنـَّـا نـَـرَی فی العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و الیـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "
(چشمبندت را از دیدگانت بیفکن زیرا چشمانت را از دیدن آتشی که چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا دیروز عزت را در قاهره میدیدیم اما امروز از شوق دستیابی به عزت، تهران را مینگریم.)
پایگاه اطلاعرسانی هجر نیز به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد: «عبدالرحمن یوسف، انسانی اخلاقمدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ میکند و به همین دلیل تا کنون از اعلام علنی تشیع خود، خودداری کرده و سعی دارد این موضوع را از طریق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل کند و اذا تا اطلاع ثانوی، از اعلام این پرهیز خواهد کرد.»
عبدالرحمن یوسف که از محبوبیت فراوانی بین عربزبانان جهان برخوردار است، همچنین پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهای بنتجبیل، مارونالرأس و ضاحیه جنوبی بیروت که منطقه شیعهنشین پایتخت لبنان است ضمن بازدید از ویرانههای باقیمانده از حملات رژیم صهیونیستی، با شیعیان و ایتام شهدای این مناطق، ابراز همدردی کرد.
وی همچنین دیوان جدیدی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل" (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله که از پروردگارم میخواهم او را از شر موشکهای یهود و نیز موشکهای اعراب حفظ کند.»
وی همچنین دیوان جدیدی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل" (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله که از پروردگارم میخواهم او را از شر موشکهای یهود و نیز موشکهای اعراب حفظ کند.»
عبدالرحمن القرضاوی، در مقدمه این کتاب که آن را بر روی پایگاه اطلاعرسانی خود قرار داده، آورده است: «من بلافاصله پس از پایان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر کردم و بسیاری از مناطق جنگزده را از نزدیک دیدم؛ ویرانیها و آوارها را پیش از آنکه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهمتر، پهلوانانی را به چشم خود دیدم که این پیروزی را آفریده بودند و در این هنگام بود که سرایش این قصیده را از سر گرفتم و آن را در روز بیست و ششم رمضان همان سال به پایان رساندم.»
این شاعر عرب با بیان اینکه بیشتر ابیات این قصیده را در راه قاهره، اسکندریه، بیروت، قانا و بنتجبیل سروده است، تأکید میکند: «همچنان این قصیده را یک تجربه حسی متمایز میدانم و در پایان باید از مسؤولان حزبالله لبنان که با من همکاری کردند و فرصت بازدید از اماکنی را که میخواستم فراهم کردند قدردانی کنم.»
منبع خبر: خبرگزاری فارس
نوشته شده توسط ابوجواد
| لینک ثابت |

